![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:25 توسط ناصر |
|
|
«و قل جاء الحق و ذهق الباطل إنّ الباطل كان ذهوقاً؛ بگو حق آمد و باطل از میان رفت، بیتردید باطل نابود شدنی است». (سوره اسراء، آیه 81)
آخرين آمار که از سوي پايگاه الکترونيکي «ويکي پديا» انتشار يافته، حکايت از روند روبه رشد تعداد شيعيان در سراسر جهان دارد. اين روند به ويژه از سال 2005 ميلادي و پس از آن بعد از جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژيم اشغالگر قدس، سرعت بيشتري يافت.اين در حاليست که گسترش تعاليم اين مذهب در جهان باعث شده در بسياري از کشورهاي غربي نيز تشيع گسترش يابد. به رغم تبليغات گسترده دشمنان مذهب تشيع به ويژه وهابيت عليه اين مذهب و نيز مشکلات و ضعفهايي که در برنامههاي تبليغي شيعيان وجود داشته، آمار شيعيان روز به روز در جهان رو به افزايش است. خداوند فرموده:« در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته ما به ارث خواهند برد.» و همچنین فرمود: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرمود که در زمین خلافت دهد، چنان که امت های صالح پیامبران گذشته را جانشینان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند. آیات شریفه قرآن نیز دلالتبر حقانیت وعده خدا وتخلف ناپذیز بودن آن دارند: فاصبر ان وعدالله حق .شکیبا باش که وعده خدا حق است . ان الله لایخلف المیعاد . به راستی که خدا خلف وعده نمیکند . گرچه شب تاریک است اندکی صبر سحر نزدیک است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 16:42 توسط ناصر |
|
|
زهرا :عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی... زمانی که پیامبر امام علی را به عنوان وصی خود در غدیرخم معرفی فرمودند،میدانستند که سند کشته شدن دختر گرامی خود را امضا میکند.پس از فوت پیامبر،زمانی که علی در گیر مراسم تدفین پیامبربودند، منافقین به دنبال تعیین جانشین برای پیامبر بودند و سرانجام بدون دخالت رأی عموم مردم و بدون توجه به وصیت پیامبر، اولی را به عنوان خلیفه انتخاب کردند.حضرت علی شبانه پیامبر را به خاک سپرد و پس از آن نیز خانه نشینی را شروع کرد. این شرایط ،شرایط بسیار سختی برای امام علی بود زیرا اگر از خانه بیرون می آمد باید با منافقین بیعت می کرد و یا باید با آنان میجنگید و کشته میشد که در این صورت فاتحه اسلام خوانده میشد و اگر هم در خانه می ماند... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 1:0 توسط ناصر |
|
|
بني اميه خوب مي دانستند مشهور شدن علي و فرزندانش و آشكار شدن خوبيهايشان باعث هلاكت آنها و مسلط شدن حكم قرآن بر آنهاست كه آن را به دور انداخته بودند و الا دست به اين همه جنايت نمي زدند.آنها در پنهان داشتن فضائل اهل بيت عليهم السلام كوشيدند وبه آن حريص بودند و مردم را وادار به كتمان آن و پرده پوشي بر آن مي نمودند. آنان هشتاد سال سلطنت داشتند و در اين مدت براي گمنام كردن ياد علي و فرزندانش و خاموش نمودن نورش از هيچ كوششي فرو گذار نكردند.فضائل و مناقب و سوابق او را كتمان كرده و مردم را وادار به دشنام و بدگوئي و لعن حضرتش مينمودند.پيوسته از شمشيرهايشان خون شيعيان علي بن ابيطالب و اهل بيت پاكش مي چكيد .عده شيعيان كم ليكن دشمنانشان زياد بودند و لذا يا به قتل ميرسيدند و يا اسير ميشدند و يا تبعيدي و فراري بودند و يا مخفيانه و با ترس زندگي مي كردند،آنگاه همه دستجات در از بين بردن فضائلش بسيج شدند و كوشيدند و براي اينكار به نيرنگ ها و تاويلات دست يازيدند و آنان يا خارج از دين بوده و يا از دشمنان كينه توزش و يا از كساني بودند كه امر بر آنان مشتبه شده و يا تازه به دوران رسيده لجباز و معاند بودند كه فضائل او را قبول نداشته و رد ميكردند و گاهي معتزلي بودند كه با علم به شبه هاي مخالفين باز هم به حيله هائي براي باطل كردن مناقبش دست ميزدند و فضائل مشهورش را كه بطلان و انكار در آنها راه نداشت تاويل ميكردند گاهي تاويلي دور از ذهن و غير قابل قبول و گاهي با قياسي غلط مي خواستند قدر آنحضرت را پائين آوردند.و تحقيقا همه مردم مي دانند كه قدر ت حكومت و سلطنت در اختيار آنها بود ونيز همه از عظمت ومنزلت شيوخ و علما و فرماندهان آنها آگاهند كه چگونه گفتارشان آشكار و قدرتشان بر همه چيره بود و ترس و تقيه اي هم نداشتند و هرچه مي خواستند مي گفتند و كسي جرات نقد و ايراد را هم نداشت.تا جائيكه نوزادي را كه نامش علي بود مي كشتند اگر محدثي مي خواست حديثي از امام علي نقل كند نام او را نميبرد و به كنايه مي گفت مردي از قريش چنين گفت،مردي از قريش چنين كرد.اما همه اين نقشه ها و اين دشمنيها جز آنكه بر عظمت و رفعت حضرتش بيفزايد و نورانيت او را واضحتر نمايد نتيجه ديگري نداد زيرا خدا نخواست كه فضايل علي و اولادش مخفي بماند بلكه چنين اراده كرده بود كه امر او و فرزندانش روز به روز روشن تر و درخشان تر و محبتشان در دلها فراوان تر و شديدتر و ياد آنان منتشر تر و زيادتر و برهانشان واضحتر و قويتر و فضلشان آشكار تر و شانشان برتر و قدرتشان عظيم تر و دشمنانشان خوارتر،تا آنجا كه تمام اهانتهاي دشمنان به آنها عامل عزتشان و ميراندن يادشان باعث زنده شدنشان گرديد و آنچه كه از شر و بدي نسبت به آنحضرت و شيعيانش اراده كرده بودند به خير وخوبي مبدل گشت و لذا آنقدر از فضايل و خصايص و امتيازات آنحضرت به ما رسيد كه احدي بر او پيشي نجست و كسي با او مساوي نگشت.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 7:7 توسط ناصر |
|
|
ما طبق منابع خود اهل سنت ثابت میکنیم که این القاب خاص امیرمومنان علی است با اینحال اهل سنت اصرار دارند این القاب را به شیخین خود(ابوبکر و عمر) بدهند.! حتى يك حديث صحيحى كه پيامبر ـ صلى الله عليه و آله و سلّم، ابوبكر را صديق خوانده، و يا عمر، را فاروق خوانده باشد نداريم، و آنچه آمده راجع به حضرت على علیه السلام است. حال ببینیم فاروق اعظم لقب کیست و چه كسي آن را به عمر داده است؟ و آیا این لقب بزرگ(شکافنده حق و باطل) واقعا برای عمر است یا برای کس دیگریست و او هم مانند ابوبکر از یک نفر دیگر وام گرفته!!؟ برخی از علمای اهل سنت نظیر محمد بن سعد در الطبقات الكبري ، ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق ، ابن اثير در اسد الغابة و محمد بن جرير طبري در تاريخش مينويسند : يعني ابن شهاب ميگويد : اين گونه به ما رسيده است كه اهل كتاب نخستين كساني بودند كه به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان از سخن آنها متأثر شدند و اين لقب را در باره عمر استعمال كردند و از پيامبر اسلام هيچ مطلبي در اين باره به ما نرسيده است.!!! امام نسائى چنين روايت مى كند: «كنا عند عمر فأتاه رجل، فقال: يا أمير رُبّما نمكُثُ الشهر والشهرين ولا نجد الماء؟ فقال عمر: أمّا أنا فاذا لم أجد الماء لم أكن لأُصلي حتى أجدَ الماء... و در همه مشکلات ، این ابوالحسن علی باب علم نبی بود که به فریادش میرسید ومشکلش را حل میکرد چنانکه خود او بیش از هفتاد بار اعتراف کرد: اگر علی نبود من هلاک میشدم.!حال خوانندگان عزیز با در نظر گرفتن احاديث ذيل خود قضاوت کنند که لقب فاروق اعظم برای کیست؟ احادیث رسول الله در مورد فاروق اعظم و صدیق اکبر بودن امام علی علیه السلام: به سند از بزرگان اهل سنت: محمد بن طلحه شافعی در مطالب السؤل، طبری در کبیر، بیهقی در سنن و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابن عباس، سلمان، ابیذر و حذیفه نقل مینمایند که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله با دست، اشاره به علی بن ابی طالب نمود و فرمود: «ان هذا اول من آمن بی و اول من یصافحنی یوم القیامة و هذا الصدیق الاکبر و هذا فاروق هذه الامة یفرق بین الحق و الباطل» همانا علی نخستین کسی است که به من ایمان آورد و اول کسی بود که در روز قیامت با من مصافحه می کند علی، صدیق اکبر و فاروق این امّت و جداکننده حق از باطل است. تا اينجا طبق كتب خود اهل سنت ثابت كرديم كه صديق اكبر و فاروق اعظم از القاب اميرالمومنين علي عليه السلام است و این ادّعا را به غير از او جز دروغگو و افترا زننده نمی کند. حال دو حديث هم از كتب شيعيان در اين مورد مي آوريم: المراجعات می نویسد پیامبر (ص) با دست مبارک خود به حضرت علی (ع) اشاره نمودند، وفرمودند: "ان هذا اول من آمن بی واول مِن یصافحنی یوم القیامة الصدیق الاکبرو هذا فاروق هذه الامّه،یفرح بین الحق من الباطل و هذا یعسوب المؤمنین..." همانا علی نخستین کسی است که به من ایمان آورد و اول کسی بود که در روز قیامت با من مصافحه می کند علی، صدیق اکبرو فاروق این امّت است جداکننده حق از باطل و پیشوای اهل ایمان است... مرحوم صدوق رضوان اللّهعليه در كتاب عيون اخبار الرضا از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل ميكند که خطاب به امام علی علیهالسلم فرمودند: ای علی، تو حجت خدایی، تو باب خدایی، تو راه به سوی خدایی، تویی نبأ عظیم (آن خبر بزرگ)، تویی صراط مستقیم (راه راست)، تویی مَثَل اعلی (نمونه برتر). ای علی، تو امام مسلمانان و امیرمؤمنان و بهترین اوصیا و سرور صدّیقانی. ای علی، تویی فاروق اعظم(که میان حق و باطل به خوبی فرق مینهی)تویی صدّیق اکبر. ای علی، تو جانشین من بر امّتم و پرداخت کننده دَینم، و انجام دهنده وعدههای من هستی. ای علی، تو پس از من مظلوم واقع خواهی شد. ای علی، تو پس از من تنها میمانی و همه از تو جدا میشوند. ای علی، تو پس از من محجور (و محروم از حق خود) میمانی؛ خدای متعال و حاضران از امتم را گواه میگیرم که هواداران تو هواداران منند، و هواداران من هواداران خدایند و هواداران دشمنانت هواداران شیطانند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:18 توسط ناصر |
|
|
متن فتوای یکی از شیوخ وهابی در مورد تکفیر شیعیان رافضیان خود را شیعه می نامند و ادّعای دوستی آل بیت رسول الله (ص) را دارند، آنها بدترین طوایف امّت اسلامی هستند، مؤسس این مذهب نامش عبد الله بن سبأ است که اصحاب سبئیه یاران افراطی او بودند که ادّعای خدایی علی را کردند و اکنون می بینید که به امامانشان از ذریه علی مقام خدایی می دهند، «اینان به اجماع تمام مسلمین کافرند»!!!، و اگر اسلام را ظاهر و عقیده شان را کتمان کنند، منافق محسوب می شوند، اینان از طوایف افراطی رافضه اند که عدّه ای از علما در موردشان گفته اند: آنها رافضی بودن خود را آشکار، و کفر محضشان را پنهان می دارند.
فعالیتهای ضد شیعی در برخی از شهرهای جنوبی کشور در حال گسترش است. وحشت وهابیون از گسترش تشیع از گسترش فرهنگ برخواسته از قرآن در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل کرده و استقبال آنان از اين مکتب نوراني مطابق با سنت راستين محمّدي (ص) مي باشد که چند نمونه را در اینجا می آورم:
شيخ محمد مغراوي از ديگر نويسندگان مشهور وهّابي ميگويد: با گسترش مذهب تشيع در ميان جوانهاي مشرق زمين ،بيم آنرا داريم که اين فرهنگ در ميان جوانان مغرب زمين نيز گسترده گردد. شیخ ناصر قفاري استاد دانشگاه هاي مدينه مينويسد :اخيراً تعداد زيادي از اهل سنّت به طرف مذهب شيعه گرايش پيدا کرده اند و اگر کسي کتاب « المجد في تاريخ البصرة و نجد» رامطالعه کند به وحشت مي افتد که چگونه برخي از قبايل عربي به صورت کامل مذهب شیعه را پذيرفته اند. |
|||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 14:50 توسط ناصر |
|
|
√ ۱۰/۱۲/۱۸ قمري؛
صداي ناله بنت بانوي آسماني - سلام الله عليها- از پشت خيمه هاي حسين از اهل كساء مى باشد كه آيه تطهير و آيه مباهله در حق آنان نازل شده وى امام درستكار پرهيزكار فرزند پاک دختر پيغمبر مصطفى و سومين فرد از كسانى است كه اطاعت آنان بر ما واجب شده است... وى در كربلا سر بريده مى گردد، همچنانكه با گوسفند عمل مى شود، و با وجود آن حقيقت را از مردم پنهان ساخته و خواسته اند كه ما در جهل بسر بريم... كه پشت سطرها را در تاريخ نخوانيم... چرا امت به خود اجازه داد كه اهل بيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را بكشند و چه كسى زمينه اين كار را فراهم كرد؟ چون ظلم به حسين ما را به پرسش در مورد ظلم به حسن مى كشاند كه به معنى سخن گفتن در موردمعاويه مى شود و آن ما را به بحث درباره آنچه آنها در روزگار عثمان فتنه مى ناميدند، مى كشاند و اين بدون شك به ويرانى سقيفه بر سر صاحبانش مى انجامد، و اين چيزى است كه علماى فاضل ما از آن بيمناك اند. عاشورا روزی است که شجره خبیثه سقیفه به بار نشسته و عمریان و امویان مشغول آبیاری آن با خونهای پاک فرزندان پیامبر هستند. ابن زياد همچنان با نامى جديد بر سينه ى امت زانو زده و شريح قاضى همچنان با زبانى جديد در مورد كافر و نجس بودن شيعيان ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام و پاكى يهود و وجوب صلح با آنان فتوا مى دهد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:44 توسط ناصر |
|
|
اينك نمونه اى ديگر از تحريفات مورخين نسبت به حقايق رانقل مى كنيم , آنها چنانكه فضايل على (ع ) واهل بيت او را مخفى نگه داشته اند, هر چيزى را هم كه از شان صحابه وبه خصوص خلفا بكاهد وآن را بى ارزش كند نيز مخفى كرده اند, حال اين حادثه را درنظر بگيريد كه هر دو جهت را دارد, هم فضايل على (ع ) را مخفى كرده وهم اعمال زشت خلفا را: مورخين و در راس آنها طبرى , نامه هايى را كه ميان محمد بن ابى بكر از شيعيان اميرالمؤمنين (ع ) و مـعـاويـة بـن ابـى سـفـيان رد وبدل شده است را مخفى كرده اند . تحریف حقایق موج گرایش به مذهب اهل بیت علیهم السلام در میان اهل سنت رو به فزونی نهاده و هر روزه تعدادی از اندیشمندان و روشنفکران اهل سنت به تشیع می پیوندند. و از آنجا که این مستبصرین در گفته ها و تالیفات خود برای اثبات حقانیت مذهب تشیع به کتب معتبر اهل سنت و احادیث معتبری که در این کتب آمده (مانند احادیثی که در در مورد ولایت حضرت علی بیان شده)استناد می کنند.این موضوع باعث نگرانی برخی علمای اهل سنت شده تا جائیکه در کتب معتبر تاریخی دست برده و آنها را تحریف کرده اند.! <<آیة الله سيد محمد يثربي استاد دروس خارج حوزه علميه قم در سي و ششمين جلسه تفسير آيات ولايت و امامت كه در كاشان و در حسينيه مرحوم آية الله يثربي قدس سره برگزار گرديد اظهار داشتند كه متاسفانه دربرخي مجامع علمي اهل سنت از مدتها قبل خيانتي بزرگ آغاز شده است و در برخي از احاديث معتبرترين كتب اهل سنت از قبيل صحيح بخاري و صحيح مسلم حذف شده يا جابجائي در آنها صورت گرفته است در حاليكه بنابر اعتقاد اهل سنت اين دو كتاب پس از قرآن صحيحترين كتابها محسوب مي شوند. آيةالله يثربي پس از بيان اتفاق ناگوار اعلام داشتند:حاضريم درحضور علماي اهلسنت به وضوح نشان دهيم كه در كدام چاپ از بخاري كدام حديث مورد دستبرد قرار گرفته و كدام حديث جابجا شده است.اين يك خيانت بزرگ علمي است كه پيروان يك مكتب در صحيحترين كتب تحريف ايجاد كنند.اگر تعصب باعث شود در معتبرترين كتب تحريف اتفاق افتد،ديگر چه اعتمادي باقي خواهد ماند؟>> نمونه ای از تحریف کتب معتبر تاریخی: حديث دار در روز انذار : پیامبر اعظم(ص) با اشاره به امام علی(ع)فرمودند:<<ان هذا اخی و وصی و خلیفتی من بعدی،فاسمعوا له و اطیعوا این برادر من،وصی من و جانشین من بعد از من است، پس به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمائید.>> (منابع موثق اهل سنت : تاريخ طبري ج 2 ص 319، تاريخ ابن اثير ج 2 ص 62، سيره حلبيه ج 1 ص 311، شواهد التنزيل حسكاني ج 1 ص 371، كنز العمال ج 15 ص 15، تاريخ ابن عساكر ج 1 ص 85، تفسير خازن نوشته علاءالدين شافعي ج 3 ص 371، حيات محمد نوشته حسنين هيكل چاپ اول – باب « وانذر عشيرتك الاقربين» ) این حدیث از احادیث صحیح و درست است که مورخان آن را در آغاز بعثت پیامبر نقل کرده اند.اما سیاست و لجاجت،همه حقایق و رویدادها را وارونه جلوه داد و عوض کرد. محمد حسنین هیکل تمام حدیث را در کتابش (حیات محمد)و در صفحه ۱۰۴ از چاپ اول سال ۱۳۵۴ هجری قمری آورده است،اما در چاپ دوم و چاپهای بعدی این جمله <<وصیی و خلیفتی من بعدی>>حذف شده است!!همچنین از کتاب تفسیر طبری ج ۱۹ص۱۲۱این جمله را حذف کرده اند و به جای آن کلمات دیگری ازخودشان نوشته اند!!غافل از اینکه خود طبری همین روایت را در تاریخ خودش ج ۲ ص ۳۱۹ بطور کامل نقل کرده است.!!! حال پرسش ما این است که چرا عده ای بیشترین تلاششان آنست که حقیقت را بپوشانند تا واقعیات آشکار نشود؟چرا گاهی احادیث صحیح را توجیه می کنند و معانی دیگری را برایش جعل می کنند(همچنانکه معنای حدیث غدیر را تنها دوستی علی می دانند نه سرپرستی و ولایت علی!)و گاهی احادیثی را که با مذهبشان ناسازگار است،تکذیب می کنند،هر چند در صحاح و مسندهای خودشان آمده باشد. و گاهی نیمی از حدیث یا دو سومش را حذف می کنند و به جای آن جمله هایی از خود اضافه می کنند!و گاهی روایات موثق را مورد تشکیک و طعن قرار می دهند زیرا احادیثی روایت کرده اند که با هوای نفسشان سازگار نبوده است.گاهی هم احادیثی را در چاپ اول کتاب نقل کرده اند و در چاپهای بعدی حذف می کنند و هیچ اشاره ای به انگیزه حذف و نادیده گرفتن حدیث نمی کنند، چرا و به چه منظور سخنان را تغییر می دهید؟چرا و به چه منظور احادیث را تحریف می کنید؟چرا و به چه منظور حقایق و رویدادها را وارونه نشان می دهید؟؟؟ لازم به ذکر است:مراکزی در قم مشغول بررسی و مقایسه کتب قدیم با کتب جدید اهل سنت هستند.این مراکز حتی با عکسبرداری از کتب مدارک خوبی را بر تحریف کتب جدید سقیفه گرایان ارائه می دهند. امید است با سرعت بیشتری این توطئه علمی مذهبی به گوش عموم مردم اعم از شیعه و سنی برسد تا معلوم شود که حق کجاست و حقیقت کدام است.انشاالله |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:28 توسط ناصر |
|
|
یک پژوهشگر عرب نوشت: در حالی که مقامات عربستان سعودی دم از احقاق حقوق ملت عراق میزنند، خودشان در شبه جزیره عربستان، شیعیان را در معرض بدترین شکنجه ها و آزارها قرار دادهاند. به گزارش شیعه نیوز به نقل از شبکه خبر، دکتر فواد حمزه الحسن در کتاب خود به نام «شیعیان در کشور عربستان سعودی» که به تازگی در لندن به زبان انگلیسی منتشر شده است، اطلاعات کاملی درباره وضع شیعیان در عربستان ارائه کرده است. این کتاب از رفتار وحشیانه و غیرانسانی آل سعود با شیعیان شبه جزیره عربستان پرده بر میدارد تا همه جهانیان به جنایت های این حاکمان و گزافه بودن ادعاهای دینی و سیاسی آنان پی ببرند. کتاب فوق با هدف دفاع از حقوق شهروند شیعی ساکن عربستان سعودی تالیف شده، چرا که این گروه در معرض بیشترین محرومیتها و شکنجهها در این کشور قرار دارند و این مشکلات باعث شده است که شیعیان احساس ناامنی شدیدی در این کشور کنند. دکتر حمزه الحسن با دقت بالایی، مصادیق سیاسی تبعیض مقامات آل سعود بر ضد شیعیان را به تصویر کشیده و تغییر این سیاست را که تنشهای امنیتی بسیاری را در عربستان ایجاد کرده، خواستار شده است. این گزارش میافزاید: این کتاب برای دو هدف اصلی تدوین شده است، یکی شناساندن شهروندان شیعه و تاریخ و فرهنگ و هویت آنها و دیگری نشان دادن رنجهای شیعیان در سایه سیاستهای فرقه گرایانه مقامات عربستانی. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:51 توسط ناصر |
|
|
فراموش نمی کنم در سال های نخستین که به زیارت خانه خدا مشرّف شده بودم، در مدینه منوره منظره عجیبی دیدم که مرا سخت در فکرفرو برد. گروهی به نام «آمرین به معروف» (از متعصّبان وهّابی) با ریش های بسیار بلند اطراف مرقد پیامبر اکرم(ص)را گرفته بودند و هر کدام شلاّقی در دست داشتند و هر کس به قصد بوسیدن مرقد پیامبر(صلی الله علیه وآله) نزدیک می شد، بر سرش می کوفتند و می گفتند «هذا حدید، هذا خشب و هذا شرک ; این ضریح یک قطعه آهن و چوب بیش نیست، این کار شما شرک است»! آن ها از این نکته غافل بودند که هیچ عاقلی آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمی بوسد، بلکه این کار حرکت نمادینی است برای اظهار علاقه و عشق و محبّت به صاحب آن قبر، همان گونه که همه مسلمین حتّی خود وهّابی ها جلد قرآن را می بوسند. آیا اظهار عشق و علاقه و محبّت به قرآن و پیغمبر اکرم(ص)شرک است؟ هیچ عقل و منطقی با چنین عقیده ای موافق نیست. جالب این که همه وهّابی ها به «حجرالاسود» احترام می گذارند و آن را می بوسند. هنگامی که می گوییم: این نیز قطعه سنگی بیش نیست و سرنوشت ما در دست آن نمی باشد؛ می گویند: پیغمبر اکرم آن را بوسیده ما هم پیروی میکنیم و می بوسیم! می گوییم: مقصودتان این است که پیغمبر(ص) به شما اجازه شرک داده و این مورد مستثنی است و نوعی شرک جایز است، یا بوسیدن دلیل بر شرک نیست؟! اینجا سکوت می کنند و پاسخی ندارند. اضافه بر این می گوییم همه شما «جلد قرآن» را می بوسید و این کار را جایز می شمرید. یک قطعه چرم ومقوا چه ارزشی دارد که می بوسید؟ می گویند هدف اظهار محبّت و احترام به قرآن است! می گوییم این کار شرک نیست؟ می گویند: صحابه رسول خدا(ص)قرآن را می بوسیدند.می گوییم آیا حضرت اجازه داده شما مشرک شوید؟ با این که دلیل شرک غیر قابل تخصیص است «خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد و گناهان پایین تر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می بخشد و آن کس که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است». به یقین بطلان شرک به حکم عقل قطعی ثابت شده و حکم عقل قابل تخصیص نیست. در اینجا پاسخی ندارند. کوتاه سخن این که آنها در گردابی از تضادها و تناقض ها غوطه ورند و خودشان هم کم و بیش می دانند امّا به رو نمی آورند.
بن جبرین از روحانیون ارشد عربستان به تازگی در کنفرانسی که به منظور تکفیر شیعیان و تشدید اقدامات محدودگر ضد آنها در عربستان برگزار شد، از ملک عبدالعزیز پادشاه عربستان خواست مانع از ورود رافضیون کافر (شیعیان) به مشاغل دیپلماتیک و نظامی و نیز ممانعت از سپردن پستهای بلندپایه در دولت عربستان شد. وی همچنین خواستار ادامه محدودیتها بر فرزندان شیعیان عربستان در دانشگاهها و مشاغل استخدامی اداری شده و این اقدامات را به منزله نزدیک شدن به خداوند تعالی دانسته است. وی که در کنار امیر منطقه شرقی عربستان نشسته بود، از او خواست مانع علنی شدن اقدامات شرک آلود (مراسم عبادی شیعیان) شود و از شیعیان بخواهد به شعائر اسلامی پایبند باشند در غیراینصورت جنگیدن با آنها واجب خواهد بود. این سخنان با تایید و تکبیر حاضران و نیز تایید شدن سخنان بن جبرین از سوی امیر منطقه شرقی عربستان، محل اسکان شیعیان همراه شد. شایان ذکر است همین اقدامات باعث شده که ثروتمندان عربستانی پولهای خود را در اختیار جماعت های تروریستی قرار دهند تا هر روزه شیعیان عراق و شیعیان دیگر نقاط جهان را به خاک و خون بکشند. حمله وحوش وهابی به حجاج شیعه به گزارش پايگاه اطلاعرساني هجر، عدهاي از وهابيهاي تندرو با كمين در كوچههاي اطراف مسجدالحرام، پس از مشاهده مينيبوس حامل شيعيان بحريني، با خردهشيشههاي تيز و برنده، بسوي آنها حمله كردند كه به مجروحيت تعدادي از آنها انجاميد.
جمعي از ايرانيان مقيم آمريكا به همراه شيعيان هندي، پاكستاني و اردو زبان، سيام مهرماه جاري در اعتراض به صدور فتاواي تخريبي از سوي مفتيهاي وهابي، مقابل سفارت عربستان سعودي در واشنگتن تجمع ميكنند.به گزارش پايگاه خبري "صوت السلام"، فعالان شيعه جنبش "انتفاضه مهجر" كه ترتيبدهندگان اين تجمع اعتراضآميز هستند از همه مخالفان خشونت و تروريسم تكفيري خواستهاند در اين تجمع اعتراضآميز شركت كنند. |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 20:18 توسط ناصر |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 16:58 توسط ناصر |
|
|
عبد الهادی عبد اللطیف » مفتی عربستان سعودی با صدور فتوایی عجیب گفت: «تناول ذبایح مسیحیان به دلیل اینکه اهل کتاب هستند حلال است؛ اما استفاده از ذبایح شیعیان حرام است چونکه آنها مشرک هستند.»
وی که ریاست بخش پژوهش های اسلامی دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه جوف را بر عهده دارد ادعا کرد: «کتاب و سنت بر حلال بودن ذبح اهل کتاب دلالت می کند و در مقابل، رافضیها (یعنی شیعیان) به دلیل آنکه به درگاه حسن و حسین دعا می کنند مشرک هستند.» این فتوا در پاسخ به استفتایی اعلام شده است که یکی از کاربران سایت متعصب «نور الاسلام» از کانادا از وی پرسیده بود. «آیا جایز است در رستوران هایی که گوشتشان را از محل ذبح شیعیان دوازده امامی می آورند غذا بخوریم، با توجه به اینکه من از برخی افراد مورد اطمینان شنیده ام که آنها در هنگام ذبح، نام حسین بن علی (ع) را می برند؟»!! مفتی نیز در پاسخ این اتهام شگفت انگیز را که شیعیان نام امام حسن و امام حسین علیهم السلام را همسنگ نام خدا بر زبان می آورند تکرار کرده است! این فتوای رسوا، در ادامه فتاوای تکفیری فرقه تندرو و خوارج مسلک وهابیت صادر شده است تا عمق کینه خود را از شیعیان علی نشان دهد لازم به ذکر است که امروزه سه گروه مشغول کشتار مسلمین دنیا هستند اول آمریکائیها دوم صهیونیستها سوم وهابیها که به مراتب از دو گروه پیشین خطرناکترند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 16:57 توسط ناصر |
|
|
تاسیس مدارس وهابی به نام اهل سنت |