![]() |
![]() |
|
|
وهابيت فرقهاي است ظاهراً اسلامي، ولي در اصل بر ضد اسلام است. اين فرقه داراي عقايد خاصي است كه بر طبق آن عقايد، تمام مسلمانان را به غير خودشان مشرك ميدانند. بنا به عقيده آنها هركس كه قبرهاي انبياء و اولياء الهي را مسح كرده ويا آنها را ببوسد و يا در كنار آنها نماز خوانده و يا چراغ روشن كند، مشرك است همچنين اگر كسي به اين بزرگواران متوسل شود و يا از آنها طلب شفاعت كند، آنها را با خدا شريك قرار داده است.
با توجه به اهميت موضوع برآن شديم تا مقداري براي آشنايي خوانندگان عزيز با فرقه وهابيت که در حال حاضر خود را سرمدار جهان اسلام معرفي ميکند و براي اربابان خويش از هيچ جناياتي با ريختن خون افراد بيگناه و مردم نميگذرد و حال به فکر تخريب امکان مقدس اسلام افتاده است ودرصد اين هستند که جاي دشمن اسلام را عوض نمايند و مسلمانان را به جان يکديگر اندازند، همان چيزي که دشمن سالها به دنبال آن است، متاسفانه با چهره اسلام معرف خشونت و... شده است. که دشمن نيز از اين فرصت استفاده کرده و هر طوري شده ميخواهد چهره آن را خشن و بيسواد، مخالف علم و... براي جهانيان معرفي کند و جايگزين براي خود در اذهان جهانيان گردد که متاسفانه با عملکرد ناصحيح اين گروه ملحد بيدين و جنايت کار و خشن و کجفهم تا حدودي نيزموفق نيز شده است. • وهابيت، مكتبي كه بايد از نو شناخت متاسفانه با سرمايه برخي از کشورهاي عربي که سلطنت و پادشاهي خود را مرهون اين فرقه ضاله ميدانند، وهابيت يكي از نوظهورترين و تاثيرگذارترين باورها در بخش کمي از جهان اسلام شده است. داعيان و پيروان اين مكتب به ظاهر اسلامي، در سراسر جهان در حال تبليغ و نشر اسلام به روايت و قرائت خود (بيديني، بيسوادي و خشک مقدس و جنايتکار) ميباشند در سالها و دهههاي اخير، توفيقات فراواني را به دست آوردهاند. مراكز ديني بسيار فراواني را در اقصي نقاط جهان با پولهاي نفت و پشتيباني اربابان خود (آمريکا جهانخوار) به راه انداخته و گاه به صورت جنبشهاي نظامي، سياسي، اجتماعي و... نمود پيدا كرده و تاثيرات گسترده اي در سرنوشت جهان اسلام به خود اختصاص دادهاند. بيشتر جنبشهاي سياسي در جهان عرب و حتي ساير نقاط جهان (از حجاز تا پاكستان، افغانستان و چچن) حداقل در قرن اخير و به ويژه در بيست و اندي سال گذشته مانند: القاعده، اخوان المسلمون، طالبان، جماعت اسلامي مصر، التكفير والهجره و... به طور مستقيم و يا غير مستقيم با اين بينش فكري مربوط شده اند.واز ميسر اصلي خود منحرف وبجاي برخورد با دشمن اسلام،در حال برخورد با جهان اسلام هستند. • سر حلقه وهابيت در جهان اسلام مؤسس وهابيت بنيانگذار آيين وهابيت شيخ محمد بن عبدالوهاب است که او خود مبتکر اين افکار نيست، بلکه مبتکر اين انديشههاي باطل و خطرناک شخصي است به نام ابن تيميه که در قرن هفتم ميزيسته است. لذا بجاست که ابتدا با ابن تيميه آشنا شويم سپس با شاگرد او محمد بن عبدالوهاب. اگر چه عبدالوهاب قرنها پس از ابن تيميه زندگي مينمود و وهابيت نام و عنوان خود را از عبدالوهاب اخذ نموده است، اما ابن تيميه، شايد نخستين و برجستهترين عالم و دانشمند اسلامي سني مذهبي بوده باشد كه انديشههايش قرنها بعد مورد توجه عبدالوهاب قرار گرفته و مكتب وهابيت بر اساس بنيانهاي فكري او بنا شده است. لذا بررسي ديدگاههاي ابن تيميه نسبت به عبدالوهاب از اولويت برخوردار است. ابن تيميه کيست؟ ابن تيميه در سال ۱۲۶۳ ميلادي در حران از شهرهاي تركيه كنوني كه زماني در سرزمين تاريخي شام قرار داشت و اينك اثري ار آثارش باقي نمانده، به دنيا آمد و در سال ۱۳۲۸ ميلادي بعد از ۶۵ سال مبارزه و تعليم و تعلم وفات يافت. او ابوالعباس احمد بن عبدالحليم، معروف به ابن تيميه و از علماء حنابله بود که در سال 728 ه وفات کرد، تولد او در سال 661 ه بوده است.(1) ارزيابي افکار ابن تيميه ابن تيميه نه تنها با نوشتهها و فعاليتهايش دردي را از جامعه اسلامي دوا نکرد، بلکه با مطرح کردن يک سري افکار خلاف عقايد عامه مسلمين و خلاف عواطف ديني و احساسات مذهبي مسلمانان اختلافات و جناياتي را پايه ريزي کرد که تا امروز جهان اسلام را به تلاشي و تفرقه و ناهنجاري دچار کرده است. استاد بزرگوار جناب آقاي جعفر سبحاني در کتاب ارزشمند خويش «الوهابية في الميزان» مينويسد: چون نظرات او مخالف عقائد مسلمانان بود لذا علماء معاصرش درصدد جلوگيري از افکار انحرافي او برآمدند، و بر عليه او اعلام جنگ کرده حکم به فسق و انحرافش کردند، البته اين واقعه بعد انتشار افکار ابن تيميه بود. اين اعلام مخالفت به طور کلي در دو جبهه انجام شد: 1- تأليف کتب و نوشتن ردّ بر افکار و عقائد وي، که در اين زمينه کتب زيادي نوشته شده، از قبيل، شفاءالسقام، نوشته 2- تقي الدين سبکي، و الصوائق الالهيه نوشته سليمان بن عبدالوهاب. 2- صدور حکم و فتوي بر عليه وي، که از جمله ميتوان قاضي القضاة مصر «بدر بن جماعه» را نام برد، ايشان درباره ابن تيميه و افکار او اين چنين نوشته است: زيارت پيامبر صلّي اللّه عليه و آله يک سنت مستحب است و علماء بر آن اتفاق نظر دارند، و هر کس آن را حرام بداند لازم است علماء او را از اين طرز تفکر بر حذر دارند، تا دست بردارد، و اگر قبول نکرد بايد حبس شود و رسواي خاص و عام شود.(2) حال تصور کنيد شخصي که اين ارزش افکارش است، خود سردمدار مکتبي شود؛ مکتبي که ميخواهد در آينده بر حرمين و ام القراي اسلام حاکم شود، آنوقت چه مشکلاتي براي جهان اسلام ايجاد خواهد کرد! رئوس مسائلي که ابن تيميه مطرح کرده است: بهتر است در اينجا رئوس مسائلي را که ابن تيميه مطرح کرده براي خوانندگان عزيز يادآور شويم، اين مسائل عبارت اند از: 1- بايد خدا را با صفات خبريه و به همان معاني لغوي اش و بدون تصرف توصيف کرد، مانند استواء بر عرش، و اينکه داراي دست است؛ و داراي صعود و نزول است. 2- بار سفر بستن جهت زيارت پيامبر و تعظيم آن حضرت حرام است، و اين بدان جهت است که منجر به شرک ميشود.!! 3- توسل به اولياء و صالحين حرام است. 4- استغاثه به اولياء خدا و خواندن آنها حرام است. 5- بنا بر قبرها و تعمير آنها حرام است. 6- بيشتر از آن فضائلي که در صحاح و سنن در حق علي و آل علي آمده صحيح نيست.(3) با توجه به مسائلي که او مطرح کرده است، انسان به اين نتيجه ميرسد که ابن تيميه درصدد محو تمام ارتباطات معنوي بين يک مسلمان و اولياء خدا بوده است، خصوصاً ارتباط يک مسلمان با پيامبر اسلام صلّي اللّه عليه آله و اهل بيت گرامي اش، و اين همان چيزي است که دشمنان از صدر اسلام و خصوصاً بعد از رحلت رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله در پي آن بوده اند. البته ما در بحثهاي آينده با لطف خداوند به تمامي مسائل ابن تيميه که همان عقائد وهابيان است پاسخ کافي خواهيم داد، ولي اکنون در پي شناخت شخصيت ابن تيميه هستيم. محمد بن عبدالوهاب کيست؟ اکنون نوبت آن رسيد که محمد بن عبدالوهاب، احياگر افکار ابن تيميه و مؤسس آيين وهابيت را نيز بشناسيم. محقق بزرگوار استاد سبحاني مينويسد: بعضيها مثل زيني دحلان معتقدند که محمد بن عبدالوهاب در سال 1111 هـ متولد شده و در سال 1207 هـ وفات يافته است که با اين حساب سن او هنگام وفات 96 سال بوده است. محل تولد محمد بن عبدالوهاب طبق نقل استاد سبحاني، محل تولد شيخ محمد بن عبدالوهاب در روستائي به نام، از توابع «نجد» بوده است.(5) سالي که نکوست از بهارش پيداست. محمد بن عبدالوهاب از همان اوان جواني و ابتداي تحصيلات خود آثار انحراف فکري را با خود حمل ميکرد، تا جائيکه اساتيد او و همينطور پدر و برادرش که خود از علماي دين بودند، نشانههاي گمراهي را او مشاهده ميکردند. ميرزا ابوطالب اصفهاني که خود معاصر محمد بن عبدالوهاب بوده گويد: او ابتدا از محضر علماء مکه و مدينه استفاده کرد و آنان در وي آثار گمراهي را مشاهده ميکردند، پدرش عبدالوهاب از علماء صالح بود، او نيز آثار گمراهي را در فرزندش مشاهده ميکرد و او را سرزنش ميکرد، و مردم را نيز از او برحذر ميداشت، برادرش شيخ سليمان نيز با او مخالف بود و کتابي نيز در ردّ او نوشت، او در ابتدا شوق وافر داشت در مطالعه اخبار مدعيان نبوت مثل مسيلمه کذّاب...(6) نام مذهب محمد بن عبدالوهاب: شايد خوانندگان عزيز تا به حال اين سؤال در ذهنشان خطور کرده باشد که اگر مؤسس آيين وهابيت محمد بن عبدالوهاب است چرا اين آيين به نام او نامگذاري نشده است و به نام پدرش نامگذاري شده است اينک جواب اين سؤال: استاد سبحاني در کتاب آيين وهابيت ص 5 ميگويد: ....علت اينکه اين مسلک را به نام خود شيخ «محمد» نسبت ندادهاند يعني محمدية نگفتهاند، اين است که مبادا پيروان اين مذهب نوعي شرکت با نام پيامبر صلّي اللّه عليه و آله پيدا بکنند و از اين نسبت سود استفاده نمايند(7) سفرهاي محمد بن عبدالوهاب: از نوشتههاي نويسندگان برميآيد که محمد بن عبدالوهاب به شهرهاي مختلفي سفر کرده است که اکثراً جهت تحصيل علم بوده است. استاد سبحاني از قول احمد امين مينويسد: شيخ محمد جهت تکميل تحصيلاتش به مدينه سفر کرد، بعد از آن به بسياري از شهرها سفر کرد، حدود چهار سال در بصره ماند و ده سال در بغداد و يک سال در کردستان و دو سال در همدان، سپس به اصفهان سفر کرد و فلسفه اشراق را در اصفهان فراگرفت، سپس به قم سفر کرد، بعد از آن به شهر خود بازگشت، حدود هشت ماه از مردم کناره گرفت، بعد از آن همراه با دعوت خودش ميان مردم آمد.(8) همانطور که قبلاً نيز تذکر دادم، انديشه وهابي چيزي نبود که آن را محمد بن عبدالوهاب به وجود آورده باشد بلکه اين افکار، افکار ابن تيميه است که در زمان خودش زمينه انتشار و انسجام آن فراهم نشد و پس از او شاگردش ابن قيم هم هر چه تلاش کرد نتوانست به نتيجه اي برسد، ولي بعدها محمد بن عبدالوهاب، زمينه انتشار و انسجام آن را به وجود آورد و با همدستي قدرت طلبان و صاحبان نخوت جاهلي و وعده تسلط، توانست انديشه وهابيت را انتشار داده آن را حاکم کند. استاد سبحاني در کتاب الملل و النحل مينويسد: در سال 1160 محمد بن عبدالوهاب وارد درعيه شد، در آن زمان محمد بن سعود جدّ ال سعود در آنجا حاکم بود، آن دو با هم قرارداد همکاري بستند، محمد بن عبدالوهاب وعده تسلط و حکومت بر سرزمين «نجد» و حومه را به ابن سعود داد و همينطور وعده غنائم سرشار، در مقابل ابن سعود نيز بايد مجال را جهت نشر افکار محمد بن عبدالوهاب باز کند، تا برنامههاي خود را آن طور که ميخواهد پياده کند، و دعوت خودش را مطرح کند.(9) گويند امير سعود بر جنگ در راه خدا با محمد بن عبدالوهاب بيعت کرد!!! همانطور که ميدانيد آدم کچل از خداوند زلف، و آدم کور از خداوند چشم ميخواهد، حاکمان بيدين هميشه در هواي تسلط بر مقدرات مردم و گسترش قلمرو، و انسانهاي داراي عقده حقارت در هواي برتري طلبي معنوي و جلب انظار از هر راهي که باشد هستند، و اين قضيه درباره امير سعود و محمد بن عبدالوهاب مصداق پيدا کرد، هر دو طالب تسلط بودند منتهي هر کدام به نوعي. استاد سبحاني مينويسد: بعد از پيماني که محمد بن عبدالوهاب با امير سعود بست، احساس قدرت کرد و احساس کرد که حکومت منطقه، او را ياري خواهد کرد، لذا شيخ محمّد اعوان و انصار و طرفداران خود را جمع کرد و آنها را براي جهاد تحريک و تشويق کرد، آنگاه به شهرهاي مختلف مسلمان نشين مجاور نامه نوشت و از آنها خواست که دعوت او را گردن نهند. اينجا بود که اگر مسلمانان از پذيرفتن دعوت او سر باز ميزدند کشته ميشدند و اموالشان به غارت ميرفت و خانواده هاشان به اسارت کشيده ميشدند. و اينچنين شعار ميدادند:(داخل آئين وهابيت شو والاّ نصيب مردان کشته شدن و نصيب زنها بيوه شدن و نصيب فرزندان يتيمي خواهد بود).(10) آيا ابن تيميه سلفي است؟ دلباختگان ابن تيميه يا بهتر بگوييم «مگسان جمع شده گرد شيريني» که دنياي خويش را در دوستي او ميجويند سعي بر آن دارند که او را سلفي معرفي کنند، ولي اين تهمتي است که هرگز و به هيچ وجه واقعيت ندارد. استاد سبحاني در کتاب الملل و النحل خويش اين چنين آورده است: اگر سلفيه را يک مذهب و مسلک هم بدانيم آن عبارت است از عدم تخطي از روش سلف صالح در طي 7 قرن، لکن آراء و افکار ابن تيميه درست در طرف خلاف آراء و افکار سلف صالح است، چرا زيرا در طي قرنها مسلمانان قبر پيامبر را احترام ميکرده اند و آن را زيارت ميکرده اند و هيچگاه زيارت قبر رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله شرک محسوب نميشده و اصلاً زيارت قبر آن حضرت و قبور اولاد و همسران او بدان جهت بود که او پيامبر توحيد است، با اين حال ابن تيميه اين سيره باقي مانده از صحابه را مخالفت ميکند. از اين گذشته، مسلمانان از صدر اسلام، تا زمان ابن تيميه به پيامبر و آثار آن حضرت تبرک ميجسته اند و اين را شرک نميدانسته اند، تا جائيکه شيخين وصيت کردند که در کنار پيامبر دفن شوند، چون براي مکاني که پيامبر صلّي اللّه عليه و آله در آن دفن شده بود شرافت قائل بودند. از طرفي سلف صالح، هم در زمان حيات پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و هم بعد از رحلت آن حضرت به آن حضرت استغاثه ميجسته اند و از آن حضرت طلب استغفار ميکردند و هيچ يک اين را شرک نميدانسته اند، ولي ابن تيميه استغاثه و توسل به پيامبر را انکار کرده با اين حال خود را سلفي ميداند(4) آيا اين يک تهمت نيست که ما ابن تيميه را سلفي بدانيم، آيا اين مصداق «کوسه و ريش پهن» نيست!! اين بود مختصري پيرامون شناخت ابن تيميه. پارهاي از افکار و اصول اعتقادي ابنتيميه به شرح ذيل است: 1- پروردگار ما که منزه است از گفتههاي ستمگران و نادانان؛ در مکان رفيع و بلندي قرار دارد، همواره در حال تغيير و تحول از حالي به حال ديگر است و همچون ما گاهي غضبناک و گاهي مسرور، گاهي متحرک و گاهي ساکن است.؟!! (العياذ بالله) 2-خداوند همچون آفريدگانش از اجزاء و اموري ترکيبشده و مانند تمام ترکيبشدگان نيازمند به اجزاء خود است.؟!! (العياذ بالله) 3- خداوند جسم است و داراي جهت و سوي خاصي است و از جايي به جاي ديگر انتقال مييابد و ذات مقدس او به اندازه عرش است نه بزرگتر و نه کوچکتر؛؟!! (العياذ بالله) » بالاتر است خداوند از اين نسبتهاي زشت و از اين کفر واضح، خداوند او و پيروانش را ذليل کرده و هم عقيدههاي او را پراکنده گرداند.» «آمين» 4- آتش جهنم نابود خواهد شد و حرارتش از بين خواهد رفت. ؟!! 5- پيغمبران از گناه معصوم نيستند. ؟!! 6-پيغمبر اسلام ص رتبه و مقام ويژهاي که قابل احترام باشد ندارد؛ اعتبار و توسل و واسطهگري بين خدا و آفريدگان را ندارد. ؟!! 7- هر کسي که به قصد زيارت قبر او عازم سفر شود معصيت کرده، و بنابراين سفر او سفر معصيت است و نماز چنين فردي سفري، کوتاه نميتواند باشد. ؟!! * توسل به قبر احمد بن حنبل به حکايت ابن جوزي شاگرد ابن تيميه متفکر وهابيت: ابن جوزي در مناقب احمد بن حنبل از عبدالله بن موسي حکايت ميکند:من وپدرم در يک شب تاريک براي زيارت احمد بيرون رفتيم. در آن هنگام آسمان تاريک تر شد. پدرم گفت:پسرم بيا به وسيله اين عبد صالح (ابن حنبل) به خداوند متوسل بشويم تا او راه را براي ما روشن سازد چرا که من از سي سال تاکنون هر وقت که به او متوسل ميشوم حاجتم برآورده ميشود. مناقب احمد (ابن جوزي) ص (۲۹۷) نتيجه بحث: در چندين مطالب قبلي که در مورد زيارت قبور بحث و بررسي نموديم ميتوان اين نتيجه را گرفت، اين همه دلايل و شواهد تاريخي دلالت دارد که استغاثه و توسل و دعا در کنار قبر پيامبر اکرم(ص) و ساير مردگان صالح امري رايج و شايع بين مسلمين بوده است؛ چرا که امام شافعي در رفع حاجاتش متوسل به ابي حنيفه ميشد (قضيه اش نقل شد) و نيز بزرگ حنابله در هر مشکلي به قبر امام موسي بن جعفر عليه السلام متوسل ميشد واحمد بن حنبل به شافعي متوسل ميشد(نقل نموده ايم) ابن خزيمه و ابن حبان به قبر امام رضا عليه السلام توسل ميجستند و براي برآورده شدن حاجاتشان به آن امام همام استغاثه ميکردند اهالي سمرقند در کنار قبر بخاري طلب باران ميکردند و عايشه مسلمين را امر ميکرد که براي طلب باران به قبر نبي اسلام صلي الله عليه واله وسلم توسل جويند و استغاثه نمايند شخصيتهايي از صحابه و بزرگان اهل سنت از فقها و غيره به قبرهاي انبيا و صحابه و صالحان استغاثه ميکردند. با اين همه آيا ابن تيميه جرات دارد به اينها برچسب شرک زند و آنها را کافر بنمايد؟ شيخ سلامة العزامي به نيکويي گفته است: اين مرد (ابن تيميه) حتي بر جناب پيامبر (ص) هم جسارت نمود و گفت: کسي که اهنگ حرکت براي زيارت نبي کند گناه کرده است و هر کس پيامبر (ص) را بعد از وفاتش صدا بزند و از او استغاثه کند شرک ورزيده است. 1 ) الوهابية في الميزان نوشته استاد سبحاني ص 46. 2) الوهابية في الميزان ص 46 3 ) الملل و النحل استاد سبحاني ج 4 ص 25 4) الملل و النحل، استاد سبحاني ج 4 ص 26 5) الملل و النحل ج 4 ص 332 6) الملل و النحل استاد سبحاني ج 4 ص 333 7) آئين وهابيت، استاد جعفر سبحاني ص 5 8) الملل و النحل ج 4ص 332 9) الملل و النحل استاد سبحاني ج 4 ص 335 10) الملل و النحل استاد سبحاني ج 4 ص 337 ضميمه: برخي از جنايات فرقه ضاله وهابيت در گذشته وحال: جنايات وهابيان در كربلا و نجف و ساير بلاد عراق در سالروز عيد غدير در هيجدهم ذيحجه سال 1216 هجري قمري امير سعود بن عبد العزيز وهابي با سپاهي متشكل از بيست هزار مرد جنگي به شهر كربلا حمله ور شد. كربلا در اين ايام در نهايت شهرت و عظمت بود و زائرين ايراني و ترك و عرب بدان روي ميآوردند. «سعود» پس از محاصره شهر سرانجام وارد آن گرديد و كشتار سختي از مدافعين و ساكنين و زنان و كودكان آن نمود و برخي عدد كشته شدگان را يكصد و پنجاه هزار تن! نوشته اند و ميگويند جوي خون در كوچههاي كربلا به راه افتاد و جالي اين كه اسم اين كار را «جهاد في سبيل الله» و مبارزه بار نشر توحيد ميگذارند! • پس وهابيها حرم مطهر حسين بن علي عليه السلام فرزند حضرت زهرا دختر پيامبر را ويران نموده و ضريح مبارك آن حضرت را از جاي خود كندند و … حبيب بن مظاهر را سوزاندند و تمام ذخائر و نفائس حرم حسيني را چپاول كرده و اسبانشان را در صحن حرم مطهر بستند و در حرم شريف قهوه دم كردند و آن چنان در حرم مطهر،فساد و ويراني بار آوردند كه فاجعه كربلا و حادثه روز حره و كردارهاي بني اميه و متوكل عباسي تكرار شد. كربلا پس از اين حادثه به وضعي درآمد كه شعرا براي آن مرثيه ميگفتند.وهابيها در مدت متجاوز از دوازده سال،گاه و ناگاه به شهر كربلا و اطراف و همين طور به شهر نجف حمله ميكردند و غارت و كشتار مينمودند. وقايع كربلا را بسياري از مورخان شرق و غرب و حتي مورخان سعودي نوشته اند.مي توانيد به كتابهاي تاريخ المملكه العربيه السعوديه،عنوان المجد في تاريخ نجد،تاريخ العربيه السعوديه نوشته دانشمند مشرق«ناسي ليف»و مفتاح الكرامه سيد جواد عاملي و كتب ديگري مراجع فرماييد. - در نهم ماه صفر در سال 1221 شبانگاه قبل از صبح،وهابيان به نجف حمله كردند و اهالي نجف را غافلگير نمودند حتي برخي از وهابيان از ديوار سور نجف بالا آمدند و نزديك بود شهر نجف را متصرف شوند و حرم شريف اميرالمؤمنين علي عليه السلام را تخريب نمايند كه از اميرالمؤمنين علي عليه السلام كرامات آشكار شد و معجزات روشن ظاهر گشت و از سپاهيان وهابي بسياري كشته شدند و نااميد برگشتد. در جمادي الثاني سال 1222 وهابيان به بيست هزار جنگجو ـ بلكه بيشتر ـ شبانه به نجف حمله كردند ولي با مقاومت مردم روبرو شدند و به شهر حله حمله كردند و سپس به كربلا حمله نمودند و اين شهر را در روز روشن محاصره كردند.اهالي كربلا پشت دروازه شهر مقاومت كردند كشتهها دادند و از دشمن نيز بكشتند و سرانجام وهابيان بازگشتند و در عراق فساد و تباهي راه انداختند. • در شعبان و رمضان 1225 وهابيان غزه،كه توانايي حمله به شهرهاي نجف و كربلا را نداشتند،اطراف نجف اشرف و كربلا را احاطه كرده و راهها را بستند و در امتداد دو فرسنگ يا بيشتر از كوفه تا كربلا زائرين را محاصره كرده بودند و زائرين امام حسين و اميرالمومنين علي عليه السلام را كه از زيارت نميه شعبان به وطنهاي خود باز ميگشتند اموالشان را غارت نموده و به قتل ميرساندند. • در سالهاي 1345 و 1346 نيز بارها وهابيان به نواحي مختلف عراق حمله برده و قتل و غارت ميكردندو گوسفندان و احشامشان را ميگرفت و خودشان را هم كشتار ميكردند.سرانجام كار به جايي كشيد كه عراقيها به دولت انگليس شكايت كرده و گفتند يا شما جلوي وهابيها را بگيريد و يا ما خود شخصا از خويشتن دفاع كنيم كه در پايان هواپيماي لشكر عراق وهابيان را عقب راند. • در روز عاشوراي 1425 هجري قمري وهابيان با نام گروه القاعده با انفجارهاي متعدد در كربلاي معلي ما بين صفوف عزاداران حسيني فاجعه كربلا را تكرار نمودند كه باعث به شهادت رسيدن تعداد زيادي از عزاداران اعم از مرد و زن و بچه شد. • در روز 25 رجب 1426 هجري قمري مصادف با شهادت امام موسي كاظم عليه السلام وهابيان با نام گروه القاعده با پخش غداهاي مسمون و ايجاد ترس و رعب و انفجارات متعدد در كاظمين ما بين صفوف عزاداران امام موسي كاظم جنايت ديگري را مرتكب شدند كه باعث به شهادت رسيدن حدود 1500 نفر اعم ا ز مرد و زن و بچه شد. • پس از اشغال عراق توسط امريكا و متحدانش،وهابيان از اين فرصت ايجاد شده توسط اربابانشان استفاده كردند و براي اقامه اعتقادات شومشان و ضربه زدن به اسلام و ايجاد تفرقه بين مسليمن بارها و بارها مردم مظلوم عراق اعم از شيعه و سني ما عرب و كرد،زن و مرد،بزرگ و كوچك،پير و جوان را هدف اقدامات تروريستي خود قرار داده اند و آنها را به خاك و خون كشيده اند به حدي كه قلم از ذكر آنها ناتوان و شرمسار است. جنايات وهابيت در طائف در ذيعقده سال 1217 هجري قمري پس از جنگهاي متعددي كه بين اهالي طائف و سپاه وهابيان جنايتكار رخ داد سرانجام اهالي طائف تسليم شده و درخواست عفو و امان نمودند ولي وهابيان خيانتكار پس از ورود به قلعه طائف با هر كسي كه مصادف ميشدند به قتل ميرساندند و زمين قلعه را با خون مردان،زنان و كودكان رنگين كردند.وهابيان حتي به كودكاني كه در گهواره آرميده بودند و اطفال شيرخواري كه در آغوش مادرانشان بودند رحم نكردند و همه را سر بريدند و به خاك و خون كشيدند و گروهي ا زمردم را كه از شهر خارج شده و فرار كرده بودند دنبال كردند و كشتند.پيكر چاك چاك آن بينوايان را طعمه جانوران نموده،آنچه مال و ثروت يافتند به يغما بردند و مجددا سه روز بعد وهابيها براي افرادي كه در داخل خانهها مخفي شده بودند امان نامه فرستادند و اين بار نيز وهابيها خيانت كرده و اين افراد بيجاره را كه اكثريت آنها را زنان و كودكان تشكيل ميدادند لخت كرده و به مدت 12 روز بدون آب و نان بر فراز تپه اي محاصره نمودند،گاهي با چوب و چماق آنها را ميزدند و گاهي سنگ جاف به سوي آنها پرتاب ميكردند و سرانجام پس از 12 روز سلحشوران دلاور اهل طائف كه تا آخرين نفس سنگر خود را ترك نكرده بودند، و ديگر اندوخته غذايي و رزمي نداشتند به وعدههاي مزدورانه وهابيهاي بي ايمان اعتماد كرده و با دست خالي از سنگرهاي خود بيرون آمدند و هابيها اينها را نيز بر فراز تپه قرار دادند و همگي را از دم شمشير گذراندند و مدت 16 روز پيكرهايشان بر فراز تپه طعمه درندگان و پرندگان بود. پس از اين قتل عامها، وهابيها در جستجوي خانه به خانه آنچه از مال و منال يافتند غارت و سرقت نمودند و به دنبال به دست آوري اموال تمام خانههاي شهر و حتي توالتها را كندند و كتابهاي خطي نفيس و ديگر از قبيل قرآن كريم، كتب تفسير، حديث و ديگر علوم قرآني و اسلامي همگي در زير پاي چكمهپوشان وهابي لگدمال شد، جلدهاي چرمي گرانقيمت كه توسط هنرمندان اسلامي براي مصاحف شريفه تهيه شده بود، در طول قرون و اعصار همانند مردمك ديدگانشان از آنها محافظت ميكردند تبديل به كفش و چاروق گرديد. وهابيها چون از قتل عام مردم طائف و تقسيم غنايم جنگي فارغ شدند،براساس عقايد پوچ و باطلشان تمامي گنبد و بارگاهها و قبور متبركه و مراقد مطهره و مساجد و مدارس ديني را ويران نموده و با خاك يكسان نمودند و حتي قبر شريف بسياري از صحابه و علما را نبش نموده و بي حرمتي نمودند. مجددا وهابيان در سال 1343 هجري قمري طائف را محاصره كردند و به زور وارد طائف شدند و مردم را اعم از مرد و زن و اطفال از دم تيغ گذراندند و رقم كشته شدگان كه در ميان آنها علما و صلحا كم نبودند نزديك دو هزار نفر بود.آنها اموال مردم را غارت كردند و چنان كارهاي زشت مرتكب شدند كه از شنيدن آنها مو بر بدن انسان راست و دل هر انساني كباب ميشود.چنانكه شافعيها و برخي پرده داران و خدمتگزاران كعبه مكرمه كه براي ييلاق به طائف آمده بودند ديده ميشدند.طبق متون به دست آمده وهابيان آن چنان جناياتي مرتكب شدند كه زبان از بيان و قلم از جريان شرم دارد. جنايات وهابيون در سوريه در سال 1225 هجري قمري وهابيان به شام(سوريه فعلي)يورش بردند و دارائي همه مردم را تاراج كردند و غلات را سوزاندند و مردمان بي گناه را كشتند و زنان را اسير كردند و كودكان را به قتل رساندند و خانهها را ويران ساختند و فساد و آشوب به راه انداختند. جنايات وهابيان در اردن در سال 1343 جمعي از وابيها ناگهان به اردن حمله بردند و به مردم بي اطلاع و بي خبر«ام العمد» و همسايه آن هجوم آوردند و مردان و زنان بي گناه را كشتند و غارت كردند ولي طولي نكشيد كه با رانده شدن برخي و اسارت برخي ديگر عقب نشستند پس اسيران وهابي به فرمان انگليس آزاد شدند و به پناهگاههايشان رسانده شدند. مجددا در سال 1346 وهابيان با سپاهي متشكل از سي هزار نفر به اردن حمله كرده و قتل و غارت و خونريزي به راه انداختند. جنايات وهابيان در يمن در سال 1341 وهابيان با حجاج يمني كه خلع سلاح بودند و هيچ گونه وسيله دفاعي با خود نداشتند رو برو شدند.آنان ابتدا با حجاج همراه شدند و به ايشان امان دادند ولي بعدا نيرنگ به كار بردند و وقتي كه به دامنه كوه رسيدند وهابيان در قسمت بالا و پهناي كوه قرار گرفتند و حجاج يمني در پايين كوه قرار گرفتند سپس وهابيان دهانه توپها را به سوي حجاج يمني گرفته و همه را به گلوله بستند و تمامي حجاج يمني را كه هزار نفر بودند كشتند به جز دو مرد كه فرار كردند و جريان كشتار وحشيانه حجاج يمني را به دست وهابيان به اطلاع مردم رساندند. جنايت وهابيان در حج و تعطيلي حج در سال 1219 به سبب فتنه و آشوبهايي كه وهابيان در مسير حجاج و عرفات ايجاد كرده بودند و محاصره مكه توسط وهابيان حتي يك تن از حجاج نتوانستند به زيارت كعبه بيايند. در سال 1220 هجرق قمري كه وهابيها بر مكه تسلط پيدا كرده بودند عراقيها از حج و زيارت خانه خدا ممنوع شدد. در سال 1221 نماينده وهابيها نزد سرپرست حجاج شامي آمده و گفت:به شرط عدم همراه داشتن محمل اجازه ورود به مكه و انجام حج را خواهيد داشت و در نتيجه حاجيان شامي از همان محل به شام برگشتند و آن سال حج را برگزار نكردند. در سال 1221 محمل مصريها به دست سعود حاكم وهابيها آتش زده شد و پس از پايان برنامه حج كسي از طرف سعود ندا در داد كه سال ديگر كسي كه ريش بتراشد نبايد به حج بيايد و ضمنا اين آيه قرآن را خواند «يا أيها الذين آمنوا انما المشركون نجس فلا يقربوا السمجد الحرام بعد عامهم هذا» ترجمه: اي مؤمنان بدانيد كه مشركان پليدند پس از اين سال ديگر به مسجد الحرام نزديك نشوند.و از همين سال كاروان حج شاميها و مصريها و به طور كلي غير از وهابيان به اتهام شرك از اقامه حج و زيارت خانه خدا ممنوع شدند. بنابراين كاروان حجاج عراقي از سال 1220 و كاروان حجاج شامي از سال 1221 و كاروان مصر از سال 1222 قطع گرديد.بدين ترتيب برنامه حج از عراق چهار سال،از شام سه سال و از مصر دو سال قطع شد تا اينكه در سال 1224 هجري قمري نخستين دولت سعودي و وهابي سرنگون شد و مدينه منوره و مكه معظمه از آلودگيهاي وهابيان پاك شد و حج آزاد گشت. به واسطه حمايتهاي انگليس مجددا با تشكيل دومين دولت سعودي و تسلط مجدد وهابيها بر مدينه منوره و مكه معظمه در سال 1924.م محدوديتهايي براي حجاج ايجاد شد. در سال 1341 وهابيان با حجاج يمني كه خلع سلاح بودند روبرو شدند و به آنان امان دادند ولي بعدا خيانت كرده و وقتي كه به كوه رسيدند از كوه بالا رفته و دهانه توپها را به سوي حجاج يمني گرفته و تمامي حجاج را كه هزار نفر بودند كشتند. در سال 1343 هجري قمري به دليل جنگ ميان وهابيان و اهالي مكه و جده در اين سال نير برنامه حج كاملا تعطيل گشت. 6 ذي الحجه ـ در سال 1344وهابيان به دليل حرام دانستن برخي اعمال حجاج مصري در مني، مصريان را به سنگ بسته و عده اي از حجاج مصري را كشتند. در سال 1407 وهابيان به حجاج ايراني و سوريه اي و لبناني،در ايام حج و در مكه ـ حرم امن الهي ـ به جرم سر دادن فرياد برائت از مشركين و كفار حمله كردند و كشتار فجيعي از حاجيان در حال احرام و در حرم امن الهي كردند و مكهاين حرم امن الهي را بر شور اربابان انگليسي و امريكايي خود ناامن نمودند و ايرانيان را عزادار و قلب مسلمانان آزاده جهان را جريحه دار نمودند و ايرانيان را به مدت 3 سال از به جا آوردن اعمال حج محروم نمودند. وهابيان را در تعطيلي حج و كشتار حجاج نبايد سرزنش كرد چرا كه آنان فقط به قولي كه محمد بن عبد الوهاب به … و انگليسيها در مانع شدن مردم از حج داده است عمل ميكنند!!! جنايات وهابيان در افغانستان در اواخر سال 1372 شمسي شخص وهابي به نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد گرديد و با گوويج از سوي كشور پاكستان و عربستان سعودي و آمريكاي ام الفساد تقويت شد ودر شهريور 1375 شمسي كابل پايتخت افغانستان را تصرف كرد و سپس به كشتار مسلمانان مجاهد و مجاهدان شيعي مذهب روي آورد. و صدها هزار مسلمان را به خاك و خون كشيد و باعث عقب ماندگي افغانستان شد.جهت اطلاع خوانندگان چند نمونه از كشتار بيرحمانه و جنايات ضد اسلامي و انساني طالبان ذكر ميگردد. در جهاد سال 1377 شمسي اجلاسيهاي در پيشاور تشكيل دادند و 160 نفر از مفتيهاي درباري مزدور اهل سنت و وهابي جمع شده و به رايزني پرداخته و سرانجام فتوائي را صادر كردند كه همه مردان شيعه و پسر بچههاي شيعه بالاي هفت سال به قتل برسند و زنان و دختران و پسران كمتر از هفت سال شيعه به عنوان برده و كنيز به اسارت درآيند، پس از صدور فتواي ملاهاي مزدور و از خدا بي خبر كشتار و قتل و غارت شيعيان توسط حكومت طالبان آغاز گرديد. در روز شنبه 17/5/1377 شمسي زنان و مردان و كودكان شهر مزار شريف از روي بامها به رگبار بسته شدند و اهالي شهر را قتل عام كردند و پس از آن به بيمارستانها رفته و بيمارهاي شيعه مذهب را روي تخت خواب بيمارستان به شهادت رساندند و در روز دوشنبه 19/5/1377 شمسي اجساد هزاران شيعه روي زمين انباشته شده و طعمه درندگان شده بود. در شهر ميمنه هم طالبان به محله شيعيان رفته و تعداد زيادي از زنان و مردان و كودكان آنان را در تكيه خان جمع كرده و بر سر آنها نفت ريخته و طعمه حريق نمودند. ملا منان نيازي در سخنراني خود رسما اعلام كرد كه هر كس يكي از اهالي هزاره يا يك شيعه را در خانه خود پنهان كند ما آن خانه را با اهلش به آتش ميكشم.سپس گفت:اميرالمؤمنين ما(يعني ملا عمر)براي مردم مزار شريف عفو عمومي داده اما اين عفو شامل شيعهها و هزاره ايها نميشود. در سنگچارك و بلخاب و باميان و يروان و كاپيسا و … شكم بانوان حامله شيعه را پاره ميكردند و جنين آنان را بيرون آورده و سرش را ميبريدند.زبان مردان و پستان زنان شيعه را نيز ميبردند و چشمهاي آنان را از حدقه بيرون ميآوردند.(اين مطالب در ابتداي عنوان «جنايات افغانستان» بيايد: در روز جمعه عاشوراي سال 1267 هجري قمري شيعيان قندهار در حسينيهها جمع و سرگرم عزاداري براي عترت طاهره و ذراري پاك پيغمبر و سبط رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بودند كه ناگهان وهابيان جنايتكار و سنيهاي متعصب با انواع اسلحه به حسينهها وارد شدند و جمع كثيري از شيعيان بي دفاع حتي اطفان آنان را به فجيع ترين وضعي به قتل رسانيدند و اموالشان را به تاراج بردند و سالها شيعيان آزادي عمل نداشتند و حتي در روزهاي عاشورا دو،سه نفري در سردابهاي خانه ماجراي ريحانه رسول الله و مقتولين و مظلومين كربلا عزاداري مينمودند (نقل از شبهاي پيشاور ـ چشمديدها تأليف عبد القيوم فدوي ـ عزاداري سنتي شيعيان). جنايات وهابيان در پاكستان در سال 1979 ميلادي با تأسيس سپاه صحابه – اين ارتش نظامي و تروريستي- در كشور پاكستان تا به امروز هزاران نفر از شيعيان مظلوم و بي گناه پاكستان اعم از مزد و زن و پير و جوان به جرم داشتن مذهب حقه تشيع و دفاع و حمايت از ولايت اهل بيت رسالت عليهم السلام به دست «سپاه صحابه» و «لشكر جنگ لي»كه از عمال وهابيت ميباشند در نقاط مختلف پاكستان ترور شده و به شهادت رسيدهاند. مزدوران كوردل وهابي سپاه صحابه،هر روز تني جند از شيعيان شيفته و عاشقان دلسوخته حسيني را به شهادت ميرسانند و غالبا مغزهاي متفكر را نشانه ميروند.تعداد جوانان و فرهيختگان شيعه،كه با ترور ناجوانمردانه سپاه صحابه،شربت شهادت نوشيده و به پيشواي محبوب خود حضرت اباعبدالله الحسين پيوسته اند از شعار بيرون است. بر اساس گزارش «هرالد» گروه وهابي سپاه صحابه در شهر «هري پور»يك حسينيه،شش خانه و دو مغازه شيعيان را به آتش كشيدند،در شهر «مالو والي»به حسينيه شهر حمله كرده و گروهي را مجروح و شهيد نمودند،و در «كوهات»نيز با نارنجك به حسينيه شهر حمله كردند و شعيان را به شهادت رساندند و در«حيدر آباد» به دسته عزاداران حمله ور شده،24 نفر را مجروح و شهيد نمودند و در 4 جمادي الاول 1424 هجري قمري به مسجد جامع كويته حمله نموده و بيش از پنجاه نفر از نمازگزاران را به جرم ارادت به خاندان عصمت و طهارت به خاك و خون كشيدند.و در ميان شهدا تعداد بسياري زن و بچه به چشم ميخورد.(نقل از كتاب عزاداري سنتي شيعيان). جنايات وهابيان در مكه در هشتم ماه محرم سال 1218 وهابيان سرانجام با تهديدات و ادعات فراوان وارد مكه معظم شدند و تمامي مسلمانان و اهالي مكه را كافر خواندند مادامي كه به فرقه ضاله وهابيت نپيوندند و عصر همان روز سعود حاكم وهابيها گفت:فردا اين قبه و بارگاهها و اين بتهايي را كه درست كرده ايد بدست خود ويران كنيد تا براي شما جز خدا معبودي نماند. صبح فردا وهابيان متحجر و خرافي به همراه مردم مكه كه از ترس وهابيان را همراهي ميكردند،بيل و كلنگ به دست راه افتادند و گنبدهاي زيادي را كه در گورستان مقلي بود با خاك يكسان كردند آن گاه گنبد زادگاه حضرت رسول و فاطمه زهرا و گنبد و بارگاه حضرت خديجه ام المؤمنين و عبد المطلب و حضرت ابوطالب را خراب كردند.در تاريخ حيرتي آمده:«وهابيان گنبد روي زمزم و نيز گنبدهايي را كه در اطراف كعبه قرار داشت ويران كردند.» وهابيان تمام مكانهايي را كه مزار صالحان در آنها قرار داشت جستجو كردند و آنها را خراب نمودند.آنان موقع خراب كردن سرود ميخواندند و طبل ميزدند و آواز ميخواندند و در دشنام به صاحبان قبرها ره افراط ميسپردند و ميگفتند: «ان هي الا اسماء سميتموها» يعني اينها نامهايي است كه شما از پيش خود در آورديد. حتي گفته شده آنها روي قبر سيد محبوب بول كردند! سه روز نگذشت كه تمام آثار و اماكن تاريخي اسلام كه بيانگر فرهنگ و تمدن درخشان اسلامي بود ويران شد و از برگزاري نمازهاي متعدد در مسجد الحرام جلوگيري به عمل آمد و ذكر صلوات بر پيامبر و ذكر يا ارحم الراحمين پس از اذان جلوگيري نمودند و به علماي مكه دستور دادند كه عقايد و كتابهاي محمد بن عبدالوهاب را بر مردم تشريع نموده و كتاب «كشف الشبهات»او را تدريس نموده و مخالفت نمودند و بر مردم مكه جور و ستم فراوان روا داشتند و بر اثر همين اذيت و آزارها سرانجام مردم مكه با كمك شريف غالب (والي جده) توانستند وهابيها را از مكه بيرون برانند ولي مجددا وهابيان در سال 1219 ق با چند گروه از نواحي مختلف به سوي مكه معظمه حمله ور شده،شهر مكه را به محاصره خود درآوردند. در اين محاصره كه ماه به طول انجاميد، اهالي مكه فشارهاي طاقت فرسايي را متحمل شدند به صورتي كه در اوايل محاصره، گوشت پرندگان چون كبوتر، در اواسط گوشت حيواناتي چون گربه و سگ و در اواخر گياهان و برگ درختان به عنوان رفع گرسنگي مورد استفاده قرار ميگرفت تا بدانجايي رسيد كه مردم از ترس اينكه مبادا وهابيان بر آنها تسلط پيدا كنند، از شدت گرسنگي ميمردند؛ برخي همين طور كه راه ميرفتند ميافتادند و ميمردند و مرده بچهها كوچهها را پر كرده و حتي صف اول نماز جماعت در مسجد الحرام به دشواري پر ميشد و سرانجام اهالي مكه ناچار به امضاي مصالحه با وهابيان در سال 1220 هجري قمري شدند و وهابيان تا سال 1224 هجري قمري بود مكه تسلط داشتند و در اين مدت اذيتهاي فراواني را بر مردم مكه روا داشتند.از دانشمندان اهل سنت توسط وهابيان بي دليل به شهادت رسيدند و بسياري از اعيان و اشراف بدون هيچ اتهامي به دار آويخته شدند و هر كه در اعتقادات مذهبي ثابت قدم بود به انواع شكنجهها تهديد ميشد و در مدت اين چهار سال حج تعطيل شد تا اينكه دولت عثماني به كمك اهالي مكه آمده و در سال 1224 هجري قمري سرزمين مقدس مكه را از لوث وهابيان جنايتكار پاك نمود. مجددا با حمايتهاي سخاوتمندانه نيروهاي انگليسي وهابيان در سال 1343 وارد شهر مكه شدند و جنايات خود را از سر گرفتند و در همان سال برنامه حج تعطيل گشت و در سال 1344 وهابيان برخي از اعمال حجاج مصري را در مني حرام دانسته و آنها را به سنگ، بستند و عده اي از حجاج مصري را در مني كشتند. 6 ذي الحجه در سال 1407 وهابيان حجاج ايراني و حجاج آزاده ديگر كشورها را به جرم سر دادن فرياد برائت از مشركين در مكه به خاك و خون كشيدند و حرم امن الهي را به دستور اربابان خود(آمريكا و انگليس و اسرائيل)با خون حجاج رنگين نمودند. جنايات وهابيان در مدينه در سال 1220 سعود حاكم وهابيها پس از تصرف مكه دو گردان وهابي به قصود مدينه به سوي دار الهجره رسول اكرم گسيل داشت و نامه اي براي اهالي مدينه فرستاد كه آنان را به اطاعت از خود ترغيب نمايد ولي اهالي مدينه بر اثر جنايات وهابيان در طائف دچار وخشت شدند و به نامه سعود بن عبد العزيز جواب ندادند و در نتيجه سپاهيان وهابي مدينه را محاصره نمودند و راههاي ورودي مواد غذايي و بشر چشمه«زرقا»را و يران نمودند و بدين ترتيب اهالي مدينه را دچار قحطي، گراني و بي آبي نمودند و پس از ماهها اهالي مدينه مجبور به تسليم و قبول شرايط وهابيان شدند ولي هرگز از ظلم و تعدي وهابيان رهايي نيافتند. در سال 1221 وهابيان كليه جواهرات و اشياي گرانبهاي حرم مطهر پيامبر و حرم مطهر ائمه بقيع عليهم السلام را به غارت بردند آنان سه عدد قرآن نفيس چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها به غارت بردند و از جمله اشياي غارت شده عبارت بود از چهار عدد شمعدان زمردين،كه به جاي شمع در آنها يك قطعه الماس شبها و درخشنده بود سيصد دانه مرواريد بزرگ،يك پارچه سنگ زمرد بزرگ،يك ظرف طلا و حدود صد قبضه شمشير با غلافهاي مطلا به طلاي خالص و مرصع به الماس و ياقوت با دستههايي از زمرد و پشم و با آهني از «موصوف»كه نام خلفا و شاهان گذشته روي آنها كنده كاري شده بود كه ابدا نميشد آنها را قيمت گذاري كرد. وهابيان پس از اين عمل قبيح مردم را از زيارت قبر پيامبر منع و جلوگيري نمودند و بسياري از گنبد و بارگاههايي را كه در شهر مدينه و بقيع بود ويران كردند و در سال 1221 زوار شامي و در سال 1222 زوار مصري از زيارت مدينه منوره و حرم پيامبر اكرم ممنوع شدند. سرانجام وهابيان پس از چهار سال قتل و غارت جور و ستم بر اهالي مدينه با حمله عثمانيها از بين رفتند. ولي متأسفانه مجددا در سال 1343 هجري قمري وهابيها با حمايتهاي بي دريغ و سخاوتمندانه انگليسيها به مدينه منوره وارد شدند و با گرفتن فتواي زور از علماي مدينه بر جواز ويران كردن قبور و زيارتگاهها در هشتم شوال 1343 هجري قمري تمامي گنبدها و بارگاهها و ضريحهايي كه در مدينه و اطراف آن بود ويران كردند از جمله ويرانيها وهابيها در مدينه عبارتند از خراب كردن گنبد و بارگاه حضرت عبدالله پدر رسول الله و حضرت آمنه مادر رسول الله و مزار همسران پيامبر و مزار اسماعيل بن جعفر الصادق و ديگر بزرگان و حتي گنبد مرقد مطهر نبوي را هم به توپ بستند و از همه اين موارد دردناكتر تخريب گنبد و بارگاه مضاجع مطهره ائمه بقيع عليهم السلام و اهل بيت رسول الله بود وهابيان حتي ديوارها و صندوق و ضريحي را كه روي قبرهاي شريف قرار داشت و براي آن هزار ريال مجيدي صرف شده بود. كاملا از بين بردند و از اين زيارتگاه جز تلي از سنگ و خاك باقي نگذاشتند. و 8 شوال 1343 هجري قمري به خاطره اي تلخ و دردناك براي جهان تشيع تبديل گشت. تخريب آثار تاريخي و باستاني اسلام اينك جهت رعايت اختصار توجه خوانندگان ارجمند را به فهرست برخي از آثار و اماكن تاريخي اسلام كه بيانگر فرهنگ و تمدن اسلامي بود و به واسطه تحجر و كوته فكري فرقه ضاله وهابيت ويران شده جلب ميكنيم: • بارگاه آمنه بنت وهب مادر پيامبر گرامي اسلام • بارگاه ام المؤمنين حضرت خديجه كبري بنت خوليد عليها السلام. • بارگاه و مسجد حضرت حمزه سيدالشهداء در احد • بارگاه حضرت ابوطالب پدر گرامي اميرالمؤمنين • بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پيامبر گرامي اسلام و اميرالمؤمنين • بارگاه حضرت حوا در جده • بارگاه حضرت عبد الله پدر پيامبر در مدينه • بيت الاحزان،خانه اي كه حضرت زهرا عليها السلام در آنجا در سوگ پدرش ميگريست. • مسجد سلمان در مدينه منوره • خانه حضرت زهرا عليها السلام در كوچه حجر در مكه مكرمه • جايگاه نفس الزكيه در مدينه منوره • خانه رسول الله در مدينه،خانه اي كه حضرت هنگام هجرت به مدينه در آنجا مستقر شد. • خندقي كه مسلمانان در جنگ خندق حفر نمودند • بارگاه پيامبر خدا،يسع عليه السلام،در روستاي اوجام در قطيف • مسجد جوانان در احساء،دومين مسجدي كه پس از مسجد رسول الله در آن نماز جمعه برگزار شد. • مسجد عباس بن علي در روستاي مطيرفي در احساء • زادگاه پيامبر اسلام،خانه اي كه در آن پيامبر گرامي اسلام در شعب هواشم در مكه مكرمه متولد شد • خانه ام المؤمنين حضرت خديجه بنت خويلد در مكه مكرمه • مسجد الشمس در مدينه منوره محل يكي از معجزات بزرگ رسول خدا • خانه حمزه بن عبد المطلب عموي گرامي پيامبر • خانه ارقم، كه پيامبر و يارانش در آغاز بعثت در آن گرد ميآمدند • بارگاه شهداي بدر و جايگاهي كه براي پيامبر در غروه بدر نصب نمودند • خانه حضرت علي عليه السلام كه امام حسن و امام حسين عليهم السلام در آن متولد شدند • ديوار اطراف شهر مدينه منوره • خانه حضرت امام جعفر صادق در مدينه منوره • محله بني هاشم در مدينه منوره • مسجد تنبه الوداع • مسجد البغله و بسياري ديگر از بقاع متبركه و اماكن مقدسه • قبرستان المعلي در مكه مكرمه كه بارگاه و مقبره برخي از اهل بيت علهيم السلام و ياران پيامبر در آن قرار دارد. • نشانه ورود و خروج فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤمنين پس از تولد آن حضرت از كعبه • بارگاههاي متعدد در قبرستان بقيع • بارگاه ملكوتي ائمه بقيع عليهم السلام نكته قابل توجه اينكه اين ويرانگريهاي آثار تاريخي اسلام در حالي صورت ميگيرد كه رژيم سعودي و وهابيان از آثار يهوديان در مدينه منوره حافظت و نگهداري ميكنند؛ و با نصب تابلوهاي هشدار دهنده مردم را از نزديك شدن به آنها باز ميدارند. اميد است ضمن آشنايي با افکار وعقايد وجنايتهاي اين گروه منحرف وملحد شما نيز به معرفي ان بپردازيد تا ضمن معرفي چهره آن بتوانيم گمراهان را نيز نجات دهيم ما امروز وظيفه سنگيني داريم دفاع از اسلام ناب محمدي (ص) که متاسفانه اينها ميخواهند چيز ديگري را از اسلام به جهان نشان دهند خشونت و... در حالي که دين اسلام دين رحمت و رئوفت است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 23:6 توسط ناصر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یکطرف اسلام اشرافیت اسلام ابوسفیان اسلام ملاهای کثیف درباری اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی و دانشگاهی اسلام ذلت و نکبت اسلام پول و زور اسلام فریب و سازش و اسارت اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پا برهنگان و در یک کلمه اسلام آمریکائی را ترویج میکنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار میگذارند.(فرازهائی از بیانیه امام خمینی در سالگرد کشتار زائران خانه خدا به دست نوکران آمریکا و سفاکان آل سعود)
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|