![]() |
![]() |
|
|
سُبكي، محقق هم عصر ابن تيميه، معتقد است «ابن تيميه در عقايد اسلامي بدعت گذاشت و اركان اسلام را درهم شكست. او با اتفاق مسلمانان به مخالفت پرداخت و سخني گفت كه لازمه آن جسماني بودن خدا و مركب بودن ذات اوست تا آنجا كه به ازلي بودن عالم ملتزم شد و با اين سخنان حتي از 73 فرقه نيز بيرون رفت»[3]. ابن شاكر كتبي در شرح حال ابن تيميه از رسالهاي ياد ميكند كه وي درباره فضايل معاويه و عدم جواز لعن يزيد نوشته است[4]. ابن حجر هيتمي دانشمند اهل سنت كه در زمره بزرگان علما محسوب ميشود، ابن تيميه را فردي ميداند كه خداوند او را خوار و گمراه و كور و كر كرده است و پيشوايان اهل سنت بر فساد افكار و اقوال او تصريح دارند. هر كس ميخواهد از عقايد وي آگاه شود به كتابهاي ابوالحسن سُبكي و فرزندش تاج الدين و غير آنان رجوع كند. سخنان ابن تيميه فاقد ارزش بوده و او فردي بدعتگزار، گمراه گمراهگر و غير معتدل است. خداوند، به عدلش با او رفتار كرده و ما را از شر عقيده و راه و رسم وي حفظ كند![5] انتقادات مستمر دانشمندان وقت، موجب انزواي ابن تيميه شد و مرامش به تدريج به دست نسيان سپرده شد، چندان كه ديگر كسي از افكار وي دم نميزد، گويي در جهان چنين كسي نبوده و چنين افكاري را عرضه نكرده است. بر اثر مبارزات ياد شده، از مكتب ابن تيميه جز در كتابهاي شاگرد وي، ابن قيّم جوزي (691 ـ 751) نامي باقي نماند. حتي خود ابن قيم نيز در كتاب «الروح» به چالش با استاد خود پرداخته است. اكنون بايد ديد چگونه اين مكتب بار ديگر در قرن 12 هجري از انزوا و گم نامي بدر آمد و برخي مجدداً به نشر و ترويج آن پرداختند؟ حدود پانصد سال بعد از ابن تيميه، آراء وي توسط فردي موسوم به محمد بن عبدالوهاب از انزوا و گمنامي بدر آمد و با ترويج آن بوسيله قدرت شمشير، موجي نو از تفرقه و كشتار بين مسلمانان به راه افتاد. متأسفانه طرح مجدد افكار ابن تيميه از سوي محمد بن عبدالوهاب در شرايط و اوضاع تاريخي بسيار نامناسبي صورت گرفت. چنان كه گويي اساساً وضع اين افكار، براي ايجاد شكاف و اختلاف ميان مسلمين، آن هم در بدترين اوضاع و شرايط تاريخي بود! ترويج آراء ابن تيميه از سوي محمد بن عبد الوهاب (كه عنوان مكتب وهابيت را به خود گرفت) و سپس حمله وهابيان با پشتيباني سياسي ـ نظامي شيوخ برخي از قبايل «نجد» به مناطق مسلمان نشين حجاز و عراق و شام و يمن، در دهههاي نخست قرن 13 هجري صورت پذيرفت، اين در حالي بود كه امت اسلامي از چهار سو مورد هجمه و حمله شديد استعمارگران مسيحي قرار داشت. انگليسيها، فرانسويها، روسهاي تزاري و آمريكائيها هر كدام به نوبه خود در قرن 19 ميلادي گرگ صفتانه امت مظلوم و پريشان اسلامي را مورد حمله قرار داده بودند. در چنين دوران سختي كه مسلمانان نياز حياتي به همدلي و همكاري بر ضد دشمن مشترك داشتند، محمد بن عبد الوهاب مسلمانان را به جرم شفاعت خواهي از پاكان و زيارت قبور اولياء خدا مشرك و بتپرست و واجب القتل خواند! و اعراب باديهنشين را برانگيخت كه مناطق سنينشين و شيعهنشين حجاز و عراق و شام و يمن را به خاك و خون بكشند و اموال مسلمين را ـ به عنوان غنيمت جهاد با كفار ـ به غارت برند! نكته بسيار عجيب و غير قابل هضم در اين كار، جريان فتواي محمد بن عبدالوهاب (مثلاً بعنوان فقيه) به تكفير مسلمانان جهان و تشويق و پيروان خويش به قتل و غارت فجيع آنان به اتهام شرك و بتپرستي است كه صحنههاي جانگدازي در طول دو قرن اخير پيش آورده است، چنين فتوايي در بين پيروان اديان الهي كمتر سابقه دارد. وي در كتاب كشف الشبهات مينويسد: كساني كه فرشتگان و پيامبران و اولياء الله را شفيع قرار داده، و به وسيله آن نزد پروردگار تقرب ميجويند، خونشان حلال و قتل آنان جايز است.[6] خشونت و وحشيگري كه در ذات اين مكتب نهفته و مظاهر آن در حمله و كشتار بيسابقه مردم مظلوم كربلاي معلي در سال 1343 هجري قمري كه حدود 7000 نفر از علماء سادات و مردم را قلع و قمع كردند بسيار دور از باور و انسانيت است[7]!
ممكن است تصور شود كه وهابيان، تنها بلاد شيعه نشين را مورد تاخت و تاز قرار ميدادند. ولي اين انديشه به هيچ وجه درست نيست و بايد گفت: كليه مناطق مسلمان نشين حجاز و عراق و شام، آماج حملات آنها قرار داشت و تاريخ در اين مورد از هجومهاي وحشيانهاي گزارش ميدهد كه مجال شرح آن نيست. براي نمونه تنها به يك مورد اشاره ميكنيم: جميل صدقي در خصوص فتح طائف به دست وهابيان مينويسد: از پليدترين كارهاي وهابيان، قتل عام مردم است كه بر صغير و كبير رحم نكردند، طفل شير خوار را بر روي سينه مادرش سر ميبريدند، و جمعي را كه مشغول فرا گرفتن قرآن بودند، همه را كشتند. چون در خانهها كسي باقي نماند به دكانها و مساجد رفتند و هر كه را ديدند، حتي گروهي را كه در حال ركوع وسجود بودند، كشتند. كتابها را كه در ميان آنها تعدادي قرآن و و ديگر كتب حديث و فقه بود در كوچه و بازار افكندند و آنها را پايمال كردند. اين وقايع خونبار در سال 1217 هـ.ق اتفاق افتاد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 18:57 توسط ناصر |
|
|
وهابيت فرقهاي است ظاهراً اسلامي، ولي در اصل بر ضد اسلام است. اين فرقه داراي عقايد خاصي است كه بر طبق آن عقايد، تمام مسلمانان را به غير خودشان مشرك ميدانند. بنا به عقيده آنها هركس كه قبرهاي انبياء و اولياء الهي را مسح كرده ويا آنها را ببوسد و يا در كنار آنها نماز خوانده و يا چراغ روشن كند، مشرك است همچنين اگر كسي به اين بزرگواران متوسل شود و يا از آنها طلب شفاعت كند، آنها را با خدا شريك قرار داده است.
با توجه به اهميت موضوع برآن شديم تا مقداري براي آشنايي خوانندگان عزيز با فرقه وهابيت که در حال حاضر خود را سرمدار جهان اسلام معرفي ميکند و براي اربابان خويش از هيچ جناياتي با ريختن خون افراد بيگناه و مردم نميگذرد و حال به فکر تخريب امکان مقدس اسلام افتاده است ودرصد اين هستند که جاي دشمن اسلام را عوض نمايند و مسلمانان را به جان يکديگر اندازند، همان چيزي که دشمن سالها به دنبال آن است، متاسفانه با چهره اسلام معرف خشونت و... شده است. که دشمن نيز از اين فرصت استفاده کرده و هر طوري شده ميخواهد چهره آن را خشن و بيسواد، مخالف علم و... براي جهانيان معرفي کند و جايگزين براي خود در اذهان جهانيان گردد که متاسفانه با عملکرد ناصحيح اين گروه ملحد بيدين و جنايت کار و خشن و کجفهم تا حدودي نيزموفق نيز شده است. • وهابيت، مكتبي كه بايد از نو شناخت متاسفانه با سرمايه برخي از کشورهاي عربي که سلطنت و پادشاهي خود را مرهون اين فرقه ضاله ميدانند، وهابيت يكي از نوظهورترين و تاثيرگذارترين باورها در بخش کمي از جهان اسلام شده است. داعيان و پيروان اين مكتب به ظاهر اسلامي، در سراسر جهان در حال تبليغ و نشر اسلام به روايت و قرائت خود (بيديني، بيسوادي و خشک مقدس و جنايتکار) ميباشند در سالها و دهههاي اخير، توفيقات فراواني را به دست آوردهاند. مراكز ديني بسيار فراواني را در اقصي نقاط جهان با پولهاي نفت و پشتيباني اربابان خود (آمريکا جهانخوار) به راه انداخته و گاه به صورت جنبشهاي نظامي، سياسي، اجتماعي و... نمود پيدا كرده و تاثيرات گسترده اي در سرنوشت جهان اسلام به خود اختصاص دادهاند. بيشتر جنبشهاي سياسي در جهان عرب و حتي ساير نقاط جهان (از حجاز تا پاكستان، افغانستان و چچن) حداقل در قرن اخير و به ويژه در بيست و اندي سال گذشته مانند: القاعده، اخوان المسلمون، طالبان، جماعت اسلامي مصر، التكفير والهجره و... به طور مستقيم و يا غير مستقيم با اين بينش فكري مربوط شده اند.واز ميسر اصلي خود منحرف وبجاي برخورد با دشمن اسلام،در حال برخورد با جهان اسلام هستند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 23:6 توسط ناصر |
|
|
محمد بن عبدالوهاب تبليغ خود را در پرتو قدرت حاكم آغاز كرد. به زودي هجوم به قبايل اطراف و شهرهاي نزديك شروع شد و سيل غنايم از اطراف و اكناف به شهر درعيه كه شهر فقير و بدبختي بود، سرازير گشت. اين غنايم چيزي جز اموال مسلمانان منطقهي نجد نبود كه با متهم شدن به شرك و بتپرستي، اموال و ثروتشان بر سپاه محمد بن عبدالوهاب حلال شده بود .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:9 توسط ناصر |
|
|
كوتاهي هائي كه در برخورد با عوامل اصلي انفجار حرم عسكريين عليهماالسلام صورت گرفت اين عوامل را گستاخ تر نموده و آنها را به هوس جسارت به ساير عتبات عاليات انداخته است .
تعدادي از مفتيان عربستان سعودي و كويت فتواي انهدام بارگاه مطهر حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام و ساير عتبات در عراق و همچنين حرم حضرت زينب سلام الله عليها در سوريه و بعضي اماكن زيارتي در مصر را صادر كرده اند. شيخ عبدالرحمن براك شيخ ممدوح الرحبي شيخ ناصرالعمر ابن جبرين شيخ سفرالحوالي از عربستان و شيخ حامدالعلي از كويت علاوه بر صدور فتوا طلاب مدارس علوم ديني و جوانان كم اطلاع و ساده انديش را به انفجار و انهدام حرم هاي مطهر ائمه عليهم السلام بويژه حرم حضرت امام حسين تشويق مي كنند. همين افراد بعد از دوبار انفجار حرم عسكريين عليهماالسلام اقدام به برگزاري جشن نمودند و اين جلسات به مباشران اين انفجارها دعا كردند. اين اقدامات نشان از تلاش جدي و سرمايه گذاري وسيع وهابيون براي انفجار حرم هاي مطهر در عراق دارند واقعه اي كه داراي ابعاد مختلف است و مسئوليت علماي اسلام دولت هاي كشورهاي اسلامي و آحاد مسلمانان را سنگين مي كند و هيچ عذري براي كوتاهي در مقابله با اين فتنه باقي نمي گذارد. دولت سعودي نبايد در اين زمينه كوتاهي كند و بايد به اين نكته توجه نمايدكه وقت كشي به زيان خود آل سعود تمام خواهد شد و افكار پليد وهابيون افراطي را در عربستان چنان گسترش خواهد داد كه ديگر جائي براي خاندان سعودي باقي نخواهد ماند. بدرفتاري هاي وهابيون با زائران ايراني خانه خدا نيز بخشي از برنامه هاي افراطيون وهابي است كه در حال اجراست و دولتمردان سعودي در برخورد با آن عزم قابل قبولي از خود نشان نمي دهند. در عراق نيز اگر سعودي ها فكر مي كنند با اقدامات تروريستي وهابيون جاي پائي براي خود دست و پا خواهند كرد سخت در اشتباه هستند. زيرا اين قبيل اقدامات زمينه را براي از دست رفتن هميشگي منافع سعودي ها در عراق فراهم مي سازد و دولتمردان سعودي فقط در عراق آرام است كه مي توانند جاي پائي داشته باشند. درست است كه هيچيك از مذاهب اهل سنت وهابيون را قبول ندارند و بسياري از آنها كتاب هاي زيادي عليه وهابيت نوشته و منتشر كرده اند ولي اين واقعيت تلخ را نميتوان انكار كرد كه وهابيون مسند فتواي كشوري كه حرمين شريفين در آن وجود دارند را در اختيار دارند و از پشتوانه مالي زيادي برخوردارند و به مدد همين پشتوانه ها توانسته اند در مجامع زيادي نفوذ كنند. اين يك خطر بزرگ براي اساس اسلام است كه بايد با همت علماي اسلام با آن مقابله شود و توطئه هاي تدارك ديده شده اي كه دستهاي پنهان دشمنان اسلام نيز در برنامه ريزي آنها نقش دارند بايد خنثي گردد. نفوذ كلمه علماي شيعه در اينگونه موارد است كه بايد كارساز باشد و چشم فتنه را كور كند. موثرترين اقدام برقراري رابطه بيشتر ميان علماي شيعه و سني در سراسر جهان اسلام و انجام اقدامات مشترك براي خشكانيدن ريشه غده سرطاني وهابيت از پيكر پاك اسلام است . اين كاري است كه ميتوان انجام داد كاري كه امت اسلامي را از شر تفرقه افكنان نجات خواهد داد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:6 توسط ناصر |
|
|
«توماس فريدمن»، ستوننويس روزنامه «نيويوركتايمز»، كه يكي از شركتكنندگان در اجلاس اخير داووس نيز بوده، با برشمردن تعاملات ايران و عربستان با آمريكا، به سياستمداران كاخ سفيد حمله كرده كه چرا به جاي عربستان، با ايران درگير ميشوند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، وي سپس با ارايه پيشنهاد بازگشايي سريع سفارت آمريكا در تهران، آن را گرهگشاي مشكلات منطقه و حتي مسأله فلسطين دانست. در اين مقاله آمده است: يك آزمايش كوچك از سياست خارجي آمريكا. من ميخواهم دو كشور A و B را مقايسه كرده و پس از آن، شما به من بگوييد كدام يك متحد آمريكاست و كدام يك نيست.كشور A فعالانه در شكست طالبان در افغانستان و جايگزيني آنها با اتحاد مسلمانان ميانهرو منتخب آمريكا مشاركت داشت. كشور A معمولا انتخاباتهايي آزادي را برگزار ميكند. در كشور A زنان حق رأي داشته، داراي پستهاي اداري بوده و بيشتر دانشجويان دانشگاههاي آن را تشكيل ميدهند و به شدت در نيروي كار نيز مشاركت دارند. در 11 سپتامبر، اتباع كشور A جزو معدود مردم كشورهاي مسلماني بودند كه دست به تظاهراتهايي در حمايت از آمريكا زدند. به تازگي، رئيسجمهور راديكال كشور A، كنفرانسي را درباره چرايي و رخ ندادن هولوكاست برگزار كرد تا بتواند محبوبيتي به دست آورد. يك ماه بعد كشور A انتخابات شوراهاي شهر را برگزار كرد و طرفداران اين رئيس جمهور از سوي رأيدهندگاني كه طرفدار محافظهكاران ميانهروتري هستند، شكست خوردند. كشور A منابع استراتژيكي در موفقيت دولت شيعي متحد آمريكا در عراق دارد. هرچند كشور A كشوري مسلمان در همجواري عراق است، تاكنون هيچ بمبگذار انتحاري را به اين كشور نفرستاده و مدتهاست از مسيحيان و يهوديان خود نيز حمايت ميكند. كشور A بيش از هر كشور مسلمان ديگري در خاورميانه داراي وبلاگ و وبلاگنويس است. اسلامي كه در كشور A اجرا ميشود، به زنان احترام ميگذارد، با توجه به مدرنيته قابل تفسير دوباره است و پوچگرايي «القاعده» را نيز رد ميكند. اما كشور B: اين كشور در عمليات 11 سپتامبر، پانزده تا نوزده هواپيماربا به آمريكا فرستاده بود. زنان حق رانندگي، رأي و يا داشتن پستهاي اداري را ندارند. در كشور B ساختن كليسا، كنيسه و يا معابد هندو غيرقانوني است. كشور B از نظر مالي به طالبان كمك ميكند. بنيادهاي خيريه خصوصي كشور B براي بقاي «القاعده» مفيد بود و جوانان مساجد كشور B معمولا براي بمبگذاريهاي انتحاري در عراق استخدام ميشوند. مساجد و بنيادهاي خيريه اين كشور از شورشيان عراق حمايت مالي و غيرمالي ميكنند. كشور B نميخواهد دولت شيعه منتخب عراق موفق شود. در حالي كه رهبران كشور B موافق آمريكا هستند، نظرسنجيها نشان ميدهد كه بسياري از مردم آن، با آمريكا دشمن بوده و حتي عدهاي در 11 سپتامبر جشن گرفتند. اسلامي كه در كشور B اجرا ميشود و به بيشتر مساجد جهان صادر ميشود، خصومتبارترين نوع آن نسبت به مدرنيته و ديگر اديان است. پرسش: كدام كشور، متحد طبيعي آمريكاست؟ A يا B؟ مطمئنا پاسخ، كشور A است. كشور A ايران است و كشور B عربستان سعودي. به دلالت فرهنگ، تاريخ و جغرافيا، ما منافع مشترك بسياري با مردم ايران داريم، چون آمريكا دو دشمن بزرگ ايران (طالبان و صدام) را از بين برده است. مهمتر از آن اينكه برخلاف گفتههاي بسياري از مردم كه حل بحران فلسطين و اسرائيل را مهمترين وظيفه آمريكا براي ايجاد ثبات در منطقه ميدانند، مهمترين كار، رفع درگيري ايران و آمريكاست و مشاجره فلسطين و اسرائيل در رده دوم است. اين امر، كل خاورميانه را متحول كرده و راهحل مشكل فلسطين و اسرائيل را نيز باز ميكند، چراكه ايران از حاميان كليدي حماس، جهاد اسلامي، حزبالله و سوريه است. كمك فعالانه ايران ميتواند به ثبات عراق هم كمك كند. به اين دلايل، من مخالف جنگ با ايران بوده و طرفدار مذاكره هستم. منزوي كردن ايران مانند كوباي كاسترو، تنها باعث نتايج مشابهي در اين كشور ميشود؛ تقويت كاستروهاي ايران. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 15:20 توسط ناصر |
|
|
مهدي انصاري كه در باره فتاواي جديد مفتيهاي وهابي با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس گفتگو ميكرد، ضمن تبيين وضعيت امروز جهان اسلام و رشد و توسعه انديشه ديني در سطح جهان گفت: سيري كه امروز شاهد آن هستيم نشان ميدهد كه اسلام ناب و حقيقت قرآن و انديشههاي صحيح ديني در جهان، اثراتي داشته كه مذاهب منحرف به دست و پا افتادهاند كه در مقابل حقيقت قرآن و اسلام ناب ايستادگي كنند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 17:0 توسط ناصر |
|
|
وهابيسم كم و بيش ادامه همان خط خوارج است. يکي از مصداقهاي روشن فتنه در دين اسلام که همه مسلمانان آن را ميپذيرند، ظهور خوارج و دشمني آشکار آنان با علي ـ عليه السلام ـ و ريختن خون مسلمانان بيگناه به دست آنهاست که مثالي روشن از فساد تباهي است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:44 توسط ناصر |
|
|
در حالي كه فتاواي اخير چند مفتي وهابي براي حمله به ضريح مقدس سيدالشهدا(ع) موجي از خشم و انزجار در جهان اسلام به وجود آورده، پروفسور رشيد حافظوويچ، استاد دانشگاه علوم اسلامي سارايوو، در يك افشاگري تكاندهنده از نقش وهابيت براي پايان دادن به فرهنگ اسلامي در بوسني و اروپا پرده برداشت. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:32 توسط ناصر |
|
|
اين خبرگزاري با اشاره به اينكه "فاكسنيوز" بخشي از امپراتوري صهيونيستي "رابرت مردوخ" سرمايهدار يهودي استرالياست و به حمايت همهجانبه از اسرائيل و اسلامستيزي شهرت دارد، اعلام كرد: امير "الوليد طلال بن عبدالعزيز آل سعود" عضو برجسته خاندان سلطنتي عربستان تأمين دو ميليارد و 600 ميليون دلار از بودجه هنگفت اين شبكه آمريكايي را بر عهده دارد.
اين گزارش حاكي است امير "الوليد طلال بن عبدالعزيز آل سعود" كه رياست هيأت مديره شركت "المملكه القابضه" را بر عهده دارد از طريق سهامدارانش در رياض، قصيم و مكه، اين بخش از بودجه شركت "نيوز كورپ" كه مالك فاكسنيوز و رسانههاي زيرمجموعه آن است تأمين ميكند. فاكسنيوز از هنگامي كه اين بورجه را از خاندان سعودي دريافت كرده از طرح هرگونه انتقاد عليه سياستهاي رياض و پذيرش ميهمانان منتقد سياستهاي حكومت عربستان خودداري ميكند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:31 توسط ناصر |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:16 توسط ناصر |
|
||||
|
|||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:13 توسط ناصر |
|
|||||||||||||
|
حضرت آيتالله ناصر مكارم شيرازي با انتشار بيانيهاي حركت جاهلانه و تفرقهافكنانه برخي علماي فريب خورده عربستان و عوامل نفوذي استكبار جهاني در صدور فتواي تخريب عتبات عاليات را محكوم كرد و كشتار مسلمانان را گناهي نابخشودني دانست.
متن اين بيانيه بدين شرح است: «فتواي وحشتناك و تكان دهنده شماري از علماي عربستان درباره تخريب عتبات عاليات به ويژه بارگاه با عظمت حسيني را به شدت محكوم ميكنيم و آن را نشانه نوعي بيقانوني مطلق در جهان كنوني ميدانيم. ما در اينجا دولت عربستان را مقصر ميدانيم، چگونه اجازه ميدهد گروهي از اتباعش به طور مرتب بنشينند و فتواي قتل، كشتار، ترور و تخريب صادر كنند و همه جهان را ناامن سازند. همه جا خون بريزند و همه جا را ويران كنند. دنيا بايد بداند تا مدارس خاصي با بودجه حكومتي در كشور عربستان، كانون پرورش اين گونه رفتار و اين گونه افراد است، جهان روي آرامش نخواهد ديد. يك روز در افغانستان شاهد كشتار بيگناهان هستيم، روز ديگر در پاكستان و اسلامآباد و يك روز در لبنان، يك روز در اروپا و روز ديگر در ديگر مناطق و همه روز در عراق. آيا از نظر قوانين جهاني اين عمل جرم نيست كه عدهاي در كشوري بنشينند و حكم تخريب اماكن مقدس كشور ديگر را كه با كشته شدن صدها يا هزاران كشته و مجروح همراه است، صادر كنند؟ و حكومت آنها، آنان را تعقيب نكند؟ چرا مجامع جهاني اين كار را محكوم و تعقيب نميكنند؟ چرا دبير كل سازمان ملل خاموش است؟ اگر گروهي از كاخ نشينان آمريكا و صهيونيستها تصور ميكنند به وسيله اين گروه ميتوانند به اهداف خود برسند سخت در اشتباهند و اين كار همان پروراندن مار در آستين است، ضربههاي آن را خورده و خواهند خورد. به يقين آنها همه جاي جهان را ناامن ميكنند، همان گونه كه كردهاند و سرچشمه همه آنها همان مدارس خاص در كشور عربستان سعودي است و از آنجا به افغانستان، پاكستان، عراق، لبنان و ديگر نقاط صادر شده است، از اين رو بايد مسؤوليت اين حركتها را مستقيماً متوجه حكومت عربستان دانست. بايد نخست از آنها خواست كه ترتيب گفتمان با اين دسته از به اصطلاح علما را با ديگر علماي جهان اسلام بدهند تا با كتابالله و سنت رسولالله (ص) خطاهاي آنها اصلاح شود و ما به نوبه خود حاضريم با منطق صحيح با سران آنها به گفتوگو بنشينم. اگر اين كار عملي نشود بايد در سازمان ملل حكومت عربستان محكوم شود و به وسيله محاصره اقتصادي و سياسي تحت فشار قرار گيرد و سرانجام كشورهاي جهان در رابطه خود با آن حكومتي كه كشورش كانون ناامني در جهان شده و نميتواند و يا نميخواهد از آن جلوگيري كند تجديد نظر كنند. (البته حكم وهابيان معتدل جداست) سخني هم با علماي اسلام داريم: تا كي ميخواهند سكوت كنند و به وسيله اين گروه، اسلام، «دين خشونت» معرفي شود. آبروي اسلام و مسلمانان برود و معارف و فرهنگ پربار اسلام و رحمت و عطوفت اسلامي زير سؤال بماند؟ آيا وقت آن نرسيده است كه مجلسي از علماي بزرگ اسلام تشكيل شود و براي اين مطلب چارهاي بينديشند. اگر بعضي گمان ميكنند هدف آنها تنها كشتار شيعيان است، حوادث اسلامآباد، افغانستان و شمال لبنان ثابت كرد كه سني و شيعه براي آنها تفاوتي ندارند، از آن روز بترسيم كه اسلام و تروريسم را در جهان مترادف بدانند. سخني هم با دولت خودمان داريم. ما با حكومت عربستان روابط بسيار دوستانه داريم و بايد داشته باشيم ولي اين روابط را تا كي و به چه قيمت بايد تحمل كنيم. به شيعيان در بقيع توهين ميكنند و ضيوف الرحمان (ميهمانان خدا) را در مسجد پيامبر (ص) مورد اهانت قرار ميدهند، كتابهاي سرشار از دروغ، تهمت و اهانت به مقدسات ما را به اصرار به دست زوار ما ميدهند، همه روز برادران و خواهران ما را به فتواي علماي سعودي و غالباً به وسيله مزدوران آنها در عراق ميكشند، بارگاه قدسي امامان(ع) ما را تخريب ميكنند. آيا بايد همه اينها را تحمل كنيم؟ تا كي سكوت؟ باز هم سكوت! باز هم اظهار محبت و دوستي، پيمانه صبر مردم لبريز شده و در انتظار اقدام مؤثري هستند. ما خواهان امنيت در همه جهان هستيم نه تنها در كشور عراق، ولي با ادامه اين وضع امنيت در هيچ جاي جهان ممكن نيست، دوستي و برادري با چنين حكومتي هم حدي دارد، خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد.» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 16:12 توسط ناصر |
|
|
بر پایه اخبار نقل شده در منطقه شرقی سعودی، یکی از تحرکات جدید علمای وهابی، تحریک برای نابودی بقیه ضریحها در عراق، به ویژه ضریح سیدالشهداست که به قول آنها سرسلسله ضریحهای شرک! در عراق و جهان است؛ حال آنکه حسین(ع) از شرک رافضیها دور است!
از همین رو، طلاب مدرسه «محمد بن سعود» طی دو ماه گذشته و یک هفته پس از انفجار مرقد سامرا، تشکیل گروهی از طلاب داوطلب برای ترویج این فتاوا در تعطیلات تابستان را آغاز کردهاند. به گفته طلاب این مدرسه، گروهی از علمای وهابی انهدام بقیه ضریحها در عراق و به ویژه کربلا را تشویق میکنند و بر تلاش برای نابودی آثار شرک از سرزمینهای مسلمانان و به ویژه در عراق تأکید دارند. شيخ عبدالرحمن براك، شيخ ممدوح الحربي، دكتر ناصر العمر، ابن جبرين، دكتر سفر الحوالي، همچنین مفتي وهابي كويتي حامد العلي، از جمله مفتیانی هستند که چنین فتاوایی صادر کردهاند. کارمندان عربی که در این مدرسه کار میکنند، پی بردهاند که دهها طلبه به ویژه طلاب سال آخر مدرسه «محمد بن سعود» به نشر آنچه آن را «فرهنگ توحید ناب در صفوف امت به ویژه در عراق، برای پاک کردن از ضریحها و قبور اولیا و پاک کردن شهرهای مسلمانان از آنها» مینامند، میکوشند و گفته شده از ضریح امام حسین(ع) در کربلا و ضریح امام علی(ع) به صورت آشکار نام برده شده تا در آینده همانند سامرا به وسیله «خداپرستان مجاهد!» مورد هدف قرار گیرد. کار این گروه در سایتهای اینترنتی و دورههای تابستانی طلاب برای تشکیل گروه مشابهی در كشورهای حاشيه خلیج فارس و بقیه دولتهای عربی صورت میگیرد. ضریحهای دیگری که اسم آنها برای نابودی و پاکسازی مسلمانان از آثار شرک نام برده شده، ضریح حضرت زینب(س) در شام و ضریح سیدالبدوی در مصر است. گفته میشود، مکتب وعظ و ارشاد وابسته به دانشکده امام بن سعود وهابی به ترویج فتواهای ابن حبرین، ناصر العمر، سفر الحوالی، بارک و الحربی و علمای دیگر وهابی برای نابودی ضریحها و مرقدهای مقدس پس از انفجار اولی که در سامرا در حرمین مقدس امام هادی و امام حسن عسکری رخ داد، پرداخته است. عوامل این مکتب تاکنون در دهها عملیات وهابیون تکفیری در شهرهای عراق که به نابودی و انفجار مرقدهای اولیا و فرزندان رسول اکرم(ص) منجر شده، دست داشته اند.
|
|||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:59 توسط ناصر |
|
|
نيروهای امنيتی منطقه احساء در عربستان سعودی، چهارشنبه گذشته يكی از شهروندان شيعه اين كشور را به اتهام حضور در دستههای عزاداري عاشورا (در محرم گذشته) بازداشت كردند!
«حسين عبدالمحسن المطاوعة» فارغ التحصيل 23 ساله دانشگاه، با حكمي كه از سوي «بدر بن جلوي» استاندار احساء صادر شد بازداشت گرديد و هم اكنون در زندان به سر ميبرد. وي – به همراه دو جوان ديگر – در فوريهء گذشته نيز به همين اتهام و به مدت يك روز بازداشت شده بود و پس از امضاي تعهدنامهاي مبني بر عدم شركت در هيچ دسته عزاداري ديگري آزاد شده بود. از اين رو بازداشت اخير، بسيار غافلگيركننده بوده است.
شايان ذكر است كه اينگونه بازداشتها در چارچوب موج جديد اقدامات امنيتي در عربستان است كه از چند هفته پيش آغاز شده و تا كنون به دستگيري تعداد زيادي از شيعيان احساء منجر گرديده است. |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:57 توسط ناصر |
|
|
« وصیتی دارم علی جان!» .. چرا وصیت؟ مگر چند بهار از عمرت گذشته است؟ سخن از سفر مگو! مگر چند روز از رفتن پدر گذشته است؟ تو هم می خواهی ما را تنها بگذاری و بروی؟
« وقت، تنگ است علی جان! وقت رفتن نزدیک می شود .. » .. آری ، وقت تنگ است و سینه من تنگ تر.. بعد از رفتن پدر ، دلم به تو خوش بود و قلبم به صدای تو آرام می گرفت .. اگر تو هم بروی به فرزندانت چه بگویم ؟ اگر تنهایم بگذاری ، با این مردم چه کنم ؟
« وصیتی دارم علی جان! .. مرا در دل شب غسل بده و کفن کن .. و در تاریکی شب به خاک بسپار .. و کسی را از تربتم آگاه نکن » .. چرا؟ آیا دلت آنقدر از زمینینان گرفته که آنان را از تربتت نیز محروم می کنی؟ آیا مردمان لیاقت به سرمه کشیدن خاک مرقدت را نیز ندارد؟ آیا..؟
« وقت، تنگ است علی جان! »...
***
چه خوب كه به وصیتش عمل کردی.. کسانی که خلیل الله را به آتش جهالت خویش افکندند.. رأس ذبیح الله را برای فاحشه شهر به ارمغان بردند.. برای بر دار كردن روح الله تیر و طناب فراهم آوردند.. دندانهای حبیب الله را در دهان فرو ریختند.. محراب مسجد را به خون ولی الله رنگین ساختند.. حریم ثارالله را منزل به منزل تا شام شوم کشاندند.. شکوه بارگاه آل الله را به سنگ و كلوخ بقیع مبدل ساختند.. و رفعت مأذنه حرم الله سامراء را تاب نیاوردند.. آنان، اگر از مکان قبر زهرايت با خبر بودند، با تربت عصمت الله چه مي كردند؟
امروز فهمیدم که چرا تربت مادر مخفی است.. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:53 توسط ناصر |
|
|
بزرگترين مشكل دنياي اسلام حركت وهابيت است وي گفت: شيخ محمدسعيد رمضان لوطي كه از فقهاي بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفكر اسلامي از سراسر جهان اجتماعي تشكيل داديم تا مشكلات جهان اسلام را بيابيم و حل كنيم. پس از بحث به اين نتيجه رسيديم كه بزرگترين مشكل كه دنياي اسلام با آن دست و پنجه نرم ميكند حركت وهابيت است.» اينان مشكلاتي در تمام دنيا اعم از آمريكا و فرانسه، آلمان و چين و تمام جاهايي كه در آن نفوذ كردهاند، ايجاد نمودهاند. دكتر العماد از قول دكتر علامه يوسف قرضاوي نقل كرد: در دنياي اسلام كسي اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اينكه وهابيت كتابي در لعن آن نوشته است چه شيعه باشد چه سني، چه زيدي و چه... وي خاطر نشان كرد: به عنوان مثال يك وهابي كتابي در رد سيد جمالالدين اسدآبادي به نام «تحذير الامم من كلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسي» نوشته است. يك وهابي ديگر كتابي در رد صاحب «تفسير المنار» به نام «صواعق من النار علي صاحب المنار: هجوم شعلههاي آتش بر سر صاحب كتاب المنار» نوشته است. ديگري كتابي به نام «الكلب العالي يوسف القرضاوي: ... بزرگ يوسف قرضاوي» نوشته است. تمام نوشتههاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است عصام گفت: بنده قبل از شيعه شدنم نزد فردي به نام «المدخلي» درس ميخواندم كه نزد اين شيخ قريب 100 كتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سيد محمد قطب»، «شيخ محمد غزالي»، «آيتالله خويي»، «شيخ محمد عبده» و ... وجود داشت. اين در حالي است كه ما در ميان كتب وهابيون كتابي در رد ماركسيست، بودائيسم، بهائيت و تفكرات اسراييلي و آمريكايي نميبينيم. تمام نوشتههاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است. فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است اين، فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است فتواي وهابيون در راستاي متوقف كردن حركت حزبالله لبنان و اخوان المسلمين است وي تاكيد كرد: فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است و بايد توجه داشت كه اين فتوايي است كه از قصر سعودي صادر شده است زيرا تمام علماء و مفتيهاي عربستان كارگزار حكومت هستند. اين فتوا در جهت منافع اسراييل و براي متوقف كردن حركت حزبالله لبنان و حماس و اخوان المسلمين و... صادر شده است. عصام العماد، ظهور وهابيون معقول در عربستان را از پديدههاي مبارك ياد كرد و به خبرنگار فقه و حقوق ايسنا گفت: شيخ سليمان العوده، سردمدار وهابيون معقول از جمله كساني است كه شجاعت نقد شيخ محمد عبدالوهاب را يافت و او را به خطا منتسب كرد. وي، دليل تحقق چنين امري را داراي ريشهي تاريخي عنوان كرد و گفت: پس از آنكه بين «ملك فيصل» و «جمال عبدالناصر» درگيري پيش آمد، «ملك فيصل» جهت انتقامگيري، جمعي از علماي اهل تسنن مصر از جمله «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» را به عربستان دعوت كرد تا آنان را بر ضد «جمال عبدالناصر» به كار گيرد وليكن وقتي آنان وارد عربستان شدند چون از تفكرات «سيد جمالالدين اسدآبادي» و «شيخ محمد عبده» تاثير پذيرفته بودند، تفكرات «شيخ محمد عبدالوهاب» را مورد انتقاد شديد قرار دادند. عصام العماد گفت: وقتي اينان وارد عربستان شدند «شيخ ربيع مدخلي» و «بنباز» تعبيري كرده و گفته بودند ورود اينان به منزلهي بمبي است كه موجب انفجار تفكر وهابي خواهد شد. وي ادامه داد: «سيد محمد قطب» پس از محكوميت به اقامت اجباري در عربستان مشغول تدريس شد و شاگردان معقولي چون «سليمان العوده» را پرورش داد. درشرايطي كه امام علي(ع) وعمربنخطاب درعربستان نقد ميشدند،كسي حق نقد عبدالوهاب را نداشت عصام العماد گفت: من به ياد دارم زماني در دانشگاههاي عربستان نقد امام علي عليهالسلام و حتي عمر بن خطاب به راحتي صورت ميگرفت ولي هيچكس حق نقد شيخ محمد عبدالوهاب را نداشت. در اين ايام با ظهور بزرگاني شجاع چون «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» اين وضعيت افول يافت. وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي«قطب»مقابله كنند،او را به شورش عليه ولي امر خودمتهم كردند وي ادامه داد: وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي «سيد محمد قطب» مقابله كنند، او را متهم كردند به اينكه عليه ولي امر خود شورش كرده است كه او نيز در جواب گفته بود اگر ولي امري براي من باشد، او «جمال عبدالناصر» است. حركت وهابيت در جهت اهداف انگليس، آمريكا و اسراييل است نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت ميگيرد ناشي از اين تفكر است عصام العماد، حركت وهابيت را در جهت اهداف انگليس و آمريكا و اسرائيل برشمرد و گفت: اين مذهب نگاهش فقط در مورد قبور است و به امور ديگر اهتمام ندارد و معتقدند زيارت قبور شرك است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت ميگيرد ناشي از اين تفكر است. اين تا جايي بوده است كه برخي از علماء گفته بودند، گويي شيخ محمد عبدالوهاب در مقبره متولد شده و بنابراين عقدهاي دروني در اين مورد دارد. وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت ميدانند وي، بناي قبور و اشكال مختلف مقبره را از جمله امور عرفي برشمرد و اضافه كرد: وهابيون چون درك درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت ميدانند. به اعتقاد عبدالوهاب، مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعونترند مدرس مجمع جهاني اهل بيت (ع) گفت: محمد عبدالوهاب آنچنان در مورد مسلمانان تندرو بود كه در كتاب خود نوشته است مشركين مسلمان از مشركين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعونترند. مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود وي تصريح كرد: معتقدم هر جا تكفيري صورت گيرد پس از آن انفجاري در عالم رخ خواهد داد و مرض تكفير امري است كه بايد نسبت به آن هوشيار بود. اين محقق و پژوهشگر تاريخ و حديث تاكيد كرد: بايد مومنين كاملا مواظب و هوشيار باشند چرا كه پشيماني پس از تحقق مشكلات سودي نخواهد داشت. وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد عصام العماد ابراز عقيده كرد: وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و كربلا و نجف متوقف نخواهند شد بلكه اگر فرصت يابند، حرم ديگر ائمه اطهار را نيز منفجر خواهند كرد. علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيهاي مشترك صادر كنند وي پيشنهاد كرد: در مقابل صدور فتاوي تكفيري تمام بزرگان اهل سنت و شيعه در تمام نقاط عالم جمع شوند و بيانيهاي در محكوميت چنين اموري صادر كنند چرا كه كوتاهي در اين كار ضرر را متوجه همگان خواهد كرد. محكوميت مراجع ديني در قم و نجف در اين زمينه كافي نيست. از يك وهابي معتدل شنيدم كه ميگفت دولت ما ايران است نبايد با وهابيون عكسالعملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد عصام العماد اظهار داشت: الحمدالله امروز تمام مسلمانان از شيعه و سني به جمهوري اسلامي ايران اطمينان دارند و خودم از يك وهابي معتدل شنيدم كه ميگفت دولت ما ايران است. نبايد با وهابيون عكسالعملي مانند آنان داشت بلكه بايد با جدال احسن آنان را مجاب كرد. در حوزههاي علميه ايران فتوايي بر تكفير اهل سنت نديدهام وي تعصب شديد وهابيون را يكي از مشكلات بزرگ آنان عنوان كرد و ادامه داد: متاسفانه در تمام دانشگاههاي عربستان كتابهاي شيخ محمد عبدالوهاب جزو متون درسي است و از همان ابتدا افكار اين شخصيت در وجود دانشجويان مستقر ميشود لذا به ياد دارم كه وقتي در دانشگاه «محمد سعود» درس ميخواندم قريب هزار رساله دكترا در تكفير شيعه وجود داشت. اين در حالي است كه در حوزههاي علميه ايراني ما فتوايي بر تكفير اهل سنت نديدهام. وهابيون به مقولهاي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند عصام العماد در ادامه گفتوگو با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: وهابيون به مقولهاي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند و «محمد كباري» كه يك عالم بزرگ سعودي كتابي فقط در رد تقريب مذاهب نگاشته است و «ابنجويري» فتوي بر حرمت خوردن غذاي شيعه داده است؛ بنابراين اصلاح آنان كار آساني نيست. وي در پايان خاطر نشان كرد: بنده به دليل شيعه شدنم هماكنون مورد تكفير وهابيون هستم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:43 توسط ناصر |
|
|
از زماني كه خلفاي خود خوانده مسلمين پس از رحلت پيامبر(ص) جاهلانه و ظالمانه حكومت مختص مولي الموحدين علي عليه السلام و خاندان عصمت را غصب كردند و با برداشت عصر جاهليت خود باعث انحراف دين مبين اسلام شدند، سرآغاز يك حركت كاملا متضاد با احكام الهي و اسلام برداشته شد.
اين انحراف زماني به اوج خود رسيد كه پيوند ناميموني بين شخصيت منحرف فاقد شعوري چون "شيخ محمد عبدالوهاب نجدي"با قدرت حكومتي آن زمان يعني "محمد بن مسعود (جد آل سعود)" برقرار شد. شيخ عبدالوهاب فردي بود كه به جهت شيفتگي به شخصيت خود احساس بزرگي به او دست داد و با تصورات شيطاني و باطل خود، هرگونه تمسك به پيامبر(ص) و اهل بيت او را قبيح دانست و از طرفي يكسري بدعتهاي تازه را وارد دين اسلام نمود. بعد ازهلاكت وي،پيروان او با به رهبري "امير مسعود وهابى" با بيست هزار نفر به كربلا حمله كرده و وحشيانه پنج هزار شيعه را به خاك و خون كشيدند و اين روند ادامه يافت و گره عجيبي بين پيروان اين مذهب با قدرت آل سعود برقرار شد، به نحوي كه همه اقتدار امروز سلفي ها و وهابي هاي تكفيري از اين اتحاد سرچشمه مي گيرد. آنچه امروز به سان "بربريت" در حال نمايش از طرف اين طايفه بوده و منجر به وحشيانه ترين جنايت ها عليه شيعه و ديگر بشريت است، به خاطر انحرافات به ظاهرعلماي وهابيت است كه هرآنكس را كه اندكي با عقايد آنها مخالفت كند تكفيركرده و حكم قتلش را مي دهند، ويا به جهت كينه و عداوتي كه در اثر اين تفكر انحرافي نسبت به اهل بيت و قبور مطهر آنها دارند، حكم انهدام اين اماكن متبركه وملكوتي را صادر مي كنند، كما اينكه درانهدام گلدستههاي حرمين عسگريين، بنا به گزارش پايگاه اينترنتي "هجر" فتواي اخير"بن جِبرين" از مفتيهاي برجسته سعودي مبني بر ضرورت تخريب اماكن مقدس شيعيان، نقش بسزائي داشته است. همه اينها به دليل شكافي است كه خلفاي خودخوانده جاهل، با سرپيچي از ولايت پذيري حضرت علي عليه السلام كردند و خود و پيروان جاهل تر خود را مستحق عذاب جاويد و اليم الهي كردند. وقتي ما در زيارات جامعه مي گوئيم: « السلام عليكم يا اهل بيت نبوت وموضع الرساله و مختلف الملائكه ومهبط الوحي و خزان العلم » و يا با تعابيري چون " تراجمة وحي الله"از ائمه(ع) ياد مي كنيم، اين به دليل اينست كه تنها اهل بيت عصمت و طهارت(ع) هستند كه معدن علم لدن الهي و هبوط وحي بوده و قابليت تفسير و ترجمان آيات فوق وزين قرآن را دارند، نه هر بشر ناقص العقلي كه پيروان وهابي آنها امروز با خواندن هر آيه از قرآن ،تفسير به راي ناقص خود كرده و حكم به تكفير ديگران وانهدام قبور مطهره فرزندان معصوم رسول الله صلي الله عليه و آله مي دهند. اما در كنار همه اينها بايد گفت كه امروز تفكر عقلائي و ولايت مدار شيعه مي رود تا با نفوذ در قلب هاي مستعد، پايه هاي اعتقادي خود را مستحم كرده و زمينه ظهورامام حي و زنده و غايب خود حضرت مهدي ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه را در جوامع فراهم آورد، و مفتي هاي جاهل سلفي وتكفيري سعودي و امثالهم هم بدانند كه با چنين فتاواي شيطاني، جزتيشه به ريشه خود زدن را ديكته نمي كنند، چرا كه "هر كه با آل علي درافتاد ور افتاد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:38 توسط ناصر |
|
|
همزمان با طرح زمزمههاي خروج آمريكا از عراق و بروز اميدواري درباره اداره امور عراق به دست مردم اين كشور، آخوندهاي درباري سعودي، «به فرموده» وارد ميدان شدند. پاسخ آيتالله مكارم به نامه علماي وهابي
چندي پيش واقعه عجيب و بيسابقهاي در بعضي از كشورهاي اسلامي رخ داد و يك گروه 38 نفري از اساتيد وهابي دانشگاههاي ديني عربستان پاي اعلاميهاي را امضا كردند كه فتوا به قتل شيعيان عراق، و فتوا به قتل تمام شيعيان جهان ميداد! و آنان را رافضيان صفوي و متحدان آمريكا و حاميان اسرائيل ميناميد كه سنيان را ميكشند!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:35 توسط ناصر |
|
|
امروز، مردم فرانسه، پنج هفته پس از انتخاب رئيسجمهور خود، بار ديگر براي انتخاب 566 نماينده مجلس قانونگذاري به مدت پنج سال، پاي صندوقهاي رأي حاضر ميشوند. جمال بوراس، 36 سال پيش در محله مهاجرنشين «ژيور» در اطراف شهر «ليون» متولد شد. وي در نوجواني در محله خود، با تنها مسجد شيعي در فرانسه در شهر ژيور و سپس در كنار تمرينهاي ورزشي، با آموزشهاي اهل بيت (ع) آشنا شد. منبع خبر: بازتاب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:24 توسط ناصر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یکطرف اسلام اشرافیت اسلام ابوسفیان اسلام ملاهای کثیف درباری اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی و دانشگاهی اسلام ذلت و نکبت اسلام پول و زور اسلام فریب و سازش و اسارت اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پا برهنگان و در یک کلمه اسلام آمریکائی را ترویج میکنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار میگذارند.(فرازهائی از بیانیه امام خمینی در سالگرد کشتار زائران خانه خدا به دست نوکران آمریکا و سفاکان آل سعود)
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|