تبليغاتX
افشاي ماهيت وهابيت

سُبكي، محقق هم عصر ابن تيميه، معتقد است «ابن تيميه در عقايد اسلامي بدعت گذاشت و اركان اسلام را درهم شكست. او با اتفاق مسلمانان به مخالفت پرداخت و سخني گفت كه لازمه آن جسماني بودن خدا و مركب بودن ذات اوست تا آنجا كه به ازلي بودن عالم ملتزم شد و با اين سخنان حتي از 73 فرقه نيز بيرون رفت»[3].

ابن شاكر كتبي در شرح حال ابن تيميه از رساله‌اي ياد مي‌كند كه وي درباره فضايل معاويه و عدم جواز لعن يزيد نوشته است[4]. ابن حجر هيتمي دانشمند اهل سنت كه در زمره بزرگان علما محسوب مي‌شود، ابن تيميه را فردي مي‌داند كه خداوند او را خوار و گمراه و كور و كر كرده است و پيشوايان اهل سنت بر فساد افكار و اقوال او تصريح دارند. هر كس مي‌خواهد از عقايد وي آگاه شود به كتابهاي ابوالحسن سُبكي و فرزندش تاج الدين و غير آنان رجوع كند.

سخنان ابن تيميه فاقد ارزش بوده و او فردي بدعتگزار، گمراه گمراه‌گر و غير معتدل است. خداوند، به عدلش با او رفتار كرده و ما را از شر عقيده و راه و رسم وي حفظ كند![5]

انتقادات مستمر دانشمندان وقت، موجب انزواي ابن تيميه شد و مرامش به تدريج به دست نسيان سپرده شد، چندان كه ديگر كسي از افكار وي دم نمي‌زد، گويي در جهان چنين كسي نبوده و چنين افكاري را عرضه نكرده است. بر اثر مبارزات ياد شده، از مكتب ابن تيميه جز در كتابهاي شاگرد وي، ابن قيّم جوزي (691 ـ 751) نامي باقي نماند. حتي خود ابن قيم نيز در كتاب «الروح» به چالش با استاد خود پرداخته است.

اكنون بايد ديد چگونه اين مكتب بار ديگر در قرن 12 هجري از انزوا و گم‌ نامي بدر آمد و برخي مجدداً به نشر و ترويج آن پرداختند؟

حدود پانصد سال بعد از ابن تيميه، آراء وي توسط فردي موسوم به محمد بن عبدالوهاب از انزوا و گمنامي بدر آمد و با ترويج آن بوسيله قدرت شمشير، موجي نو از تفرقه و كشتار بين مسلمانان به راه افتاد. متأسفانه طرح مجدد افكار ابن تيميه از سوي محمد بن عبدالوهاب در شرايط و اوضاع تاريخي بسيار نامناسبي صورت گرفت. چنان كه گويي اساساً وضع اين افكار، براي ايجاد شكاف و اختلاف ميان مسلمين، آن هم در بدترين اوضاع و شرايط تاريخي بود! ترويج آراء ابن تيميه از سوي محمد بن عبد الوهاب (كه عنوان مكتب وهابيت را به خود گرفت) و سپس حمله وهابيان با پشتيباني سياسي ـ نظامي شيوخ برخي از قبايل «نجد» به مناطق مسلمان نشين حجاز و عراق و شام و يمن، در دهه‌هاي نخست قرن 13 هجري صورت پذيرفت، اين در حالي بود كه امت اسلامي از چهار سو مورد هجمه و حمله شديد استعمارگران مسيحي قرار داشت.

انگليسيها، فرانسويها، روسهاي تزاري و آمريكائيها هر كدام به نوبه خود در قرن 19 ميلادي گرگ صفتانه امت مظلوم و پريشان اسلامي را مورد حمله قرار داده بودند.

در چنين دوران سختي كه مسلمانان نياز حياتي به همدلي و همكاري بر ضد دشمن مشترك داشتند، محمد بن عبد الوهاب مسلمانان را به جرم شفاعت خواهي از پاكان و زيارت قبور اولياء خدا مشرك و بت‌پرست و واجب القتل خواند! و اعراب باديه‌نشين را برانگيخت كه مناطق سني‌نشين و شيعه‌نشين حجاز و عراق و شام و يمن را به خاك و خون بكشند و اموال مسلمين را ـ به عنوان غنيمت جهاد با كفار ـ به غارت برند!

نكته بسيار عجيب و غير قابل هضم در اين كار، جريان فتواي محمد بن عبدالوهاب (مثلاً بعنوان فقيه) به تكفير مسلمانان جهان و تشويق و پيروان خويش به قتل و غارت فجيع آنان به اتهام شرك و بت‌پرستي است كه صحنه‌‌هاي جانگدازي در طول دو قرن اخير پيش آورده است، چنين فتوايي در بين پيروان اديان الهي كمتر سابقه دارد.

وي در كتاب كشف الشبهات مي‌نويسد: كساني كه فرشتگان و پيامبران و اولياء الله را شفيع قرار داده، و به وسيله آن نزد پروردگار تقرب مي‌جويند، خونشان حلال و قتل آنان جايز است.[6]

خشونت و وحشيگري كه در ذات اين مكتب نهفته و مظاهر آن در حمله و كشتار بي‌سابقه مردم مظلوم كربلاي معلي در سال 1343 هجري قمري كه حدود 7000 نفر از علماء سادات و مردم را قلع و قمع كردند بسيار دور از باور و انسانيت است[7]!

ممكن است تصور شود كه وهابيان، تنها بلاد شيعه نشين را مورد تاخت و تاز قرار مي‌دادند. ولي اين انديشه به هيچ وجه درست نيست و بايد گفت: كليه مناطق مسلمان نشين حجاز و عراق و شام، آماج حملات آنها قرار داشت و تاريخ در اين مورد از هجومهاي وحشيانه‌اي گزارش مي‌دهد كه مجال شرح آن نيست. براي نمونه تنها به يك مورد اشاره مي‌كنيم: جميل صدقي در خصوص فتح طائف به دست وهابيان مي‌نويسد: از پليدترين كارهاي وهابيان، قتل عام مردم است كه بر صغير و كبير رحم نكردند، طفل شير خوار را بر روي سينه مادرش سر مي‌بريدند، و جمعي را كه مشغول فرا گرفتن قرآن بودند، همه را كشتند. چون در خانه‌ها كسي باقي نماند به دكانها و مساجد رفتند و هر كه را ديدند، حتي گروهي را كه در حال ركوع وسجود بودند، كشتند. كتابها را كه در ميان آنها تعدادي قرآن و و ديگر كتب حديث و فقه بود در كوچه و بازار افكندند و آنها را پايمال كردند. اين وقايع خونبار در سال 1217 هـ.ق اتفاق افتاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 18:57  توسط ناصر | 
وهابيت فرقه‌اي است ظاهراً اسلامي، ولي در اصل بر ضد اسلام است. اين فرقه داراي عقايد خاصي است كه بر طبق آن عقايد، تمام مسلمانان را به غير خودشان مشرك مي‌دانند. بنا به عقيده آنها هركس كه قبرهاي انبياء و اولياء الهي را مسح كرده ويا آنها را ببوسد و يا در كنار آنها نماز خوانده و يا چراغ روشن كند، مشرك است همچنين اگر كسي به اين بزرگواران متوسل شود و يا از آنها طلب شفاعت كند، آنها را با خدا شريك قرار داده است.

با توجه به اهميت موضوع برآن شديم تا مقداري براي آشنايي خوانندگان عزيز با فرقه وهابيت که در حال حاضر خود را سرمدار جهان اسلام معرفي مي‌کند و براي اربابان خويش از هيچ جناياتي با ريختن خون افراد بيگناه و مردم نمي‌گذرد و حال به فکر تخريب امکان مقدس اسلام افتاده است ودرصد اين هستند که جاي دشمن اسلام را عوض نمايند و مسلمانان را به جان يکديگر اندازند، همان چيزي که دشمن سالها به دنبال آن است، متاسفانه با چهره اسلام معرف خشونت و... شده است. که دشمن نيز از اين فرصت استفاده کرده و هر طوري شده مي‌خواهد چهره آن را خشن و بي‌سواد، مخالف علم و... براي جهانيان معرفي کند و جايگزين براي خود در اذهان جهانيان گردد که متاسفانه با عملکرد ناصحيح اين گروه ملحد بي‌دين و جنايت کار و خشن و کج‌فهم تا حدودي نيزموفق نيز شده است.

• وهابيت، مكتبي كه بايد از نو شناخت
متاسفانه با سرمايه برخي از کشورهاي عربي که سلطنت و پادشاهي خود را مرهون اين فرقه ضاله مي‌دانند، وهابيت يكي از نوظهورترين و تاثيرگذارترين باورها در بخش کمي از جهان اسلام شده است. داعيان و پيروان اين مكتب به ظاهر اسلامي، در سراسر جهان در حال تبليغ و نشر اسلام به روايت و قرائت خود (بي‌ديني، بي‌سوادي و خشک مقدس و جنايتکار) مي‌باشند در سالها و دهه‌هاي اخير، توفيقات فراواني را به دست آورده‌اند. مراكز ديني بسيار فراواني را در اقصي نقاط جهان با پولهاي نفت و پشتيباني اربابان خود (آمريکا جهانخوار) به راه انداخته و گاه به صورت جنبش‌هاي نظامي، سياسي، اجتماعي و... نمود پيدا كرده و تاثيرات گسترده اي در سرنوشت جهان اسلام به خود اختصاص داده‌اند.

بيشتر جنبش‌هاي سياسي در جهان عرب و حتي ساير نقاط جهان (از حجاز تا پاكستان، افغانستان و چچن) حداقل در قرن اخير و به ويژه در بيست و اندي سال گذشته مانند: القاعده، اخوان المسلمون، طالبان، جماعت اسلامي مصر، التكفير والهجره و... به طور مستقيم و يا غير مستقيم با اين بينش فكري مربوط شده اند.واز ميسر اصلي خود منحرف وبجاي برخورد با دشمن اسلام،در حال برخورد با جهان اسلام هستند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 23:6  توسط ناصر | 
محمد بن عبدالوهاب تبليغ خود را در پرتو قدرت حاكم آغاز كرد. به زودي هجوم به قبايل اطراف و شهرهاي نزديك شروع شد و سيل غنايم از اطراف و اكناف به شهر درعيه كه شهر فقير و بدبختي بود، سرازير گشت. اين غنايم چيزي جز اموال مسلمانان منطقه‌ي نجد نبود كه با متهم شدن به شرك و بت‌پرستي، اموال و ثروتشان بر سپاه محمد بن عبدالوهاب حلال شده بود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:9  توسط ناصر | 
كوتاهي هائي كه در برخورد با عوامل اصلي انفجار حرم عسكريين عليهماالسلام صورت گرفت اين عوامل را گستاخ تر نموده و آنها را به هوس جسارت به ساير عتبات عاليات انداخته است .

تعدادي از مفتيان عربستان سعودي و كويت فتواي انهدام بارگاه مطهر حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام و ساير عتبات در عراق و همچنين حرم حضرت زينب سلام الله عليها در سوريه و بعضي اماكن زيارتي در مصر را صادر كرده اند.

شيخ عبدالرحمن براك شيخ ممدوح الرحبي شيخ ناصرالعمر ابن جبرين شيخ سفرالحوالي از عربستان و شيخ حامدالعلي از كويت علاوه بر صدور فتوا طلاب مدارس علوم ديني و جوانان كم اطلاع و ساده انديش را به انفجار و انهدام حرم هاي مطهر ائمه عليهم السلام بويژه حرم حضرت امام حسين تشويق مي كنند. همين افراد بعد از دوبار انفجار حرم عسكريين عليهماالسلام اقدام به برگزاري جشن نمودند و اين جلسات به مباشران اين انفجارها دعا كردند.

عناصر وهابي در اجراي اين فتواهاي ضداسلامي اقداماتي نيز بعمل آورده و تجهيزات موشكي از نوع « گراد » در استان كربلا مستقر نمودند و از 25 كيلومتري كربلا حرم هاي مطهر حضرت اباعبدالله الحسين و حضرت عباس را نشانه گرفته بودند كه خوشبختانه اين تجهيزات قبل از اقدام توسط نيروهاي امنيتي عراق كشف شد.

اين اقدامات نشان از تلاش جدي و سرمايه گذاري وسيع وهابيون براي انفجار حرم هاي مطهر در عراق دارند واقعه اي كه داراي ابعاد مختلف است و مسئوليت علماي اسلام دولت هاي كشورهاي اسلامي و آحاد مسلمانان را سنگين مي كند و هيچ عذري براي كوتاهي در مقابله با اين فتنه باقي نمي گذارد.

براي خنثي كردن اين توطئه و كور كردن چشم اين فتنه راه هائي بايد طي شود و نكاتي بايد مورد توجه باشند. 

1- دولت عربستان خود نيز اكنون با مفتيان افراطي وهابي مشكل دارد. پيدايش القاعده و طالبان و گروه هاي تروريستي كه حتي در خود عربستان و در شهرهاي جده و رياض در سالهاي اخير دردسرهائي براي دولت اين كشور توليد كرده اند و پايه هاي حكومت آل سعود را با خطر مواجه نموده اند حاكمان سعودي را دچار مشكلات قابل ملاحظه اي كرده است .

اكنون دولتمردان سعودي در صدد چاره جوئي و جستجوي راه حلي براي خلاص شدن از شر وهابي هاي افراطي و تبديل نمودن آنان به عناصري معتدل هستند. حتي اين احتمال نيز در حال بررسي است كه اگر چنين هدفي قابل دسترسي نباشد فرقه وهابي بطور كلي كنار گذاشته شود و به هم پيماني صدساله آل سعود و وهابي ها براي هميشه پايان داده شود.

دولت سعودي نبايد در اين زمينه كوتاهي كند و بايد به اين نكته توجه نمايدكه وقت كشي به زيان خود آل سعود تمام خواهد شد و افكار پليد وهابيون افراطي را در عربستان چنان گسترش خواهد داد كه ديگر جائي براي خاندان سعودي باقي نخواهد ماند.

 بدرفتاري هاي وهابيون با زائران ايراني خانه خدا نيز بخشي از برنامه هاي افراطيون وهابي است كه در حال اجراست و دولتمردان سعودي در برخورد با آن عزم قابل قبولي از خود نشان نمي دهند.

 در عراق نيز اگر سعودي ها فكر مي كنند با اقدامات تروريستي وهابيون جاي پائي براي خود دست و پا خواهند كرد سخت در اشتباه هستند. زيرا اين قبيل اقدامات زمينه را براي از دست رفتن هميشگي منافع سعودي ها در عراق فراهم مي سازد و دولتمردان سعودي فقط در عراق آرام است كه مي توانند جاي پائي داشته باشند. 

2- علماي اهل سنت وظيفه دارند در برابر جنايات وهابي ها عكس العمل نشان دهند. وهابيون از لحظه پيدايش تاكنون همواره لكه ننگي بر دامن اهل سنت بودند و علماي اهل سنت بايد براي پاك ساختن دامان خود از اين ننگ اقدامي جدي بعمل آورند.

 درست است كه هيچيك از مذاهب اهل سنت وهابيون را قبول ندارند و بسياري از آنها كتاب هاي زيادي عليه وهابيت نوشته و منتشر كرده اند ولي اين واقعيت تلخ را نميتوان انكار كرد كه وهابيون مسند فتواي كشوري كه حرمين شريفين در آن وجود دارند را در اختيار دارند و از پشتوانه مالي زيادي برخوردارند و به مدد همين پشتوانه ها توانسته اند در مجامع زيادي نفوذ كنند. اين يك خطر بزرگ براي اساس اسلام است كه بايد با همت علماي اسلام با آن مقابله شود و توطئه هاي تدارك ديده شده اي كه دستهاي پنهان دشمنان اسلام نيز در برنامه ريزي آنها نقش دارند بايد خنثي گردد. 

3- تشديد اقدامات وهابيون عليه اعتقادات و مقدسات شيعيان در سالي كه به « سال وحدت ملي و انسجام اسلامي » ناميده شده يك تصادف نيست . آنها در صدد هستند مانع وحدت امت اسلامي شوند و با اين اقدامات اهداف و اغراض قدرتهاي استكباري را تامين نمايند. در برابر اين توطئه سنگين قطعا دولتمردان جمهوري اسلامي وظايف مهمي دارند كه بايد انجام دهند. تحركات گسترده سياسي براي فعال ساختن كشورهاي اسلامي در جهت سركوب نمودن فتنه وهابيون كه آلت فعل آمريكا و انگليس و صهيونيسم هستند بخشي از وظيفه دولتمردان جمهوري اسلامي ايران است كه بايد با سرعت به انجام برسد. 

4- علماي شيعه نيز نقش مهمي در مقابله با فتنه وهابيون مي توانند داشته باشند . اكنون شيعيان و حتي بسياري از اهل سنت در كشورهاي مختلف از توطئه وهابيون به خشم آمده و اقدام به تظاهرات اعتراض آميز كرده اند. از اين آمادگي ها براي مقابله با توطئه اي كه دشمنان اسلام به دست افراطيون وهابي عليه امت اسلامي تدارك ديده اند بايد بهره برداري شود.

نفوذ كلمه علماي شيعه در اينگونه موارد است كه بايد كارساز باشد و چشم فتنه را كور كند. موثرترين اقدام برقراري رابطه بيشتر ميان علماي شيعه و سني در سراسر جهان اسلام و انجام اقدامات مشترك براي خشكانيدن ريشه غده سرطاني وهابيت از پيكر پاك اسلام است . اين كاري است كه ميتوان انجام داد كاري كه امت اسلامي را از شر تفرقه افكنان نجات خواهد داد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:6  توسط ناصر | 
«توماس فريدمن»، ستون‌نويس روزنامه «نيويورك‌تايمز»، كه يكي از شركت‌كنندگان در اجلاس اخير داووس نيز بوده، با برشمردن تعاملات ايران و عربستان با آمريكا، به سياستمداران كاخ سفيد حمله كرده كه چرا به جاي عربستان، با ايران درگير مي‌شوند.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، وي سپس با ارايه پيشنهاد بازگشايي سريع سفارت آمريكا در تهران، آن را گره‌گشاي مشكلات منطقه و حتي مسأله فلسطين دانست.

در اين مقاله آمده است:
يك آزمايش كوچك از سياست خارجي آمريكا. من مي‌خواهم دو كشور A و B را مقايسه كرده و پس از آن، شما به من بگوييد كدام يك متحد آمريكاست و كدام يك نيست.

كشور A فعالانه در شكست طالبان در افغانستان و جايگزيني آنها با اتحاد مسلمانان ميانه‌رو منتخب آمريكا مشاركت داشت. كشور A معمولا انتخابات‌هايي آزادي را برگزار مي‌كند. در كشور A زنان حق رأي داشته، داراي پست‌هاي اداري بوده و بيشتر دانشجويان دانشگاه‌هاي آن را تشكيل مي‌دهند و به شدت در نيروي كار نيز مشاركت دارند.

در 11 سپتامبر، اتباع كشور A جزو معدود مردم كشورهاي مسلماني بودند كه دست به تظاهرات‌هايي در حمايت از آمريكا زدند. به تازگي، رئيس‌جمهور راديكال كشور A، كنفرانسي را درباره چرايي و رخ ندادن هولوكاست برگزار كرد تا بتواند محبوبيتي به دست آورد. يك ماه بعد كشور A انتخابات شوراهاي شهر را برگزار كرد و طرفداران اين رئيس جمهور از سوي رأي‌دهندگاني كه طرفدار محافظه‌كاران ميانه‌روتري هستند، شكست خوردند. كشور A منابع استراتژيكي در موفقيت دولت شيعي متحد آمريكا در عراق دارد.

هرچند كشور A كشوري مسلمان در همجواري عراق است، تاكنون هيچ بمب‌گذار انتحاري را به اين كشور نفرستاده و مدتهاست از مسيحيان و يهوديان خود نيز حمايت مي‌كند. كشور A بيش از هر كشور مسلمان ديگري در خاورميانه داراي وبلاگ و وبلاگ‌نويس است. اسلامي كه در كشور A اجرا مي‌شود، به زنان احترام مي‌گذارد، با توجه به مدرنيته قابل تفسير دوباره است و پوچ‌گرايي «القاعده» را نيز رد مي‌كند.

اما كشور B: اين كشور در عمليات 11 سپتامبر، پانزده تا نوزده هواپيماربا به آمريكا فرستاده بود. زنان حق رانندگي، رأي و يا داشتن پست‌هاي اداري را ندارند. در كشور B ساختن كليسا، كنيسه و يا معابد هندو غيرقانوني است. كشور B از نظر مالي به طالبان كمك مي‌كند.

بنيادهاي خيريه خصوصي كشور B براي بقاي «القاعده» مفيد بود و جوانان مساجد كشور B معمولا براي بمب‌گذاري‌هاي انتحاري در عراق استخدام مي‌شوند. مساجد و بنيادهاي خيريه اين كشور از شورشيان عراق حمايت مالي و غيرمالي مي‌كنند. كشور B نمي‌خواهد دولت شيعه منتخب عراق موفق شود. در حالي كه رهبران كشور B موافق آمريكا هستند، نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه بسياري از مردم آن، با آمريكا دشمن بوده و حتي عده‌اي در 11 سپتامبر جشن گرفتند. اسلامي كه در كشور B اجرا مي‌شود و به بيشتر مساجد جهان صادر مي‌شود، خصومت‌بارترين نوع آن نسبت به مدرنيته و ديگر اديان است.

پرسش: كدام كشور، متحد طبيعي آمريكاست؟ A يا B؟
مطمئنا پاسخ، كشور A است. كشور A ايران است و كشور B عربستان سعودي.
به دلالت فرهنگ، تاريخ و جغرافيا، ما منافع مشترك بسياري با مردم ايران داريم، چون آمريكا دو دشمن بزرگ ايران (طالبان و صدام) را از بين برده است.
مهم‌تر از آن اين‌كه برخلاف گفته‌هاي بسياري از مردم كه حل بحران فلسطين و اسرائيل را مهم‌ترين وظيفه آمريكا براي ايجاد ثبات در منطقه مي‌دانند، مهم‌ترين كار، رفع درگيري ايران و آمريكاست و مشاجره فلسطين و اسرائيل در رده دوم است. اين امر، كل خاورميانه را متحول كرده و راه‌حل مشكل فلسطين و اسرائيل را نيز باز مي‌كند، چراكه ايران از حاميان كليدي حماس، جهاد اسلامي، حزب‌الله و سوريه است. كمك فعالانه ايران مي‌تواند به ثبات عراق هم كمك كند.
به اين دلايل، من مخالف جنگ با ايران بوده و طرفدار مذاكره هستم. منزوي كردن ايران مانند كوباي كاسترو، تنها باعث نتايج مشابهي در اين كشور مي‌شود؛ تقويت كاستروهاي ايران.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 15:20  توسط ناصر | 

مهدي انصاري كه در باره فتاواي جديد مفتي‌هاي وهابي با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس گفتگو مي‌كرد، ضمن تبيين وضعيت امروز جهان اسلام و رشد و توسعه انديشه ديني در سطح جهان گفت: سيري كه امروز شاهد آن هستيم نشان مي‌دهد كه اسلام ناب و حقيقت قرآن و انديشه‌هاي صحيح ديني در جهان، اثراتي داشته كه مذاهب منحرف به دست و پا افتاده‌اند كه در مقابل حقيقت قرآن و اسلام ناب ايستادگي كنند.
مدرس حوزه علميه قم گفت: اين حقيقت از آغازين روزهاي تاريخ اسلام و بعد از تأسيس حكومت پيامبر در مدينه و حتي تا زمان روي كار آمدن حكومت علوييان و حتي تا زمان حال بوده،‌ هست و خواهد بود.
انصاري گفت: بعد از گستره انقلاب اسلامي وضعيت جديدي كه از لحاظ علم و فن‌آوري، رشد و توسعه تفكر ديني از ايران بر جهان اثر گذاشت، بعضي از كشورهاي اسلامي را در گرايش‌هاي غربي خود متضرر كرده است و طبيعي‌ است كشورهايي مانند عربستان كه پايگاه منحرف استعماري هستند در مقابل انقلاب اسلامي بعنوان يك مواجهه مذهبي بايستند.
كارشناس مسائل جهان اسلام گفت: ‌ايستادگي در مقابل توسعه شيعي و علوي نشان از رشد اين تفكرات دارد، ضمن اينكه مسائل امروز عراق و تشكيل يك حكومت مستقل نزديك به مذهب با قانون اساسي متأثر از گرايش علوي براي منحرفين مذهب مطلوب نيست.
انصاري ضمن بيان پيشينه وهابيت در عربستان گفت:‌ اين فرقه خرافي و بي ريشه همزمان با تشكيل بهائيت در ايران و احمديه و قادياني‌‌گري در افغانستان شروع به فعاليت كرد. بزرگان وهابيت تمام امامزادگان و مراتب صحابه را در عربستان تخريب كردند كه البته اين اولين بار نبود، در گذشته نيز معاويه وقتي رأس كار آمد به احد حمله كردند و قبر حمزه عموي پيامبر را خراب كرده و به آب بستند و قبرستان بقيع را خراب كردند.
مدرس حوزه علميه قم گفت: وهابي‌ها قرار بود قبر پيغمبر را هم خراب كنند و بنده اسنادي دارم كه مرحوم آخوند خراساني و ميرزاي نائيني و علماي بزرگ نجف در آغاز ظهور وهابيت نامه‌اي به كشورهاي اسلامي و سازمان ملل نوشتند تا جلوي اين انحرافات را بگيرند، وهابي‌ها در بدو به دست گيري قدرت به مدينه رفتند و گفتند، اسلام بياوريد تا در امان باشيد، مردم نپذيرفتند و وهابي‌ها آنها را قتل عام كردند و بعد قبرستان بقيع را ويران كردند و سپس در مكه تمام قبور صحابه را ويران نمودند.
وي گفت: وهابي‌ها بعد از عربستان به عراق رفتند، آنها به نجف حمله كردند، اولين كساني كه حرم امام حسين (ع) را غارت كردند وهابي‌ها بودند، حرم اميرالمؤمنين (ع) را غارت كردند و در حدود يك ماه در شهر نجف آب و غذا را بستند تا شهر را نابود كنند،‌ علما و مردم دعا كردند و طوفان آمد و تمام آنها هلاك شدند.
مدرس حوزه علميه قم گفت: وقتي وهابي‌ها مي‌بينند بعد از چهار دهه خفقان حكومت علوي و شيعه در عراق مستقر مي‌شود و مسلمانان با شور و اشتياقي در كنار مرقد مطهر اميرالمؤمنين (ع) و امام حسين (ع) و قبور مطهر ائمه اطهار حضور پيدا مي‌كنند براي از بين بردن اين اتحاد نقشه مي‌كشند و فتاوايي صادر مي‌كنند كه شاهد آن هستيم.
در طول قرن گذشته استعمارگران به ويژه انگليس و آمريكا همواره بدنبال اختلاف انداختن بين شيعيان و سني‌ها بوده‌اند كه از فاصله ايجاد شده بين اين دو مذهب به اهداف پليد خود دست پيدا كنند.
انصاري در پايان گفت:‌ وهابيت به عنوان منحرف‌ترين فرقه، كه به ظاهر مذهبي است براي مبارزه با مذهب اهل بيت و تفكر و انديشه و حكومت صحيح اسلامي و بينش درست قرآني به پا خواسته كه جا دارد همه كشورهاي اسلامي و همه دانشمندان اسلامي و كساني كه سوز دل براي نگه داشتن خط و مرام انديشه اسلامي دارند در مقابله اين تفكر جديد بايستند و بدانند كساني كه در عربستان بنام علماي وهابي تصميم به اين كار گرفته‌اند نيتي جز نشر تروريست و ارعابي‌گري در كشورهاي اسلامي ندارند و از طرف ديگر جا دارد دولتمردان ما بدانند، هر چند ما مي‌توانيم رابطه خوب سياسي و صحيحي با دولت عربستان داشته باشيم،‌ نبايد از مواضع اسلامي، انقلابي و ديني خوددست برداريم كه امروز مبارزه وهابيت با شيعه در عراق مبارزه با شيعه در ايران و سراسر جهان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 17:0  توسط ناصر | 

وهابيسم كم و بيش ادامه همان خط خوارج است. يکي از مصداق‌هاي روشن فتنه در دين اسلام که همه مسلمانان آن را مي‌پذيرند، ظهور خوارج و دشمني آشکار آنان با علي ـ عليه السلام ـ و ريختن خون مسلمانان بي‌گناه به دست آنهاست که مثالي روشن از فساد تباهي است.

اگر امروز به سخنان وهابيون دقت کنيم، نشانه‌هاي نيرنگ را همچون پيروان عمر و عاص در آنان مي‌يابيم، چرا که ادعاي بي‌نيازي قرآن از وجود مفسر توسط ايشان، دروغي بيش نيست و هر يک از اينها دايم به تفسير قرآن اشتغال دارند؛ گويي درباره قرآن، تنها تفسير اهل بيت نارواست و بايد کنار گذاشته شود. وهابيون پس از نفي تفسير آل محمد، ميدان قرآن را براي هر ناکسي باز مي‌گذارند تا افرادي چون ابن تيميه و محمدابن عبدالوهاب آن‌گونه که مي‌خواهند آن را به خورد مسلمانان بدهند.

همان گونه که مي‌دانيم، در جنگ صفين، پس از پراکنده شدن لشكر علي ـ عليه‌السلام ـ به وسيله شعار حاکم کردن قرآن، اين عمرو عاص و معاويه بودند که حاکم شدند، نه قرآن.
گذشته از مشابهت مباني فکري وهابيون و خوارج، در عملکرد اين دو گروه هم نکات گفتني وجود دارد.

مي‌دانيم که پس از جنگ صفين، خوارج در محلي بيرون از کوفه تجمع مي‌کنند و پيوسته به قتل و غارت مسلماناني که بي‌خبر از همه جا به راه خود مي‌رفته‌‌اند، مشغول مي‌شوند، تا جايي که به زنان باردار و کودکان نيز رحم نمي‌کنند. ايشان ريختن خون کسي را که درباره‌اش تنها احتمال پيروي علي ـ عليه‌السلام ـ داده شود، مجاز و بلکه ثواب مي‌شمارند و اثبات اين مدعا را هم لازم نمي‌دانند!
اعمال خشونت و کشتار بي‌دليل مسلمانان به صرف انتساب به تشيع و پيروي اهل بيت، يکي از الگوهاي رفتاري خوارج است که امروزه آن را بي ‌کم و کاست در وهابيون مي‌بينيم.

مي‌دانيم که مفتيان وهابي براي کشتن شيعيان، اجر و ثواب قايلند و بر همين پايه، هر ساله شاهد قتل‌عام شيعيان بي‌دفاع در حال انجام مناسک مذهبي و عزاداري در پاکستان و افغانستان و به تازگي در عراق هستيم. بدون شک، بمب‌گذاري، آن هم براي قتل مسلمانان، که حتي تشيع همه آنان هم قطعي نيست، چيزي جز تمسک وهابيون به شيوه‌هاي عملي خوارج نيست.
يکي ديگر از ويژگي‌هاي عملي خوارج، که در تاريخ آمده، گرايش به عبادت کورکورانه و تعبد افراطي و در عين حال، عاري از تفقه و درک در بين اين جماعت بوده است.

در اين مورد هم همسويي وهابيون با خوارج را در نماز جماعت اجباري و تحميلي در مکه و مدينه مي‌‌بينيم.
همه کساني که حج را به جاي آورده‌‌اند، با اين مسأله روبه‌رو شده‌‌اند. بله؛ در مکه و مدينه، معامله و کسب و کار در ابتداي وقت نماز ممنوع است و هر کس در اين باره کوتاهي کند، محل کارش توسط حکام سعودي تعطيل مي‌شود.

به ظاهر، نماز نخواندن مردم در اين دو شهر براي آل سعود زيان‌آور و براي عوامفريبي وهابيون مشکل ساز است.
در اين باره هم ناراستي و نيرنگ‌بازي اين قوم به سادگي جلوه‌گر مي‌شود، چرا که در دين اسلام، هيچ گونه دستوري براي اجبار مردم به انجام عبادت وجود ندارد و عبادت، امري است که هر فرد بايد با رضايت و ميل دروني به آن بپردازد.
جالبتر آن که در شهر رياض، که زايران اجازه ورود به آن را ندارند، نه تنها وضع اين گونه نيست، بلکه بزرگترين کازينوها و مراکز فساد جهان داير هستند!

ظاهرا عبادت خداوند در اين شهر ساقط مي‌شود! البته‌ اين دو گروه، تفاوت‌هايي نيز با هم دارند كه عبارتند از:
1ـ خوارج با تهمت اين كه حكم از آن خداست، مسلمانان را مي‌كشتند و وهابي‌ها با تهمت شرك.
2ـ خوارج جنين يك زن شيعه را درون شكمش سر بريدند و وهابي‌ها هزاران كودك و بچه را در انفجارها تكه‌پاره مي‌كنند.
3ـ خوارج تنها شيعيان را كافر مي‌دانستند، حال آن كه وهابي‌ها غير از خود، همه را كافر مي‌دانند.
4ـ خوارج پول نداشتند، ولي اينها نفت عربستان را دارند.
5 ـ آنان دشمن اصلي خويش (معاويه) را فراموش كردند و اينها آمريكا را و براي همين به شيعيان چسبيده‌‌اند.

 ناصر ملاحسني

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:44  توسط ناصر | 

در حالي كه فتاواي اخير چند مفتي وهابي براي حمله به ضريح مقدس سيدالشهدا(ع) موجي از خشم و انزجار در جهان اسلام به وجود آورده، پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو، در يك افشاگري تكان‌دهنده از نقش وهابيت براي پايان دادن به فرهنگ اسلامي در بوسني و اروپا پرده برداشت.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه جنگ خونين بوسني و هرزگوين پس از نسل‌كشي ده‌ها هزار مسلمان و شهادت شماري از هموطنانمان سرانجام به پايان رسيد، پس از اين جنگ عوامل وهابيت با بهره‌مندي از دلارهاي نفتي سعودي، نفوذ فرهنگي گسترده‌اي را در اين كشور انجام دادند و بنا بر اين مقاله كه در روزنامه «اسلوبوجنيه» ـ چاپ سارايوو ـ منتشر شده است، آنها در حال ادامه پروژه ناتمام جنايتكاران صرب را در ذبح اسلام در بوسني هستند.

در اين مقاله آمده است: هر تمدن، تراژدي مختص به خود را دارد؛ تزلزل‌ها و سقوط‌ها. تمدن اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست. اما بزرگ‌ترين تراژدي که ممکن است براي مسلمانان اتفاق بيفتند، سال 1746 به وقوع پيوست، وقتي که ديوانه‌اي از شهر نجده به نام «محمد بن عبدالوهاب» با فالانژهاي خود که خواهان قتل، غارت و خونريزي بودند، جهادي رسمي را عليه تمامي مسلمانان اعلام داشت. جهادي که هدفش بازگشت به نوعي از اسلام بود که تنها اينها آن را مي‌فهميدند و خود را وارثش مي‌دانستند، نه اسلامي که از ريشه‌هايش و زندگي پيامبر رحمت نشأت گرفته باشد.

با وجودي که خود اعلان جهاد از سوي وهابيون را نمي‌توان عملي قابل صرف نظرکردن پنداشت، بعد از آن شاهد کشتارها و قتل‌عام‌هاي وحشتناکي هستيم که فالانژهاي وهابي در سال 1802 در کربلا مرتکب شدند. جايي که هزاران مسلمان به قتل رسيدند، مورد هتک حرمت قرار گرفتند و حتي مساجد، مقبره‌ها و گورستان‌هايشان نيز از حملات اين گروه در امان نماند. بلافاصله کمي بعد از آن کشتار طائف در سال 1803 به وقوع پيوست تا سپس نوبت به مکه و مدينه برسد. در تمامي اين قتل عامها و کشتارها حتي زنان و کودکان و يا افراد سالخورده مستثني نشدند. شمشير وهابيت هزاران شهر مسلمان نشين را از بين برد و هزاران مسلمان را در خون خود غلتانيد.

در مورد تمامي اين اتفاق‌ها شايد هيچ چيز عجيب و غير‌معمول نمي‌نمود اگر وقوع آنها به هزاران سال قبل بازمي گشت. اما وهابيت ـ متأسفانه ـ امروز نيز قسمتي از مسائل روزمره ما شده است. درست در زماني که مسلمانان بوسني تصور مي‌کنند که توانسته‌اند با تحمل سختي‌هاي جنگ و رفع تجاوز متجاوزين صرب به هر نحو ممکن کشوري به نام بوسني و هرزگوين را روي پاهاي خود نگه دارند، يک سياهي جديد که به شدت خطرناک‌تر و وحشتناک‌تر است، در اين هياهوي هرروزه تعرض به مسلمانان، در حال فراگير شدن است. اکنون در حالي که جمعيت مسلمانان بوسني به اندازه‌اي کاهش يافته که شايد ديگر نتوان آنان را حتي به عنوان يک قوميت به شمار آورد و يا به مقاومت آنها در صورت تجاوزي دوباره اميدوار بود، ويروسي جديد و کشنده مسلمانان اين منطقه را تهديد مي‌کند که همان مسئله وهابيت است.

وهابيت در واقع بهترين چيزي است که مي‌تواند سناريوي ناتمام کاراجيچ ـ ملاديچ (دو جنايتکار جنگ بوسني) را تکميل نمايد و کاري را که اين دو، در طول دوران تجاوز موفق به انجامش نشدند، يعني از بين بردن اسلام در بوسني، به اتمام برسانند. وهابي‌ها از شرق و غرب، از عربستان سعودي و يا از مراکزي قدرتمند در اروپا، همان‌هايي هستند که نقش بدون افتخارشان را در جنگ بوسني به خوبي به ياد داريم و بدون هيچ گونه اشتباهي مي‌دانيم. اين زاده همان مثلث سياسي مسکو، لندن و پاريس است که در تمام دوران اعلام استقلال بوسني در سال 1991 با فشار بر اين کشور مسلمان‌نشين، شرايط را به گونه‌اي رقم زدند تا امروز ديگر امکان نفس کشيدن براي بوسني عملا از بين رفته باشد. اينها ديروز حق دفاع از خود را از مردم بوسني سلب کردند و امروز نيز وهابيت را به سوي بوسني روانه ساخته‌اند تا بوسيله اين سلاح مخفي خود هرچه سريع‌تر و البته راحت‌تر مسلمانان بوسني را از بين ببرند. با اين کار اروپا موفق خواهد شد تا مسئله حضور مسلمانان در اين قاره را که امروزه بيش از هر زمان ديگر در حال شکل‌گيري و ريشه دواندن است به طور کل منتفي نمايد. اما اين اتحاد نانوشته وهابيون با برخي مراکز قدرتمند غربي نيز چيز تازه‌اي نيست. سال 1865 را به خاطر بياوريم و توافق‌هاي بريتانيا با فالانژهاي سعودي ـ وهابي.

بدين ترتيب بعد از مسلمانان چچن، به عنوان يک گروه از مسلمانان که با آداب و رسوم خود زندگي مي‌کنند، مسلمانان بوسني و هرزگوين ديگر مردمي هستند که هدف وهابيت قرار گرفته اند. وهابيوني که قادر به تحمل فرهنگ و سنت اسلامي مردم بوسني نيستند و نزديکي اين مردم به تصوف، وجود تفاسير معنوي و ادبيات عرفاني را در اين کشور برنمي تابند، اينک به سرزمين بوسني و هرزگوين رسيده اند تا با هر آنچه که در توان دارند آخرين آثار سنت اسلامي را در اروپا نابود کنند. مساجد، مقبره‌ها، تکيه‌ها، مزارهاي مسلمانان و چيزهايي از اين دست مورد هدف وهابيت واقع شده‌اند. به بيان ديگر، وهابي‌ها هرآنچه که با قرائت منحصر به فرد خودشان از اسلام تطابق ندارد را از بين مي‌برند. وهابيون پيش از اين نيز زانوي اسلام را مورد هدف قرار داده بودند و هر چه که از زمان پيامبر اسلام براي مسلمانان محترم شمرده مي‌شد را نابود کردند. وهابي‌ها هرکجا که رسيدند دست به چنين اعمالي زدند. آنچه که اکنون در عراق، افعانستان و چچن رخ مي‌دهد، همه و همه نتيجه اعمال وهابي‌هاست. با ورودشان اعلام مي‌کنند که قصد کمک به مسلمانان را دارند اما در حقيقت چيزي که بعد از آنها باقي مي‌ماند، خون و خونريزي و قتل و کشتار است.

وهابيت اکنون براي بوسني و مسلمانانش نقشه‌ها کشيده است. اما مهمتر از همه آنکه اين بار آنها به سراغ بچه‌هايمان رفته اند تا در قالب افرادي بشر دوست که کمک‌هاي بشردوستانه برايمان آورده‌اند، روح و قلب ما را از آن خود کنند.

آنها اکنون در ميان ما هستند و از طريق ازدواج با دخترانمان در شهرها و روستاها و با نفوذ در فرهنگمان مي‌خواهند سنت و فرهنگ اسلامي مردم بوسني را از بين ببرند. وهابي‌ها به رسانه‌ها نفوذ کرده‌اند، در مراکز آکادميک و مذهبي ما حضور دارند، در مساجد ما، در مراکز ديني ما، در دانشگاهايمان، همه جا.
امروز پس از عراق، افغانستان، چچن و فلسطين نوبت به بوسني و هرزگوين و مسلمانانش رسيده است.

مترجم: سيد ميثم ميرهادي

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:32  توسط ناصر | 
اين خبرگزاري با اشاره به اينكه "فاكس‌نيوز" بخشي از امپراتوري صهيونيستي "رابرت مردوخ" سرمايه‌دار يهودي استرالياست و به حمايت همه‌جانبه از اسرائيل و اسلام‌ستيزي شهرت دارد،‌ اعلام كرد: امير "الوليد طلال بن عبدالعزيز آل سعود" عضو برجسته خاندان سلطنتي عربستان تأمين دو ميليارد و 600 ميليون دلار از بودجه هنگفت اين شبكه آمريكايي را بر عهده دارد.
اين گزارش حاكي است امير "الوليد طلال بن عبدالعزيز آل سعود" كه رياست هيأت مديره شركت "المملكه القابضه" را بر عهده دارد از طريق سهامدارانش در رياض، قصيم و مكه، اين بخش از بودجه شركت "نيوز كورپ" كه مالك فاكس‌نيوز و رسانه‌هاي زيرمجموعه آن است تأمين مي‌كند.
فاكس‌نيوز از هنگامي كه اين بورجه را از خاندان سعودي دريافت كرده از طرح هرگونه انتقاد عليه سياست‌هاي رياض و پذيرش ميهمانان منتقد سياست‌هاي حكومت عربستان خودداري مي‌كند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:31  توسط ناصر | 
رئیس مرکز جهانی علوم اسلامی واکنشهای علمی و مشترک سنی و شیعه را مهم خواند و گفت: این حرکت تکفیری و افراطی و اعلام فتوای از سوی فرقه ضاله و سیاسی وهابی، از سوی دشمنان اسلام و مسلمانان طراحی و هدایت شده است .

حجت ‌الاسلام علیرضا اعرافی رئیس مرکز جهانی علوم اسلامی درباره فتوای اخیر وهابیهای عربستان، با اشاره به اینکه جریان افراطی مذهبی و دیدگاههای تند امری است که از سوی کشورهای مختلف به آن دامن زده می شود، اظهار داشت: در مواجهه با این مسائل باید به گونه ای پیش رفت که در دامن افراطها قرار نگیریم.

حجت ‌الاسلام علیرضا اعرافی یاد آور شد: ما نباید اتفاقات 2 - 3 سال اخیر را فراموش کنیم که حماس و حزب الله لبنان به چه پیروزی شگفت انگیزی دست یافتند و دشمن اسلام و مسلمانان ا در این میان ناکام ماند.

رئیس مرکز جهانی علوم اسلامی با تأکید بر اینکه موج اسلام خواهی در جهان افزایش یافته ، افزود: دشمن برای شکست مسلمانان و شکستن موج اسلام خواهی سوژه های مختلفی را ارائه می کند که این نگاه و فعالیتها نیز ساخته آن است.

حجت ‌الاسلام اعرافی گفت: کسانی که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم جزء فتوا دهندگان هستند، در دام توطئه قرار گرفته اند و چون جهان اسلام در حال پیشرفت است سعی دارند به گونه ای با آنها مقابله کنند .

وی افزود: در این شرایط بحرانی شیعه و سنی علاوه بر حفظ وحدت نباید از ریشه و اساس این مسئله که آمریکاست، غفلت کنند و با درایت و علم بر توطئه های دشمنان غلبه کنند.

رئیس مرکز جهانی علوم اسلامی در این باره واکنشهای علمی و مشترک سنی و شیعه را مهم خواند و گفت: باید از واکنشهای انفعالی و مقابله جویانه که شعله های اختلاف را بر می انگیزد جلوگیری کرد.

وی با قوی خواندن مواضع اسلام، یادآور شد: این فتواها هیچ خاستگاهی میان شیعه و سنی و پایگاه فقهی ندارند، بنابراین باید با افراطیهایی که خواسته یا ناخواسته آلت دست دشمنان قرار گرفته اند، مبارزه شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:16  توسط ناصر | 
در پی صدور فتوای انهدام عتبات عالیات توسط تعدادی از مفتیان وهابی عربستان ، آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در بیانیه ای تاکید کرد : عربستان مدرسه ترور و صادرات اسلام تروریستی است.

 متن بیانیه آیت الله صافی گلپایگانی به این شرح است :

"قال الله تعالی: قل هو القادر علی ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعا و یذیق بعضکم باس بعض صدق الله العلی العظیم(انعام/‌65)

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الدین النصیحه. فقالوا: یا رسول الله! لمن؟ قال: لله و لرسوله و للمؤمنین و لامراء المؤمنین.

مسلمانان بیدار جهان! علمای بزرگ اسلام! جوامع علمی و دانشگاهی! نخبگان! سران حکومت‌های کشورهای وطن بزرگ و عزیز اسلامی!

انی اشهد الله و اشهد ملائکته و رسله علی انی ما ارید بهذا الانذار الا الاصلاح و خیر الاسلام و النصیحة للمسلمین و اطفاء فتنه الکبیرة التی عمت فسادها و زال بها امن البلاد و تهدید کیاننا و عزنا الا و هو فتنه تهدیر دماء المسلمین صغارا و کبارا رجالا و نسائا فتنه جهلة الوهابیین فی اشرف الاماکن و اقدس البلاد الحرمین الشریفین الذین اغتصبوا مناصب الدینیه الفتوی و القضاء و الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لا یرقبون فی مؤمن الّا و لا ذمة و لا یحترمون حرمات الله و لا یعظّمون شعائر الله و لا یرون لانسان مّا اذا کان لا یشارکهم فیما هم علیه من الجهالات و الضلالات ادنی ما للانسان بحکم الشرع و العدل من الحق فهم یقتلون فی کل یوم فی العراق و افغانستان و باکستان و الجزایر جماعات کثیره من المؤمنین الموحدین الذین یشهدون بشهادتین و یتهمون جمیع المسلمین بالشرک و الفکر و لا یعرفون لاحد ما لجمیع المسلمین من حرمة المال و العرض و الدم.

فرقه ضاله‌ی وهابیت بعد از اینکه می‌بیند پس از یک قرن فتنه‌گری روز به روز ضعیف‌تر و نزد مسلمانان، فضلا و روشنفکران بدنام می‌شوند عاجزانه دست به کشتار، قتل، تخریب و فساد زده‌اند.

امروز اعمال وحشیانه‌ی این فرقه‌ی تروریست به صورتی مسلمانان را در قلوب مردم جهان معرفی ‌کرده که اسم اسلام و مسلمان برای دیگران وحشتناک و هراس‌انگیز شده است و اسلام که دین سلم، صلح و خیر جامعه است به بدترین شکل به دنیا معرفی می‌شود.

این عده‌ی معدود که متأسفانه بر حرمین شریفین و بر حکومت آن تسلط دارند، حرمین را مرکز و مدرسه‌ی ترور سازی و صادرات تروریست کرده‌اند؛ تروریست‌هایی که عراق، افغانستان و پاکستان و اخیراً هم لبنان و الجزایر و هر کجا را که بتوانند به ناامنی و جنگ داخلی گرفتار می‌کنند.

در واقع این فرقه، امنیت تمام جهان را به خطر انداخته است.

ما ضمن محکوم کردن فتوای اخیر مفتیان سعودی برای تخریب عتبات عالیات، آن را نشانه‌ی عدم احساس مسوولیت اینان به امور اسلامی می‌دانیم و اولا به حکومت عربستان و به شخص پادشاه عربستان هشدار می‌دهیم که این گروه جنایتکار برای شخص وی نیز احترام قائل نیستند.

ثانیا به حکومت‌های دیگر اعلام خطر می‌کنیم که به فکر اسلام و حفظ آبروی اسلام باشند.

چرا در برابر کفار احساس شرم نمی‌کنید و عار عملیات این فرقه را از دامن اسلام پاک نمی‌کنید؟

چرا راضی می‌شوید مسلمانان بر اثر اعمال و خشونت‌های ضد بشری اینان عقب مانده شوند؟

چرا باید کشوری مثل پاکستان و افغانستان در یوغ این فرقه و جنگ داخلی باشد؟

چرا در عراق ـ که مسلمانان با وحدت کلمه دست به کار تأسیس یک حکومت مردمی و دموکراتیک شده‌اند تا زمینه‌ی اخراج اشغالگران را فراهم کنند ـ فتنه‌گری می‌نمایید و به آنجا تروریست می‌فرستید؟

باز هم هشدار می‌دهیم: اگر حکومت سعودی آتش این فتنه را که از عربستان، روشن است خاموش نکند قطعا خود و تمامی این فتنه‌گران در آتش آن خواهند سوخت و عالم اسلام در همه جا زیر سلطه‌ی اجانب خواهد رفت.

به سایر حکومت‌ها مخصوصاً مصر، سوریه و کویت و دیگران هشدار می‌دهیم که خطر این فرقه را دست کم نگیرند و در سیاست‌های خود تجدید نظر نمایند.

از مسوولین سیاست‌های حکومت اسلامی‌مان ایران انتظار می‌رود که در این مساله ـ که مساله‌ی عالم اسلام و نه فقط شیعه ـ است تصمیمات لازم را اتخاذ نمایند و به دوستان خود مانند سوریه نیز تذکر دهند که با این تروریست‌ها مماشات ننمایند.

و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب".

منابع آگاه از كمك 25 ميليون دلاري عربستان سعودي به "حارث الضاري" رئيس گروه موسوم به "هيئت علماي مسلمان عراق" براي سازماندهي گروه‌هاي تروريستي اين كشور خبر دادند.


 اين منابع در گفت‌وگو با خبرگزاري "واب" كه از رسانه‌هاي نزديك به مجلس اعلاي اسلامي عراق به شمار مي‌رود تأكيد كردند: اين مبلغ در اختيار الضاري قرار گرفته است تا بدين‌وسيله، گروهك‌هاي هوادار حزب منحله بعث، فداييان صدام، گارد سابق رياست‌جمهوري، فرماندهان امنيتي و اطلاعاتي دوره صدام، تروريست‌هاي مسلح وابسته به گروه موسوم به "ارتش اسلامي" و گردان‌هاي "انقلاب دهه بيست" را گرد هم آورد و آنها را سازماندهي كند.
بنا بر اين گزارش، الضاري كه اكنون در اردن به سر مي‌برد همچنين براي اجراي اين توطئه با افراد و گروه‌هاي مزبور تماس‌هايي را برقرار كرده است.
اين در حالي است كه "جلال طالباني" رئيس‌جمهوري عراق، وي را به فتنه‌انگيزي مذهبي و قومي در عراق متهم و از حمايت برخي كشورها از وي به بهانه كمك به عرب‌هاي سني عراق ابراز تأسف كرده است.
"حارث الضاري" كه علاوه بر جايگاه ديني و سياسي خود در بين سني‌هاي تندرو، رئيس عشيره عرب سني "الضاري" نيز به شمار مي‌رود به خاطر مواضع تندش برضد شيعيان، از سوي برخي از آنها به "سفياني" و عامل شر و خونريزي تشبيه شده است.
او همواره از تشكيلات تروريستي القاعده و ديگر گروه‌هاي مسلح وهابي، به‌عنوان "مقاومت شرافت‌مندانه" ياد مي‌كند.
پيش از اين روزنامه صهيونيستي "معاريو" از مذاكرات پشت‌پرده اسرائيل با پسر الضاري در دوحه، پايتخت قطر پرده برداشته بود.
اين روزنامه فاش كرده بود كه در پي درخواست الضاري از تل‌آويو براي مذاكره، وي "مثني" پسر خود را كه سخنگويي "هيئت علماي مسلمان" را بر عهده دارد به‌عنوان مذاكره‌كننده به يكي از هتل‌هاي دوحه اعزام كرد.
اين گزارش حاكي است پسر الضاري در اين مذاكرات كه چند ساعت به طول انجاميده بود درخواست‌هاي متعددي از سوي مثني مطرح شد كه از جمله آنها مي‌توان به بازگشايي سفارت اسرائيل در بغداد، برقراري روابط مستحكم با تل‌آويو و تلاش براي گشايش حريم هوايي عراق به روي جنگنده‌هاي اسرائيلي براي عبور از خاك اين كشور اشاره كرد.
آیت‌الله نوری همدانی در پیامی صدور فتوای مفتی‌های عربستانی در خصوص تخریب عتبات عالیات را محکوم کرد.

 در این پیام آمده است: همه مسلمانان می‌دانند که دین اسلام دین وحدت و اتحاد است ولی متاسفانه فرقه وهابی در راه تفرقه افکنی و ضربه زدن به وحدت اسلامی گام برمی‌دارد و برداشت اختلاف انگیز و تندروی‌های خود را به حساب اسلام می‌گذارد.

این پیام می‌افزاید: با این‌که سال‌ها است علمای اسلام شیعه و سنی با قلم و بیان وتالیف و تصنیف اشتباهات آن‌ها را بر ملا ساخته و حتی ما آنها را بارها به مناظره نیز دعوت کرده‌ایم ولی آن‌ها همچنان به راه انحرافی خود ادامه می‌دهند و ما فکر می‌کردیم که بعد از تخریب مشاهد مشرفه عسکریین (ع) حکومت عربستان آن‌ها را از تندروهای تروریستی و تفرقه افکنی بازخواهد داشت ولی اکنون می‌بینیم مفتی‌های آنان برای تخریب مشاهد مشرفه و عتبات عالیات فتوا صادر کرده، خشم و اعتراض همه مسلمانان را بر می‌انگیزند.

آیت‌الله نوری همدانی در این پیام تاکید کرده است: ما پس از این‌که فتوای مفتیان عربستان را شدیداً محکوم می‌کنم به حکومت عربستان اعلام می‌کنم که به آتشفشان خشم مسلمانان سراسر جهان توجه کنند و از واکنش شدید پیروان اهلبیت (ع) بترسند و این مفتیان را به بازپس گیری فتوای خود وادار نمایند که صلاح آن‌ها در این است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:13  توسط ناصر | 
حضرت آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي با انتشار بيانيه‌اي حركت جاهلانه و تفرقه‌افكنانه برخي علماي فريب خورده عربستان و عوامل نفوذي استكبار جهاني در صدور فتواي تخريب عتبات عاليات را محكوم كرد و كشتار مسلمانان را گناهي نابخشودني دانست.
متن اين بيانيه بدين شرح است: «فتواي وحشتناك و تكان دهنده شماري از علماي عربستان درباره تخريب عتبات عاليات به ويژه بارگاه با عظمت حسيني را به شدت محكوم مي‌كنيم و آن را نشانه نوعي بي‌قانوني مطلق در جهان كنوني مي‌دانيم.
ما در اينجا دولت عربستان را مقصر مي‌دانيم، چگونه اجازه مي‌دهد گروهي از اتباعش به طور مرتب بنشينند و فتواي قتل، كشتار، ترور و تخريب صادر كنند و همه جهان را ناامن سازند. همه جا خون بريزند و همه جا را ويران كنند.
دنيا بايد بداند تا مدارس خاصي با بودجه حكومتي در كشور عربستان، كانون پرورش اين گونه رفتار و اين گونه افراد است، جهان روي آرامش نخواهد ديد.
يك روز در افغانستان شاهد كشتار بي‌گناهان هستيم، روز ديگر در پاكستان و اسلام‌آباد و يك روز در لبنان، يك روز در اروپا و روز ديگر در ديگر مناطق و همه روز در عراق.
آيا از نظر قوانين جهاني اين عمل جرم نيست كه عده‌اي در كشوري بنشينند و حكم تخريب اماكن مقدس كشور ديگر را كه با كشته شدن صدها يا هزاران كشته و مجروح همراه است، صادر كنند؟ و حكومت آنها، آنان را تعقيب نكند؟ چرا مجامع جهاني اين كار را محكوم و تعقيب نمي‌كنند؟ چرا دبير كل سازمان ملل خاموش است؟
اگر گروهي از كاخ نشينان آمريكا و صهيونيست‌ها تصور مي‌كنند به وسيله اين گروه مي‌توانند به اهداف خود برسند سخت در اشتباهند و اين كار همان پروراندن مار در آستين است، ضربه‌هاي آن را خورده و خواهند خورد.
به يقين آنها همه جاي جهان را ناامن مي‌كنند، همان گونه كه كرده‌اند و سرچشمه همه آنها همان مدارس خاص در كشور عربستان سعودي است و از آنجا به افغانستان، پاكستان، عراق، لبنان و ديگر نقاط صادر شده است، از اين رو بايد مسؤوليت اين حركت‌ها را مستقيماً متوجه حكومت عربستان دانست.
بايد نخست از آنها خواست كه ترتيب گفتمان با اين دسته از به اصطلاح علما را با ديگر علماي جهان اسلام بدهند تا با كتاب‌الله و سنت رسول‌الله (ص) خطاهاي آنها اصلاح شود و ما به نوبه خود حاضريم با منطق صحيح با سران آنها به گفت‌وگو بنشينم.
اگر اين كار عملي نشود بايد در سازمان ملل حكومت عربستان محكوم شود و به وسيله محاصره اقتصادي و سياسي تحت فشار قرار گيرد و سرانجام كشورهاي جهان در رابطه خود با آن حكومتي كه كشورش كانون ناامني در جهان شده و نمي‌تواند و يا نمي‌خواهد از آن جلوگيري كند تجديد نظر كنند. (البته حكم وهابيان معتدل جداست)
سخني هم با علماي اسلام داريم: تا كي مي‌خواهند سكوت كنند و به وسيله اين گروه، اسلام، «دين خشونت» معرفي شود. آبروي اسلام و مسلمانان برود و معارف و فرهنگ پربار اسلام و رحمت و عطوفت اسلامي زير سؤال بماند؟ آيا وقت آن نرسيده است كه مجلسي از علماي بزرگ اسلام تشكيل شود و براي اين مطلب چاره‌اي بينديشند.
اگر بعضي گمان مي‌كنند هدف آنها تنها كشتار شيعيان است، حوادث اسلام‌آباد، افغانستان و شمال لبنان ثابت كرد كه سني و شيعه براي آنها تفاوتي ندارند، از آن روز بترسيم كه اسلام و تروريسم را در جهان مترادف بدانند.
سخني هم با دولت خودمان داريم. ما با حكومت عربستان روابط بسيار دوستانه داريم و بايد داشته باشيم ولي اين روابط را تا كي و به چه قيمت بايد تحمل كنيم.
به شيعيان در بقيع توهين مي‌كنند و ضيوف الرحمان (ميهمانان خدا) را در مسجد پيامبر (ص) مورد اهانت قرار مي‌دهند، كتاب‌هاي سرشار از دروغ، تهمت و اهانت به مقدسات ما را به اصرار به دست زوار ما مي‌دهند، همه روز برادران و خواهران ما را به فتواي علماي سعودي و غالباً به وسيله مزدوران آنها در عراق مي‌كشند، بارگاه قدسي امامان(ع) ما را تخريب مي‌كنند. آيا بايد همه اينها را تحمل كنيم؟
تا كي سكوت؟ باز هم سكوت! باز هم اظهار محبت و دوستي، پيمانه صبر مردم لبريز شده و در انتظار اقدام مؤثري هستند. ما خواهان امنيت در همه جهان هستيم نه تنها در كشور عراق، ولي با ادامه اين وضع امنيت در هيچ جاي جهان ممكن نيست، دوستي و برادري با چنين حكومتي هم حدي دارد، خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:12  توسط ناصر | 
بر پایه اخبار نقل شده در منطقه شرقی سعودی، یکی از تحرکات جدید علمای وهابی، تحریک برای نابودی بقیه ضریح‌ها در عراق، به ویژه ضریح سیدالشهداست که به قول آنها سرسلسله ضریح‌های شرک! در عراق و جهان است؛ حال آنکه حسین(ع) از شرک رافضی‌ها دور است!

از همین رو، طلاب مدرسه «محمد بن سعود» طی دو ماه گذشته و یک هفته پس از انفجار مرقد سامرا، تشکیل گروهی از طلاب داوطلب برای ترویج این فتاوا در تعطیلات تابستان را آغاز کرده‌اند.
به گفته طلاب این مدرسه، گروهی از علمای وهابی انهدام بقیه ضریح‌ها در عراق و به ویژه کربلا را تشویق می‌کنند و بر تلاش برای نابودی آثار شرک از سرزمین‌های مسلمانان و به ویژه در عراق تأکید دارند.

شيخ عبدالرحمن براك، شيخ ممدوح الحربي، دكتر ناصر العمر، ابن جبرين، دكتر سفر الحوالي، همچنین مفتي وهابي كويتي حامد العلي، از جمله مفتیانی هستند که چنین فتاوایی صادر کرده‌اند.

کارمندان عربی که در این مدرسه کار می‌کنند، پی برده‌اند که ده‌ها طلبه به ویژه طلاب سال آخر مدرسه «محمد بن سعود» به نشر آنچه آن را «فرهنگ توحید ناب در صفوف امت به ویژه در عراق، برای پاک کردن از ضریح‌ها و قبور اولیا و پاک کردن شهرهای مسلمانان از آنها» می‌نامند، می‌کوشند و گفته شده از ضریح امام حسین(ع) در کربلا و ضریح امام علی(ع) به صورت آشکار نام برده شده تا در آینده همانند سامرا به وسیله «خداپرستان مجاهد!» مورد هدف قرار گیرد. کار این گروه در سایت‌های اینترنتی و دوره‌های تابستانی طلاب برای تشکیل گروه مشابهی در كشور‌های حاشيه خلیج فارس و بقیه دولت‌های عربی صورت می‌گیرد.

ضریح‌های دیگری که اسم آنها برای نابودی و پاکسازی مسلمانان از آثار شرک نام برده شده، ضریح حضرت زینب(س) در شام و ضریح سیدالبدوی در مصر است.

گفته می‌شود، مکتب وعظ و ارشاد وابسته به دانشکده امام بن سعود وهابی به ترویج فتواهای ابن حبرین، ناصر العمر، سفر الحوالی، بارک و الحربی و علمای دیگر وهابی برای نابودی ضریح‌ها و مرقدهای مقدس پس از انفجار اولی که در سامرا در حرمین مقدس امام هادی و امام حسن عسکری رخ داد، پرداخته است. عوامل این مکتب تاکنون در ده‌‌ها عملیات وهابیون تکفیری در شهرهای عراق که به نابودی و انفجار مرقدهای اولیا و فرزندان رسول اکرم(ص) منجر شده، دست داشته اند.

منابع آگاه نزدیک به مدرسه «محمد بن سعود» می‌گویند، شماری از طلاب از کلاس‌های درس در سه سال اخیر غیبت کرده و اقدام به پیوستن به مجموعه‌های تروریستی در عراق کرده‌اند. به گونه‌ای که نام تعدادي از آنها در ليست کشته‌هاي درگيري‌هاي عراق به چشم مي‌خورد.

اين گزارش‌ها حدود چهار ماه است که در اختيار نيروهاي امنيتي عراق قرار گرفته و بسيار موثق به نظر مي‌رسد، اما آنچه اين گزارش‌ها را جدي‌تر مي‌کند، کشف تجهيزات امنيتي در استان کربلا و نيز تجهيزات موشکي از نوع «گراد» است که دو هفته پيش به سوي مرکز اين شهر از منطقه الوند در 25 کيلومتري شهر نشانه گرفته شده است.
همچنين نقشه‌هاي تروريستي براي تجاوز به ضريح امام حسين (ع) و حضرت عباس بن علي (ع) کشف شده است.

مفتي اعظم عربستان سعودي، شيخ "ممدوح الحربي"، شيخ "ناصر العمر"، "عبدالله بن جبرين"، "سفر الحوالي" و حامد العلي" كه مهم‌ترين مفتيان وهابي به شمار مي‌روند با صدور فتاوايي خواستار انهدام مراقد مطهره امامان شيعه(ع) شدند.                                           
كارمندان دانشگاه "محمد بن سعود" اعلام كردند: ده‌ها تن از دانشجويان بويژه دانشجويان سال‌هاي بالا در دانشكده شريعت، بطور داوطلبانه در حركتي با عنوان "فرهنگ توحيد ناب در ميان امت و بويژه عراق براي خلاص‌شدن از مراقد و قبور و پاكسازي كشورهاي اسلامي از آنها"، اقدام به توزيع اين فتاوا كرده‌اند.
بر اساس اين گزارش، اين دانشجويان با تشكيل كميته‌هاي داوطلبانه در حال راه‌اندازي پايگاه‌هاي اينترنتي، دوره‌هاي تابستانه و جذب نيرو از كشورهاي حاشيه خليج فارس و ديگر كشورهاي عربي هستند تا بدين‌وسيله حرم امام حسين(ع) و حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) را مانند حرم عسكريين(ع) به‌عنوان اهداف آينده "موحدان مجاهد" ويران كنند.
علاوه بر اين، "سفر الحوالي" مفتي مشهور وهابي در پاسخ به استفتائي در اين باره گفت: «علاوه بر كربلا، واجب است كه حرم زينب در دمشق و حرم "سيد احمد البدوي" از نوادگان امام هادي[ع] در مصر نيز به عنوان بت‌هايي كه به جاي خداي تبارك و تعالي مورد پرستش قرار مي‌گيرند با خاك يكسان شوند.»
دفتر "وعظ و ارشاد" دانشگاه وهابي "الامام بن سعود" كه از مهم‌ترين منابع تأمين تروريست در عراق و گروه تروريستي "فتح الاسلام" در اردوگاه "نهر البارد" لبنان به شمار مي‌رود نيز طي روزهاي اخير اقدام به توزيع فتاواي "بن جبرين"، "الحوالي"، "البراك"، "الحربي" و ديگر مفتي‌هاي وهابي كرده است كه در آنها از عمليات‌هاي انجام‌شده عليه مراقد ائمه(ع)، امامزادگان و اوليا در عراق تمجيد شده است.
پايگاه اطلاع‌رساني رسمي رياست كل بررسي‌هاي علمي كه زيرمجموعه اداره صدور فتواي عربستان‌سعودي به شمار مي‌رود نيز فتوايي از "بن‌باز" مفتي برجسته حكومت سعودي منتشر كرده كه مسلمانان را به انهدام ضريح امامان شيعه به عنوان بت‌ها و نمادهاي شرك فرامي‌خواند.
اين گزارش حاكي است نهادهاي امنيتي دولت عراق طي چهار ماه اخير اطلاعاتي با طبقه‌بندي "مورد اطمينان و با درجه تأييد بالا" دريافت كرده‌اند كه بيانگر عزم گروه‌هاي تكفيري براي اقدام تروريستي عليه حرم امام حسين(ع) در كربلاست.
نيروهاي امنيتي عراق دو هفته پيش دو موشك از نوع "گراد" را كه آماده شليك به مركز شهر كربلا بود در منطقه "الوند" در 25 كيلومتري اين شهر كشف كردند كه اين كشف به علاوه ديگر اطلاعات دريافتي حكايت از طرح‌هاي قطعي براي حمله به حرم امام حسين(ع) و حضرت عباس(ع) دارد.
در پي صدور اين فتاوا، انجمن علماي ديني انگليس با صدور بيانيه‌اي شديداللحن، صدور فتاواي تكفيري از اين دست را بشدت محكوم كرد.
نويسندگان اين بيانيه تأكيد كرده‌اند: تشويق مفتي‌هاي سعودي به انهدام حرم امام حسين(ع)، نه‌تنها اعلام جنگ آشكار عليه شيعيان بلكه جنگي عليه همه مسلمانان است.
اين انجمن از حكومت عربستان سعودي خواسته است تا در اقدامي سريع و فوري، ضمن اتخاذ موضعي روشن در قبال اين فتاوا، آنها را بطور رسمي محكوم كرده و كساني را كه در صدور،‌ تكثير و تشكيل كميته‌هاي داوطلبانه در دانشگاه‌ها براي عملي‌كردن اين فتواها فعاليت دارند به محاكمه بكشد.
انجمن علماي ديني در ادامه افزوده است: دانشكده‌هاي شريعت در عربستان سعودي بويژه دانشگاه "محمد بن سعود" كه دانشجويان و استادان آن همه اهل قبله به جز مؤمنان به مذهب تكفيري‌ها را كافر مي‌پندارند مراكز خطري هستند كه در خون‌ريزي كشتار بي‌گناهان در عراق و پاكستان نيز دست دارند.
اين بيانيه با هشدار نسبت به پيامدهاي خطرناك اين اقدام وخامت‌بار عليه شيعيان اهل بيت(ع) و مراقد مورد احترام مسلمانان، مسؤوليت نتايج شوم صدور اين قبيل فتاواي گمراه‌كننده را بطور كامل بر عهده حكومت عربستان سعودي ذكر كرده است.
اين انجمن خاطرنشان كرده است: ما از فشاري كه اين گروه‌هاي تندرو بر حكومت سعودي مي‌آورند اطلاع داشتيم اما نمي‌دانستيم كه اين گروه‌ها تا اين حد هولناك مي‌توانند با سياست‌هاي رياض بازي كنند.
انجمن علماي ديني ضمن هشدار به حكام رياض براي پرهيز از بازي با آتش، تأكيد كرده است كه اگر مراجع عظام تقليد تاكنون در برابر صدور چنين فتاواي خطرناكي سكوت كرده‌اند به اين دليل بوده كه منتظر واكنش و اقدام حكومت سعودي بوده‌اند اما اين سكوت به جاي اينكه باعث اقدام رياض شود به تشديد موضع و بسيج صدها جوان ساده‌دل انجاميده كه حاضرند اين فتاوا را به مرحله اجرا درآورند اما حكومت عربستان بايد بداند كه در صورت اجراي اين فتاوا، جلوگيري از واكنش ميليون‌ها تن از پيروان اهل بيت(ع) در سراسر جهان عليه حكومت سعودي غير ممكن خواهد بود.
در تحولي ديگر، صدها تن از شيعيان عراقي مقيم لندن، ديروز در تجمعي در برابر سفارت عربستان سعودي در لندن، با سر دادن شعارهاي "لا اله الا الله، وهابي عدوالله"، بن لادن و بن جبرين، قاتل با پوشش دين" و "اسلام از شما علماي تكفيري و لشگريان شيطان رجيم بيزار است" خشم خود را از صدور فتاواي مفتي‌هاي وهابي عليه مراقد ائمه اطهار(ع) اعلام كردند.
تجمع‌كنندگان كه در بين آنها ده‌ها زن و كودك نيز ديده مي‌شد پس از پايان اين تجمع دو ساعته كه در زير باران شديد برگزار شد نامه اعتراض‌آميزي را تسليم سفارت عربستان‌سعودي در لندن كردند اما "محمد بن نواف بن عبدالعزيز" سفير سعودي از پذيرش اين نامه خودداري كرد.
يكي از برگزاركنندگان اين تجمع در گفت‌وگو با "نهرين‌نت" تأكيد كرد: اين تجمع آغاز يك تحرك گسترده رسانه‌اي،‌ ديپلماتيك، اجتماعي و فرهنگي عليه علماي تكفيري سعودي است كه با فتاواي خود،‌ زمينه كشتار صدها هزار عراقي بي‌گناه و نيز انهدام مراقد مقدسه از جمله حرم عسكريين(ع) را فراهم كردند.
اين افراد تأكيد كردند" شنبه هفته آينده، با حضور هزاران تن از مسلمانان، تظاهراتي عظيم‌تر و گسترده‌تر در مقابل سفارت عربستان سعودي در لندن، واشنگتن، اسلو، آمستردام و ديگر پايتخت‌هاي جهان برگزار خواهد شد تا بدين‌وسيله ضمن محكوميت صدور چنين فتاوايي، از حكومت عربستان و شخص "ملك عبدالله بن عبدالعزيز" خواسته شود تا مخالفت آشكار خود را با اين فتاوا اعلام كرده و صادركنندگان آن را به بازپس‌گيري فتاواي خود و بازگرداندن مقلدان تروريست خود از عراق مجبور كند.

شيخ "عبدالله بن جبرين"، شيخ "الحربي" و شيخ "العمر" از مفتي‌هاي برجسته عربستان سعودي، انهدام گلدسته‌هاي حرم امامين عسگريين(ع) را به يكديگر تبريك گفتند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "النهرين‌نت"، اين افراد كه سال گذشته به همراه ده‌ها تن ديگر از مفتيان سعودي، بيانيه‌اي را در تكفير شيعيان صادر كرده بودند در پي وقوع فاجعه چهارشنبه گذشته در سامرا، تبريكات شفاهي و كتبي براي يكديگر ارسال كردند.
به گفته منابع مطلع در منطقه "العواميه" اين سه مفتي سعودي از تخريب بقاياي حرمين عسگريين(ع) ابراز خشنودي كرده و اين جنايت را تبريك و شادباش گفتند.
بر اساس اين گزارش، شيخ بن‌جبرين به‌تازگي با صدور فتوايي، از پيروان وهابي خود خواسته بود بقاياي حرم عسگريين(ع) را كه از انفجار سال گذشته برجاي مانده بود نيز با خاك يكسان كنند.
از سوي ديگر، يك كارمند شركت ارتباطات همراه سعودي اعلام كرد: حجم ارسال پيام‌هاي تبريك بر روي تلفن‌هاي همراه مشتركان سعودي، طي پيش از ظهر تا عصر چهارشنبه گذشته بالغ بر 70 درصد كل پيام‌هاي كوتاه اين كشور بود كه نسبت به ديگر روزهاي عادي، رقمي بي‌سابقه است.

وي افزود: بيشتر اين پيام‌هاي كوتاه شامل تبريك انفجار اين مرقد شيعي بود و ارسال‌كنندگان اين پيام‌ها نيز بيشتر بر روي "جهادي‌بودن"، "توحيدي‌بودن" و "ضد شرك بودن" اين اقدام تأكيد داشتند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:59  توسط ناصر | 

تروريست‌ها با حضور در جلوي منزل حجت‌الاسلام شيخ هشام سيمري، امام جماعت مسجد فاطمه زهرا(س)، در منطقه كوي علوي اهواز، او را صدا كرده و پس از حضور او سه گلوله به سينه‌اش شليك كرده و گريخته‌اند.

به گزارش خبرگزاري رسا، حجت‌الاسلام سيمري، از روحانيون سرشناس مناطق عرب زبان اهواز بود و فعاليت‌هاي گسترده‌اي را براي اشاعه فرهنگ ناب اهل بيت‌(ع) و مقابله با فرقه‌هاي انحرافي انجام داده است.

مسئولان‌ امنيتي و انتظامي اهواز، هم‌اکنون در حال بررسي و پيگيري اين مسئله‌ و شناسايي عوامل اين اقدام تروريستي هستند.

گفتني است، اين روحاني شهيد از چهره‌هاي محبوب مردم عرب‌زبان اهواز و از مخالفان جدي نحله‌هاي وهابي بوده است و جنبش تجزيه‌طلب خلق عرب و وهابيون، از متهمان رديف اول اين اقدام تروريستي به شمار مي‌روند.

نيروهاى امنيتى در احساء (از استان‏هاى شيعه‏نشين عربستان) چهارشنبه گذشته مانع اقامه نمازجماعت در يكى از نمازخانه‏هاى شيعيان شدند كه در يك منزل شخصى در شمال شهر مبرز قرار دارد.

به گزارش شیعه نیوز (shia-news.com) به نقل از شبكه خبرى راصد، نيروهاى امنيتى احساء حجت الاسلام و المسلمين سيد عبدالله موسوى روحانى مذهبى و امام جماعت نمازخانه يادشده را فراخوانده و با امضاى تعهدنامه از او خواسته‏اند از اقامه نماز جماعت وهر فعاليت مذهبى ديگرى در آن نمازخانه خوددارى كند.

نمازخانه يادشده كه در زيرزمين خانه شخصى حجت الاسلام و المسلمين موسوى قرار دارد در ماه آوريل گذشته افتتاح گرديد.

يكى از فعالان مذهبى اظهار داشت: «اين دومين بار است كه براى جلوگيرى اقامه نماز جماعت از سوى نيروهاى امنيتى بر آقاى موسوى فشار وارد مى‏شود و قبلاً در سال 1421هـ/2000م نيز حسينيه قائم وابسته به ايشان پلمپ شده بود».

نيروهاى امنيتى احساء درخصوص بسيارى از آيين‏هاى مذهبى شهروندان شيعى بدون هيچ دليل قانع‏كننده‏اى محدوديت‏ها و موانع بسيارى ايجاد مى‏كنند.

 

نيروهای امنيتی منطقه احساء در عربستان سعودی، چهارشنبه گذشته يكی از شهروندان شيعه اين كشور را به اتهام حضور در دسته­های عزاداري عاشورا (در محرم گذشته) بازداشت كردند!


«حسين عبدالمحسن المطاوعة» فارغ التحصيل 23 ساله دانشگاه، با حكمي كه از سوي «بدر بن جلوي» استاندار احساء صادر شد بازداشت گرديد و هم اكنون در زندان به سر مي­برد. وي – به همراه دو جوان ديگر – در فوريهء گذشته نيز به همين اتهام و به مدت يك روز بازداشت شده بود و پس از امضاي تعهدنامه­اي مبني بر عدم شركت در هيچ دسته عزاداري ديگري آزاد شده بود. از اين رو بازداشت اخير، بسيار غافلگيركننده بوده است.

شايان ذكر است كه اينگونه بازداشت­ها در چارچوب موج جديد اقدامات امنيتي در عربستان است كه از چند هفته پيش آغاز شده و تا كنون به دستگيري تعداد زيادي از شيعيان احساء منجر گرديده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:57  توسط ناصر | 

« وصیتی دارم علی جان!» .. چرا وصیت؟ مگر چند بهار از عمرت گذشته است؟ سخن از سفر مگو! مگر چند روز از رفتن پدر گذشته است؟ تو هم می خواهی ما را تنها بگذاری و بروی؟

« وقت، تنگ است علی جان! وقت رفتن نزدیک می شود .. » .. آری ، وقت تنگ است و سینه من تنگ تر.. بعد از رفتن پدر ، دلم به تو خوش بود و قلبم به صدای تو آرام می گرفت .. اگر تو هم بروی به فرزندانت چه بگویم ؟ اگر تنهایم بگذاری ، با این مردم چه کنم ؟

« وصیتی دارم علی جان! .. مرا در دل شب غسل بده و کفن کن .. و در تاریکی شب به خاک بسپار .. و کسی را از تربتم آگاه نکن » ..

 چرا؟ آیا دلت آنقدر از زمینینان گرفته که آنان را از تربتت نیز محروم می کنی؟ آیا مردمان لیاقت به سرمه کشیدن خاک مرقدت را نیز ندارد؟ آیا..؟

« وقت، تنگ است علی جان! »...

***

چه خوب كه به وصیتش عمل کردی.. کسانی که خلیل الله را به آتش جهالت خویش افکندند.. رأس ذبیح الله را برای فاحشه شهر به ارمغان بردند.. برای بر دار كردن روح الله تیر و طناب فراهم آوردند.. دندانهای حبیب الله را در دهان فرو ریختند.. محراب مسجد را به خون ولی الله رنگین ساختند.. حریم ثارالله را منزل به منزل تا شام شوم کشاندند.. شکوه بارگاه آل الله را به سنگ و كلوخ  بقیع مبدل ساختند.. و رفعت مأذنه حرم الله سامراء را تاب نیاوردند.. آنان، اگر از مکان قبر زهرايت با خبر بودند، با تربت عصمت الله چه مي كردند؟

امروز فهمیدم که چرا تربت مادر مخفی است..

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:53  توسط ناصر | 
بزرگ‌ترين مشكل دنياي اسلام حركت وهابيت است

وي گفت: شيخ محمدسعيد رمضان لوطي كه از فقهاي بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامي از سراسر جهان اجتماعي تشكيل داديم تا مشكلات جهان اسلام را بيابيم و حل كنيم. پس از بحث به اين نتيجه رسيديم كه بزرگ‌ترين مشكل كه دنياي اسلام با آن دست و پنجه نرم مي‌كند حركت وهابيت است.» اينان مشكلاتي در تمام دنيا اعم از آمريكا و فرانسه، آلمان و چين و تمام جاهايي كه در آن نفوذ كرده‌اند، ايجاد نموده‌اند.

دكتر العماد از قول دكتر علامه يوسف قرضاوي نقل كرد: در دنياي اسلام كسي اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اينكه وهابيت كتابي در لعن آن نوشته است چه شيعه باشد چه سني، چه زيدي و چه...

وي خاطر نشان كرد: به عنوان مثال يك وهابي كتابي در رد سيد جمال‌الدين اسدآبادي به نام «تحذير الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسي» نوشته است. يك وهابي ديگر كتابي در رد صاحب «تفسير المنار» به نام «صواعق من النار علي صاحب المنار: هجوم شعله‌هاي آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. ديگري كتابي به نام «الكلب العالي يوسف القرضاوي: ... بزرگ يوسف قرضاوي» نوشته است.

تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است

عصام گفت: بنده قبل از شيعه شدنم نزد فردي به نام «المدخلي» درس مي‌خواندم كه نزد اين شيخ قريب 100 كتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سيد محمد قطب»، «شيخ محمد غزالي»، «آيت‌الله خويي»، «شيخ محمد عبده» و ... وجود داشت. اين در حالي است كه ما در ميان كتب وهابيون كتابي در رد ماركسيست، بودائيسم، بهائيت و تفكرات اسراييلي و آمريكايي نمي‌بينيم. تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است.

فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است

اين، فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است

فتواي وهابيون در راستاي متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمين است

وي تاكيد كرد: فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است و بايد توجه داشت كه اين فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است زيرا تمام علماء و مفتي‌هاي عربستان كارگزار حكومت هستند. اين فتوا در جهت منافع اسراييل و براي متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و حماس و اخوان المسلمين و... صادر شده است.

عصام العماد، ظهور وهابيون معقول در عربستان را از پديده‌هاي مبارك ياد كرد و به خبرنگار فقه و حقوق ايسنا گفت: شيخ سليمان العوده، سردمدار وهابيون معقول از جمله كساني است كه شجاعت نقد شيخ محمد عبدالوهاب را يافت و او را به خطا منتسب كرد.

وي، دليل تحقق چنين امري را داراي ريشه‌ي تاريخي عنوان كرد و گفت: پس از آنكه بين «ملك فيصل» و «جمال عبدالناصر» درگيري پيش آمد، «ملك فيصل» جهت انتقام‌گيري، جمعي از علماي اهل تسنن مصر از جمله «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» را به عربستان دعوت كرد تا آنان را بر ضد «جمال عبدالناصر» به كار گيرد وليكن وقتي آنان وارد عربستان شدند چون از تفكرات «سيد جمال‌الدين اسدآبادي» و «شيخ محمد عبده» تاثير پذيرفته بودند، تفكرات «شيخ محمد عبدالوهاب» را مورد انتقاد شديد قرار دادند.

عصام العماد گفت: وقتي اينان وارد عربستان شدند «شيخ ربيع مدخلي» و «بن‌باز» تعبيري كرده و گفته بودند ورود اينان به منزله‌ي بمبي است كه موجب انفجار تفكر وهابي خواهد شد.

وي ادامه داد: «سيد محمد قطب» پس از محكوميت به اقامت اجباري در عربستان مشغول تدريس شد و شاگردان معقولي چون «سليمان العوده» را پرورش داد.

درشرايطي كه امام علي(ع) وعمربن‌خطاب درعربستان نقد مي‌شدند،كسي حق نقد عبدالوهاب را نداشت

عصام العماد گفت: من به ياد دارم زماني در دانشگاه‌هاي عربستان نقد امام علي عليه‌السلام و حتي عمر بن خطاب به راحتي صورت مي‌گرفت ولي هيچ‌كس حق نقد شيخ محمد عبدالوهاب را نداشت. در اين ايام با ظهور بزرگاني شجاع چون «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» اين وضعيت افول يافت.

وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي«قطب»مقابله كنند،او را به شورش عليه ولي امر خودمتهم كردند

وي ادامه داد: وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي «سيد محمد قطب» مقابله كنند، او را متهم كردند به اين‌كه عليه ولي امر خود شورش كرده است كه او نيز در جواب گفته بود اگر ولي امري براي من باشد، او «جمال عبدالناصر» است.

حركت وهابيت در جهت اهداف انگليس، آمريكا و اسراييل است

نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است

عصام العماد، حركت وهابيت را در جهت اهداف انگليس و آمريكا و اسرائيل برشمرد و گفت: اين مذهب نگاهش فقط در مورد قبور است و به امور ديگر اهتمام ندارد و معتقدند زيارت قبور شرك است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است. اين تا جايي بوده است كه برخي از علماء گفته بودند، گويي شيخ محمد عبدالوهاب در مقبره متولد شده و بنابراين عقده‌اي دروني در اين مورد دارد.

وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند

وي، بناي قبور و اشكال مختلف مقبره را از جمله امور عرفي برشمرد و اضافه كرد: وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند.

به اعتقاد عبدالوهاب، مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند

مدرس مجمع جهاني اهل بيت (ع) گفت: محمد عبدالوهاب آن‌چنان در مورد مسلمانان تندرو بود كه در كتاب خود نوشته است مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند.

مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود

وي تصريح كرد: معتقدم هر جا تكفيري صورت گيرد پس از آن انفجاري در عالم رخ خواهد داد و مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود.

اين محقق و پژوهشگر تاريخ و حديث تاكيد كرد: بايد مومنين كاملا مواظب و هوشيار باشند چرا كه پشيماني پس از تحقق مشكلات سودي نخواهد داشت.

وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد

عصام العماد ابراز عقيده كرد: وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد بلكه اگر فرصت يابند، حرم ديگر ائمه اطهار را نيز منفجر خواهند كرد.

علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيه‌اي مشترك صادر كنند

وي پيشنهاد كرد: در مقابل صدور فتاوي تكفيري تمام بزرگان اهل سنت و شيعه در تمام نقاط عالم جمع شوند و بيانيه‌اي در محكوميت چنين اموري صادر كنند چرا كه كوتاهي در اين كار ضرر را متوجه همگان خواهد كرد. محكوميت مراجع ديني در قم و نجف در اين زمينه كافي نيست.

از يك وهابي معتدل شنيدم كه مي‌گفت دولت ما ايران است

نبايد با وهابيون عكس‌العملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد

عصام العماد اظهار داشت: الحمدالله امروز تمام مسلمانان از شيعه و سني به جمهوري اسلامي ايران اطمينان دارند و خودم از يك وهابي معتدل شنيدم كه مي‌گفت دولت ما ايران است. نبايد با وهابيون عكس‌العملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد.

در حوزه‌هاي علميه ايران فتوايي بر تكفير اهل سنت نديده‌ام

وي تعصب شديد وهابيون را يكي از مشكلات بزرگ آنان عنوان كرد و ادامه داد: متاسفانه در تمام دانشگاه‌هاي عربستان كتاب‌هاي شيخ محمد عبدالوهاب جزو متون درسي است و از همان ابتدا افكار اين شخصيت در وجود دانشجويان مستقر مي‌شود لذا به ياد دارم كه وقتي در دانشگاه «محمد سعود» درس مي‌خواندم قريب هزار رساله دكترا در تكفير شيعه وجود داشت. اين در حالي است كه در حوزه‌هاي علميه ايراني ما فتوايي بر تكفير اهل سنت نديده‌ام.

وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند

عصام العماد در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند و «محمد كباري» كه يك عالم بزرگ سعودي كتابي فقط در رد تقريب مذاهب نگاشته است و «ابن‌جويري» فتوي بر حرمت خوردن غذاي شيعه داده است؛ بنابراين اصلاح آنان كار آساني نيست.
  وي در پايان خاطر نشان كرد: بنده به دليل شيعه شدنم هم‌اكنون مورد تكفير وهابيون هستم. 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:43  توسط ناصر | 
از زماني كه خلفاي خود خوانده مسلمين پس از رحلت پيامبر(ص) جاهلانه و ظالمانه حكومت مختص مولي الموحدين علي عليه السلام و خاندان عصمت را غصب كردند و با برداشت عصر جاهليت خود باعث انحراف دين مبين اسلام شدند، سرآغاز يك حركت كاملا متضاد با احكام الهي و اسلام برداشته شد.

اين انحراف زماني به اوج خود رسيد كه پيوند ناميموني بين شخصيت منحرف فاقد شعوري چون "شيخ محمد عبدالوهاب نجدي"با قدرت حكومتي آن زمان يعني "محمد بن مسعود (جد آل سعود)" برقرار شد.

شيخ عبدالوهاب فردي بود كه به جهت شيفتگي به شخصيت خود احساس بزرگي به او دست داد و با تصورات شيطاني و باطل خود، هرگونه تمسك به پيامبر(ص) و اهل بيت او را قبيح دانست و از طرفي يكسري بدعتهاي تازه را وارد دين اسلام نمود.

بعد ازهلاكت وي،پيروان او با به رهبري "امير مسعود وهابى" با بيست هزار نفر به كربلا حمله كرده و وحشيانه پنج هزار شيعه را به خاك و خون كشيدند و اين روند ادامه يافت و گره عجيبي بين پيروان اين مذهب با قدرت آل سعود برقرار شد، به نحوي كه همه اقتدار امروز سلفي ها و وهابي هاي تكفيري از اين اتحاد سرچشمه مي گيرد.       

آنچه امروز به سان "بربريت" در حال نمايش از طرف اين طايفه بوده و منجر به وحشيانه ترين جنايت ها عليه شيعه و ديگر بشريت است، به خاطر انحرافات به ظاهرعلماي وهابيت است كه هرآنكس را كه اندكي با عقايد آنها مخالفت كند تكفيركرده و حكم قتلش را مي دهند، ويا به جهت كينه و عداوتي كه در اثر اين تفكر انحرافي نسبت به اهل بيت و قبور مطهر آنها دارند، حكم انهدام اين اماكن متبركه وملكوتي را صادر مي كنند، كما اينكه درانهدام گلدسته‌هاي حرمين عسگريين، بنا به گزارش پايگاه اينترنتي "هجر" فتواي اخير"بن جِبرين" از مفتي‌هاي برجسته سعودي مبني بر ضرورت تخريب اماكن مقدس شيعيان، نقش بسزائي داشته است.

همه اينها به دليل شكافي است كه خلفاي خودخوانده جاهل، با سرپيچي از ولايت پذيري حضرت علي عليه السلام كردند و خود و پيروان جاهل تر خود را مستحق عذاب جاويد و اليم الهي كردند.

وقتي ما در زيارات جامعه مي گوئيم: « السلام عليكم يا اهل بيت نبوت وموضع الرساله و مختلف الملائكه ومهبط الوحي و خزان العلم » و يا با تعابيري چون " تراجمة وحي الله"از ائمه(ع) ياد مي كنيم، اين به دليل اينست كه تنها اهل بيت عصمت و طهارت(ع) هستند كه معدن علم لدن الهي و هبوط وحي بوده و قابليت تفسير و ترجمان آيات فوق وزين قرآن را دارند، نه هر بشر ناقص العقلي كه پيروان وهابي آنها امروز با خواندن هر آيه از قرآن ،تفسير به راي ناقص خود كرده و حكم به تكفير ديگران وانهدام قبور مطهره فرزندان معصوم رسول الله صلي الله عليه و آله مي دهند.

اما در كنار همه اينها بايد گفت كه امروز تفكر عقلائي و ولايت مدار شيعه مي رود تا با نفوذ در قلب هاي مستعد، پايه هاي اعتقادي خود را مستحم كرده و زمينه ظهورامام حي و زنده و غايب خود حضرت مهدي ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه را در جوامع فراهم آورد، و مفتي هاي جاهل سلفي وتكفيري سعودي و امثالهم هم بدانند كه با چنين فتاواي شيطاني، جزتيشه به ريشه خود زدن را ديكته نمي كنند، چرا كه "هر كه با آل علي درافتاد ور افتاد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:38  توسط ناصر | 

هم‌زمان با طرح زمزمه‌هاي خروج آمريكا از عراق و بروز اميدواري درباره اداره امور عراق به دست مردم اين كشور، آخوندهاي درباري سعودي، «به فرموده» وارد ميدان شدند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از عربستان سعودي، اين بيانيه كه نسخه‌اي از آن در اختيار «بازتاب» قرار گرفته، به امضاي 38 مفتي درباري سعودي رسيده و با طرح مسائل دروغين عليه شيعيان عراق، مسلمانان جهان به نبرد با آنان فراخوانده شده‌اند.

نويسندگان اين نامه مدعي‌ شده‌اند: آنچه به ملت و كشور عراق تعرض كرده، ناشي از پيوند صليبيان، صفويان و رافضيان است كه دنباله حاكمان بعثي است. سقوط بغداد، حادثه بزرگي براي مسلمانان بود، چراكه ميزان دردآور بودن آن، تنها با اشغال فلسطين به دست يهوديان قابل مقايسه است.

در ادامه اين نامه، با اهانت به شيعيان و ياد كردن از آنان با عنوان «رافضي» آمده است: پس از گذشت چهار سال از اشغال عراق، مشخص شد كه هدف استيلا بر عراق توسط ائتلافي بين صليبيان و رافضي‌هاي صفوي، زمينه‌سازي مطامعشان در منطقه، حمايت از يهوديان اشغالگر و محاصره كل اهل سنت منطقه براي تشكيل هلال شيعي است كه مطامع و نقشه‌هايش مخفي نيست. آنان مي‌خواهند عراق عرب و مسلمان را شقه شقه كنند: جنوب و استان‌هاي اصلي وسط براي رافضي‌ها، شمال براي اكراد و آنچه از زمين وسط مانده براي اهل سنت و مخفي نماند كه حوادث عراق براي رافضي‌هاي دوازده امامي و ديگر پيروانشان اتفاق مي‌افتد. آنان براي هدف صليبيان تلاش كردند و با آنان براي تقسيم عراق متحد شدند.

در اين نامه همچنين جهاد با دشمنان، «ركن» بزرگ دين و ثمرات و فضايل بسياري براي جانفشاني در راه خدا و مبارزه با دشمنان دين شمرده شده است.

در اين نوشته، پس از ذكر مقدمات بالا، خواسته شده تا گروه‌هاي اهل سنت به اعلام‌هاي صورت گرفته درباره خطر شيعيان و رافضي‌‌ها عمل كنند و بدانند كه رافضي‌ها (شيعيان) هيچ ابايي ندارند از اين‌كه ما را به نقصان و ضعف منتسب كنند.
نويسندگان نامه همچنين اتهامات دروغي را به سيدحسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان، سيدمقتدي صدر و سيدعبدالعزيز حكيم نسبت داده‌اند.

اين نامه اضافه كرده: بر علما و دانشمندان واجب است در برابر آنچه بر برادران اهل سنت ما در عراق مي‌گذرد، دست بسته نظاره‌گر نباشند، بلكه بر آنان واجب است متناسب با هر قشر و توده‌اي از مردم، با استفاده از منبرها و محافل خود و حتي ايجاد گروه‌هاي زيرزميني و مخفي، اقدام به محاصره و عاجز كردن كساني كه عراق را به سوي نابودي مي‌كشانند، آن هم با برانگيختن تمامي شعبه‌هاي مسلمان بكنند.

اما شديداللحن‌ترين بخش اين بيانيه، آنجاست كه اعلام شده، علما بايد با همه اقشار اهل سنت در عراق، در نابودي رافضي‌ها (شيعيان) به هر صورت ممكن بكوشند تا سختي‌ها و بدبختي‌ها از عراق و اهل سنت رخت بر بندد، چرا كه رافضيان تبديل به شمشيري براي آمريكايي‌ها شده و در حالي كه اموال و ثروت عراق در دستان آنهاست، ايران نيز از پشت سر به حمايت از آنها مي‌پردازد؛ و اين شيعيان هيچ ارج و قربي ندارند و بايد تمامي اهل سنت براي نابودي آنان بكوشند.

در اين حال، يكي از چهره‌هاي اسلامي عراق در واكنش به اين نامه اظهار داشت: مأموريت اين افراد، مخفي كردن چپاول ثروت‌هاي مسلمين توسط خاندان سعودي است، با فتواي اينها، حكومت سعودي هزاران جوان مسلمان اهل سنت را به عنوان «اخوان‌المسلمين»، «القاعده» يا سلفي كشته يا زنداني كرده است.

وي ‌پرسيد: اين مفتيان زماني كه دولت عراق مردم حلبچه و سردشت را كه همه اهل سنت بودند، در كمتر از يك ساعت با بمب‌هاي شيميايي كه با هزينه دولت سعودي خريده شده بود، قتل‌عام كرد، كجا بودند؟ وقتي دربار سعودي نيروهاي نظامي صليبي آمريكايي و صهيونيستي را براي حمله به يك كشور مسلمان و عرب به سرزمين وحي آورد، چرا ساكت بودند؟ وقتي فهد از آمريكا خواست دست صدام را در قتل شيعيان جنوب عراق باز بگذارد، اينها كجا بودند؟

اين چهره عراقي در ادامه گفت: وقتي صليبيون به حكومت طالبان كه اهل سنت بودند، حمله و آنها را ساقط كرد يا در زمان حمله آمريكا و انگليس به عراق، چرا اين علما فتوا صادر نكردند؟ چرا درباره سلطه آمريكا بر نفت و گاز جزيرة‌العرب كه متعلق به مسلمانان است، ساكتند؟

وي ادامه داد: چرا درباره قرارداد نظامي 27 ميليارد دلاري سعودي و انگليسي موضع نگرفتند؟ با آن‌كه مشخص است اين سلاح‌ها، يا براي جنگ با صليبي‌هاست، يا صهيونيست‌ها و يا مسلمان‌ها و انگليس مطمئن است اين سلاح‌ها عليه صهيونيست‌ها و صليبيون به كار برده نمي‌شود.

اين چهره اسلامي عراقي در پايان گفت: پاسخ همه اين پرسش‌ها يك چيز است: چون دربار سعودي فتوايي براي آنان صادر نكرده بود و چون اين مفتيان درباري هستند، تنها به فرمان شاه عربستان فتوا مي‌دهند، چراكه شكم‌هاي اينها از دلارهاي نفتي حرام پر شده و زمينه‌اي براي فتوا دادن طبق فرمان الهي ندارند.

پاسخ آيت‌الله مكارم به نامه علماي وهابي
 

چندي پيش واقعه عجيب و بي‌سابقه‌اي در بعضي از كشورهاي اسلامي رخ داد و يك گروه 38 نفري از اساتيد وهابي دانشگاه‌هاي ديني عربستان پاي اعلاميه‌اي را امضا كردند كه فتوا به قتل شيعيان عراق، و فتوا به قتل تمام شيعيان جهان مي‌داد! و آنان را رافضيان صفوي و متحدان آمريكا و حاميان اسرائيل مي‌ناميد كه سنيان را مي‌كشند!!

به گزارش فارس، متن نامه آيت‌الله مكارم شيرازي بدين شرح است: چندي پيش واقعه عجيب و بي‌سابقه‌اي در بعضي از كشورهاي اسلامي رخ داد و آن اينكه در شانزدهم ماه ذي القعده امسال يك گروه 38 نفري از اساتيد وهابي دانشگاه‌هاي ديني عربستان مانند دانشگاه ام القري، و دانشگاه ملك سعود و معلمان مناطق مختلف عربستان سعودي پاي اعلاميه‌اي را امضا كردند كه فتوا به قتل شيعيان عراق، و با قرائن (حاليه) و (مقاليه) فتوا به قتل تمام شيعيان جهان مي‌داد! و آنان رافضيان صفوي و متحدان آمريكا و حاميان اسرائيل مي‌ناميد كه سنيان را مي‌كشند!!

در بند اول اين اعلاميه (بعد از مقدماتي) از تمام وسائل ارتباطي جمعي و رسانه‌هاي عربي خواسته شده بود كه خطر شيعه را به عموم مسلمين جهان برسانند. سپس شيعيان را متهم به كشتن اهل سنت در عراق نموده، آنها را مظلوم نشان داده بودند، اين اعلاميه تصريح مي‌كند كه شيعيان در فكر تجزيه عراقند. بخش جنوبي كه داراي همه چيز است از آن شيعه و بخش شمالي از آن كردها و تنها بخشي كوچكي از مركز براي اهل سنت مي‌ماند. سپس مي‌گويد آنچه به زور گرفته شده تنها از طريق زور به دست مي‌آيد! بايد جنگيد و عراق را از دست شيعه‌ها (و حتي كردها) خارج كرد و در بند دوم از اهل علم و فكر دعوت شده كه از مساجد و منابر و ملاقات‌هاي عمومي و خصوصي خود براي پرده برداشتن از اين «خطر!» بهره گيرند و اهل سنت را بر ضد شيعيان بشورانند.
در بند سوم از تمام اهل سنت خواسته شده با تمام قوا، اهل سنت عراق را كمك مالي و نظامي كنند.

و در بند چهارم از احزاب و گروهاي اهل سنت عراق خواسته شده كه اختلافات خود را كنار بگذارند و همه در برابر شيعيان متحد شوند و به اصطلاح در برابر طاغوت‌هاي آمريكا و رافضي‌هاي صفوي و متحدان آنها (اشاره به كردها و جمعي از اهل سنت معتدل عراق است) بايستند و آنها را درهم بكوبند.
و در بند پنجم گفته شده كه از اعلام خطر مزبور مايوس نشوند و حالت انفعالي به خود نگيرند و بدانند جوله الباطل ساعه و دوله الحق الي قيام الساعة!

در هيچ زماني چنين فتوايي براي جنگ داخلي مسلمانان و اهل قبله با يكديگر و كشتن ميليونها مسلمان و گويندگان شهادتين در طول تاريخ اسلام از هيچ گروه از علماي سني صادر نشده است، اين در حالي است كه شيعيان ريخته شدن يك قطره خون مسلمان اعم از شيعه و سني را گناهي بزرگ و نابخشودني مي‌دادند.

ما در عين اين‌كه از اين تهديدها هراسي به خود راه نمي‌دهيم در برابر اين همه خشونت غير انساني دست دوستي به سوي آنها دراز كرده و مي‌گوييم: برادران راه را اشتباه مي‌رويد دشمن ما كسان ديگري هستند. اگر آنچه شما مي‌خواهيد انجام شود چيزي براي مسلمين باقي نمي‌ماند. ما به شما برادرانه نصحيت مي‌كنيم بيش از اين به اسلام ضربه نزنيد و مسلمين را در دنيا به جهل و خشونت معرفي نكنيد.

به هر حال اين واقعه‌اي است شوم و خطرناك كه همه مسلمين جهان بايد چاره‌اي براي آن بينديشند و از جهات زير قابل تامل است:

1- اين اعلاميه كه به بردار كشي و ريختن خون صدها ميليون از مسلمانان دعوت مي‌كند و بر طبل جنگ مي‌كوبد و تمام دنياي اسلام را به خشونت در حدل اعلي فرا مي‌خواند و نشان مي‌دهد كه امروز بزرگترين خطر در جهان اسلام خطر تفكر وهابي افراطي است كه همه مسلمين را اعم از سني و شيعه مشرك و كافر مي‌دانند، جز خودشان (مدارك صريح اين مساله در كتاب‌هاي سر سلسله وهابيون يعني محمد بن عبد الوهاب موجود است)، هر چند اكثريت برادران اهل سنت از اين طرز تفكر بيزارند.

متاسفانه اين تفكر خشونت بار مانع پيشرفت اسلام در جهان شده است و مشكل عمده جهان اسلام در عصر حاضر است، با اينكه بسياري از جهانيان آماده پذيرش اسلامند اما هنگامي كه نزديك مي‌شوند و گروهي از مسلمين را طرفدار ترور و غرق در خشونت مي‌بينند عقب نشيني مي‌كنند.

2- آنها آمريكا را يكي از عوامل اصلي خطر در عراق معرفي مي‌كنند و مبارزه با او را واجب مي‌شمرند، ما هم اين سخن را قبول داريم، ولي همه مي‌دانند و خودتان هم مي‌دانيد بعضي از كشورهاي اسلامي عملا از متحدان اصلي آمريكا در خاورميانه هستند و آمريكايي‌ها آزادانه در آنجا رفت و آمد دارند چرا با آنها مبارزه نمي‌كنند. چرا در آنجا از آنان پذيرايي مي‌كنند و در عراق دعوت به جنگ با آن‌ها؟!

3- شيعه و به گفته آنان رافضيان صفوي را متحد آمريكا و حاميان صهيونيست‌ها! مي‌دانند، آيا مي‌توانند بگويند كدام كشور اسلامي سال‌هاست رابطه خود را با آمريكا قطع كرده و مورد تحريم‌هاي آمريكا واقع شده است؟!

و كدام جمعيت در لبنان ارتش نيرومند اسرائيل را كه همه سران عرب از آن بيم داشتند در هم كوبيد؟! و چه كساني با اسرائيل همكاري كردند.
و چه كساني به هنگام جنگ حزب الله لبنان با اسرائيل ، كمك به حزب الله را تحريم نمودند؟!

4- آيا اهل سنت در عراق به دست شيعه‌ها كشته مي‌شوند يا سني‌ها و همدستان آنان از باقيمانده حزب بعث شيعه‌ها را قتل عام مي‌كنند؟!
آيا آية الله سيد محمد باقر حكيم كه با سيصد نفر در نجف به شهادت رسيد از اهل سنت بودند؟ آيا بيش از يك‌هزار نفر كه در كاظمين كشته شدند، سني بودند؟!

مرگ‌بارترين روز در چند سال اخير در حله اتفاق افتاد و حدود 400 نفر قرباني گرفت كه همه شيعه بودند. آيا قتل عام هزاران نفر در كوفه و كربلا و نجف و حله همه به دست شيعه‌ها بود؟!

5- شما مي‌گوييد آنچه به زور گرفته شده بايد به زور پس گرفته شود آيا مي‌دانيد حكومت فعلي عراق طي يك انتخاب آزاد زير نظر ناظران كشورهاي مختلف جهان به وجود آمد، سپس نمايندگان مجلس و رئيس جمهور و رئيس دولت انتخاب شدند، كاري كه هرگز در كشور شما انجام نشده است، شما اين‌ها را مصداق زور مي‌دانيد و حكومت خود را مصداق دموكراسي؟!

6- خوب است يك نگاه كوتاه به آمار كنيد در كشور عراق حداقل بيش از 60 درصد شيعه، 20 درصد كرد سني و 20 درصد عرب سني هستند، يعني مي‌گوييد بايد اين 20 درصد بر آن 80 درصد حكومت كند، آن هم با زور؟! گذشته از اينكه چنين كاري در دنياي امروز غيرممكن است، غيرمعقول و غيرمنطقي نيز مي‌باشد و هيچ فرد عاقل عادي - تا چه رسد به استادان دانشگاه - آن را نمي‌پذيرد.

7- چه كساني كاريكاتورهاي زشت بر ضد پيامبر اسلام را منتشر ساختند؟
چه كساني كتاب آيات شيطاني نوشتند و نويسنده و ناشر آن را حمايت مي‌كنند؟
چه كساني اسلام را دين خشونت و بربريت خواندند؟
و چه كساني بيت المقدس قبله اول مسلمين را گرفتند و پايتخت خود ساختند و امروز سرزمين‌هاي اسلامي زير چكمه سربازان آنها است؟

شما همه آنها را رها كرده‌ايد و به افروختن آتش در ميان مسلمين كه صد در صد به نفع دشمنان اسلام است روي آورده‌ايد! آيا غيرت ديني شما چنين حكم مي‌كند؟

8- اعلاميه شما در مجموع برخلاف آيات قرآن مجيد و احاديث نبوي است
آيا فراموش كرده‌ايد كه قرآن مجيد مي‌گويد: (ولا تقولوا لمن القي اليكم السلام لست مومنا» (نساء/ 94)
شما چرا گروه عظيمي از مسلمانان با ايمان را كه در پيشرفت اسلام و علوم اسلامي سهم بزرگي دارند متهم به كفر مي‌كنيد؟
مگر پيغمبر اكرم(ص) در روايات متعددي نفرمود هر كس شهادتين بگويد جان و مال و ناموسش محفوظ است چرا اين روايات را زير پا مي‌گذاريد؟!

آيا فراموش كرده‌ايد كه قرآن مجيد مي‌گويد: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم» (انفال /46) آيا دعوت به جنگ داخلي در عراق كه سبب كشته شدن گروه عظيمي از هر دو طرف خواهد شد سبب فشل و شكست در برابر دشمنان اسلام نخواهد بود؟

9- شما به جاي اينكه به مقتضاي آيه شريفه « و ان طائفتان من المومنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما» (حجرات /9) آب به روي آتش جنگ در عراق بپاشيد، شديداً به آن دامن مي‌زنيد به خصوص كه طرف مقابل دست دوستي به سوي شما دراز مي‌كند. اين كار بر ضد دستور قرآن نيست؟

شما در اعلاميه خود اين حديث پرمعنا را از صحيح مسلم از پيغمبر اكرم(ص) نقل كرده‌ايد كه: خداوند به آن حضرت وعده داد دشمنان اسلام بر اين امت مسلط نخواهند شد و اگر مشكلي دامنگير امت اسلام شود و از ناحيه اختلاف ميان خود آنها خواهد بود!
شما اين حديث شريف را نقل كرده‌ايد ولي متاسفانه عكس آن را عمل كرده‌ايد.

آيا پيغمبر اسلام(ص) به همه جنگجويان دستور نمي‌داد كه به هنگام جنگ با «مشركان» زن و فرزندان آنها را نكشيد، چگونه گروهي از شما اين دستور مهم انساني و اسلامي را در برابر گروهي از مسلمانان به كلي فراموش كرده‌ايد و با ترورهاي كور همه را مي‌كشيد.

10- اگر جمعي از سياستمداران كشورهاي اسلامي به احكام آن عمل نكنند عجيب نيست ولي اگر علماي ديني به آن عمل نكنند يا خداي نكرده آلت دست سياستمداران دست نشانده شوند؛ عجيب است.
قرآن مجيد حتي ريخته شدن خون يك مومن را سبب «لعن» و «عذاب اليم» و «خلود در جهنم» مي‌شمرد و مي‌گويد:« و من يقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فيها و غضب الله عليه و لعنة و اعد له عذاباً عظيما) (نساء/93)

به راستي اين آيه پشت انسان را مي‌لرزاند. حال اگر كساني سبب شوند خون هزاران هزار نفر از مسلمانان ريخته شود در قيامت چه سرنوشتي خواهد داشت؟

11- بيانيه شما دلالت دارد كه گرفتار بدبيني و سوء ظن شديد نسبت به پيروان مذهب اهل بيت شده‌ايد كه منشا آن تبليغات سوء‌ دشمنان، تكيه كردن بر شايعات، معيار قراردادن رفتار بعضي از افراد نادان كه در هر دو گروه هستند ، و دور نشستن و قضاوت كردن است.

12- ما به شما اعلام مي‌كنيم كه علماي شيعه آماده‌اند در جلسات مشترك علماي طرفين شركت كنند و در يك حوار و گفتمان دوستانه و برادرانه ثابت نمايند كه اين اتهامات ناشي از سوء‌ظن و تبليغات سوء‌ دشمنان يا افراطيون است و چه خوب است تمام كساني كه فتواي قتل شيعيان را صادر كرده‌اند و در آن جلسه حضور يابند.

علماي شيعه در طول چهار سال بعد از سقوط صدام پيوسته دعوت به ائتلاف و اتحاد تمام مردم عراق و پرهيز از خونريزي و برادر كشي كرده‌اند، اكنون نوبت عقلا و علماي بزرگ اهل سنت است كه به مسئوليت خود عمل كنند و از بعضي از ناآگاهان كه به فتنه‌گري و تحريك مسلمين بر ضد يكديگر مشغولند، بخواهند بيش از اين آبروي اسلام را در جهان نبرند و خون بي‌گناهان را نريزند احكام مسلم اسلام را خدشه‌دار نكنند.
«ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق»(اعراف/89)

«ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انك رئوف رحيم» (حشر /10)


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:35  توسط ناصر | 

امروز، مردم فرانسه، پنج هفته پس از انتخاب رئيس‌جمهور خود، بار ديگر براي انتخاب 566 نماينده مجلس قانونگذاري به مدت پنج سال، پاي صندوق‌هاي رأي حاضر مي‌شوند.

بنا بر اعلام وزارت كشور فرانسه، 7639 نفر براي به دست آوردن كرسي‌هاي مجلس قانونگذاري اين كشور، ثبت‌نام كرده‌ و همه احزاب سياسي نيز با ارايه ليست نام‌هاي نمايندگان خود، از دو هفته پيش، وارد مبارزات انتخاباتي شده‌اند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از پاريس، در ميان 7639 نامزد انتخاباتي پارلمان، نام «جمال بوراس»، قهرمان جودو فرانسه در محله «سن دوني»، واقع در حومه شمال پاريس، بيشترين توجه رسانه‌ها را به خود جلب كرده و پيرامون آن، مطالب گوناگوني در آنها نوشته شده است. اين در حالي است كه در اين دو هفته، رسانه‌هاي وابسته به صهيونيست‌ها از يك سو و سلفيون تكفيري از سوي ديگر، تبليغات مسموم و گسترده‌اي عليه وي انجام دادند؛ صهيونيست‌ها با استفاده از رسانه‌هاي تحت امر خود و سلفيون با استفاده از اينترنت و وبلاگ‌ها، تلاش كردند با حضور نخستين نامزد انتخاباتي ارادتمند اهل بيت عصمت و طهارت، مبارزه منفي انجام دهند.
صهيونيست‌ها با مطرح كردن جانبداري جمال از حزب‌الله لبنان و محكوميت مسدود شدن شبكه «المنار» و محكوميت قانون منع حجاب در مدارس فرانسه توسط او، از وي چهره يك اسلامگراي افراطي را در افكار عمومي به نمايش گذارند و افراطيون سلفي نيز آشكارا گفتند كه به طرفداران خود توصيه كرده‌اند: به رقيب كمونيست وي رأي دهند!
همچنين يكي از وهابيون بنا به گفته «ابن تيميه»، گفته است: سر كار آمدن يك فرد آگاه غير مسلمان، بهتر از يك مسلمان ناآگاه است؛ بنابراين، چون جمال بوراس، ورزشكار بوده و از سياست اطلاعي ندارد، بهتر است به رقيب وي ـ كه يك سياستمدار كمونيست است ـ رأي داده شود.

جمال بوراس، 36 سال پيش در محله مهاجرنشين «ژيور» در اطراف شهر «ليون» متولد شد. وي در نوجواني در محله خود، با تنها مسجد شيعي در فرانسه در شهر ژيور و سپس در كنار تمرين‌هاي ورزشي، با آموزش‌هاي اهل بيت (ع) آشنا شد.

وي در سال 1996 در بازي‌هاي المپيك جهاني در آتلانتاي آمريكا، مدال قهرماني جودو 78 كيلوگرم را براي فرانسه به ارمغان آورد. وي در همان روز پيروزي، در حال ترك تشك در نخستين مصاحبه خود با رسانه‌ها اعلام كرد كه مدال طلاي خود را تقديم مسلمانان جهان، به ويژه مسلمانان فلسطين و بوسني مي‌كند.

اما در فرداي روز پيروزي، روزنامه‌هاي صهيونيستي، تبليغات خود را عليه او آغاز كردند و دو سال بعد، با دستكاري آزمايش‌هاي مربوط به دوپينگ قهرماني، وي را به استفاده از مواد انرژي‌زا و دوپينگ محكوم كردند و مدال وي را به رقيبش دادند. جمال بوراس پس از دو سال اقدامات قضائي و آزمايش‌هاي مجدد، بي‌گناهي خود را به اثبات رساند و مدال قهرماني سال 1998، دوباره به وي تعلق گرفت.

پس از اين رخداد، جمال از ورزش كمي فاصله گرفت و وارد مسائل سياسي، به ويژه مسائل مسلمانان شد. وي در زمان تصويب قانون منع حجاب در فرانسه، با شركت فعال در برنامه‌هاي تلويزيوني، مخالفت خود را اعلام كرد. او همچنين بارها با شركت در كنفرانس‌هاي مطبوعاتي، حمايت خود را از مردم مظلوم فلسطين و محكوميت سلطه صهيونيست‌ها بر رسانه‌هاي فرانسه نشان داده است.

به گفته مجري برنامه كانال دو فرانسه، جمال در ميدان مبارزه ورزشي، به بالاترين مقام رسيد. حال اين پرسش مطرح است كه آيا در عرصه سياست هم به وي چنين ميداني خواهند داد؟

گفتني است، جمال بوراس در ليست كانديدهاي حزب مردم، جنبش دمكراتيك، به دبيركلي «فرانسوا بايرو»، سومين حزب سياسي پس از حزب راستگراي ساركوزي و حزي سوسياليست فرانسه قرار گرفت و اين در حالي است كه وي از نظر گرايش سياسي، بيشتر ميانه‌رو قلمداد مي‌شود.


منبع خبر: بازتاب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:24  توسط ناصر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یکطرف اسلام اشرافیت اسلام ابوسفیان اسلام ملاهای کثیف درباری اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی و دانشگاهی اسلام ذلت و نکبت اسلام پول و زور اسلام فریب و سازش و اسارت اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پا برهنگان و در یک کلمه اسلام آمریکائی را ترویج میکنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار میگذارند.(فرازهائی از بیانیه امام خمینی در سالگرد کشتار زائران خانه خدا به دست نوکران آمریکا و سفاکان آل سعود)

نوشته های پیشین
مهر 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
سايت نيك صالحي
رسالت جهاني حضرت مهدي(عج)
امام رضا(ع)
افشاي عقايد انحرافي سلفي
اخبار شيعيان
سايت خبري شيعه نيوز
مركز جهانى اطلاع رسانى آل البيت (ع)
بزرگترين لينك باكس
شيعيان اهل سنت واقعي
حق با كيه(شيعه يا سني)
وبلاگ حقوق
لواء الزینب
شيعه شدگان
وهابيت و اسلام
دفاع از عقاید تشیع
وبلاگ عبرت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

منبع کد اهنگ مینوس

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس