تبليغاتX
افشاي ماهيت وهابيت - تحریف در زمان معاصر

اينك نمونه اى ديگر از تحريفات مورخين نسبت به حقايق رانقل مى كنيم , آنها  چنانكه فضايل على (ع ) واهل بيت او را مخفى نگه داشته اند, هر چيزى را هم كه از شان صحابه وبه خصوص خلفا بكاهد وآن را بى ارزش كند نيز مخفى كرده اند, حال اين حادثه را درنظر بگيريد كه هر دو جهت را دارد, هم فضايل على (ع ) را مخفى كرده وهم اعمال زشت خلفا را: مورخين و در راس آنها  طبرى , نامه هايى را كه ميان محمد بن ابى بكر از شيعيان اميرالمؤمنين (ع ) و مـعـاويـة بـن ابـى سـفـيان رد وبدل شده است را مخفى كرده اند .
زيرا در اين نامه ها جانشينى امام عـلـى (ع ) اثبات و وضعيت خلفا افشا شده است , طبرى پس از نقل سند دونامه , اين گونه معذرت خواسته است كه در اين نامه ها مسائلى است كه عوام تحمل شنيدن آنها را ندارند .پس از او ابن اثیر آمده و مانند طبری عمل کرده است.
سپس ابن كثير نيز راه آنان را دنبال كرده ,اشاره اى به نامه محمد بن ابى بكر نموده ولى خود نامه را حذف كرده مى گويد: نوعى خشونت در آن است .
آنچه ايـن سه مورخ ‌انجام داده اند, از قبيح ترين انواع كتمان حقائق است , كه به وضوح عدم امانت علمى آنها را نشان مى دهد.
منظور آنها از اين كه گفته اند: عموم مردم تحمل شنيدن متن نامه هارا ندارند چيست ؟
آيـا بـه خـاطـر ايـن اسـت كـه اگـر عـوام متن دو نامه را بشنوند از عقيده خود نسبت به خلفا بر مى گردند ؟
ايـنـك مـختصرى از نامه محمد بن ابى بكر به معاويه وجواب او را ازكتاب مروج الذهب مسعودى مى آوريم : .. .
از مـحـمـد بـن ابى بكر به معاوية بن صخر گمراه در اينجا نام پيامبر(ص ) را برده وبر او درود فـرسـتـاده اسـت .. .واو را پـيـامـبرى بشارت دهنده وبيم دهنده معرفی کرده
اولين كسى كه او را اجـابـت كرد, خضوع كرد, ايمان آورد, تصديق كرد, اسلام آورد وتسليم شد برادرش وپسر عمويش عـلى بن ابى طالب بود, او را بر اخبارش ازغيب تصديق كرد, بر هر دوستى ترجيح داد, در برابر هر خطرى خود را پناه او قرار داد, در جنگ هاى او جنگيد ودر صلح او صلح كرد.. .
او هيچ نظير ندارد...
مـن از او پـيـروى مى كنم , هر چندنمى توانم مانند او باشم , وتو را مى بينم كه با او درگير شده اى درحالى كه تو همانى كه هستى , واو همان است كه هست .
نيت اوصادق تر از نيت همه مردم است , وفرزندان او افضل از فرزندان تمام مردم وهمسر او بهتر از تمام همسران ...
امـا تو ملعون وملعون زاده اى .
تو و پدرت هميشه آرزوى گمراهى براى پيامبر(ص ) داشتيد وبراى خـامـوشـى نـور خـدا تـلاش مـى كرديد و در اين راه افراد را به دور خود جمع كرده , اموال صرف نموده ,وقبايل را عليه او تحريك مى كرديد, وهمين گونه پدرت مرد وتوراه او را دنبال كردى ....
سـپـس يـاران وپـيروان على را شمرد وگفت : آنها حق را در پيروى ازاو مى بينند وبدبختى را در مـخـالفت با او, پس واى بر تو ! چگونه خود را معادل على يا قابل قياس با او مى دانى ؟
در حالى كه اووارث ووصـى رسـول اللّه (ص ) وپـدر فـرزنـدان او اسـت , اولين كسى است كه از او پيروى كرده ونـزديـك تـريـن مردم به او بوده , بر اسراراو آگاه واز كارهاى او مطلع بوده است .
اما تو دشمن او و فـرزنـد دشمن او بوده اى , پس هر چه مى توانى در دنياى خود از باطلى كه در آن هستى لذت ببر وفـرزند عاص نيز به گمراهى تو اضافه میكند,گويا اجل تو رسيده ونيرنگ تو سست شده است .
پس از ايـن مـشخص خواهد شد كه عاقبت به نفع كيست وبدان كه تو با خداى خويش نيرنگ مى كنى , زيرا خود را از تدبير خداوند در امان مى بينى واز رحمت الهى نا اميد .
پس خدا در كمين توست وتو خودرا فريب مى دهى .
وسلام بر هر كه پيرو هدايت باشد.
نامه معاويه در جواب محمد بن ابى بكر با اختصار : از معاوية بن صخر به ملامت گر پدر خويش محمد بن ابى بكر...
در نـامـه ات فرزند ابو طالب را يادكردى وسوابق ديرينه او وقرابتش به رسول اللّه (ص ) ويارى او به پيامبر در هر خوف وخطر را ياد آورشدى , پس حجتى كه بر من آوردى وعيبى كه در من ديدى به خـاطـرفضيلت ديگرى است نه فضيلت خودت , بنابراين خدا را شكرمى كنم كه اين فضايل را از تو گـرفته وبه ديگرى داده است .
وما كه پدرت نيز جزء ما بود فضيلت فرزند ابو طالب را مى دانستيم وحـق او را بـر خود لازم وروا مى ديديم , تا آن كه خداوند پيامبرش را به سوى خود برده , دعوت او را ظاهر وحجت او را آشكار نـمـوده واو را به سوى خود طلبيد, پس پدرت وفاروقش اولين كسانى بودند كه حق على را غصب كـرده وبا او مخالفت كردند, وهمه كارها بر اساس توافق وهماهنگى ميان آنها بوده است .
سپس آن دونفر او را براى بيعت با خود دعوت كردند واو ابا نمود واز آنهافاصله گرفت .
ولى آنها آماده حمله به او شدند وخطر عظيمى رابراى او در نظر گرفتند .
سپس او با آنها بيعت وكار را تسليم آنهاكرد, ولى آنها هيچ گاه او را در كار خود شريك نكرده واسرارخويش را به او نگفتند .
تا آنكه خداوند اجل آنـهـا را رسـاند .
پس پدرتو بود كه اين راه را هموارکرد وبراى سلطنت خود پايگاه ساخت .
حال اگر اين سـخن ما درست است پس اين پدر تو بود كه آن را به ناحق گرفت وما نيز شريك او هستيم , واگر كار پدرت در آن روز نبود مابا فرزند ابو طالب مخالفت ننموده وكار را به او تسليم مى كرديم ,ولى مـا پدرت را ديديم كه اين گونه با او رفتار كرد, ما نيز مانند اوعمل كرديم , پس هر چه مى خواهى پـدرت را عـيـب جـوئى كـن ويـا ازايـن سـخـن دسـت بـردار.
اكـنـون فـهـمـيديم كه چرا طبرى , ابن اثير وابن كثير حاضر به افشاء اين نامه ها نبودند, زيرا اينها انـگيزه درگيرى واختلاف ميان مسلمين برسر خلافتى كه حق على بوده است را آشكار مى كنند.
ايـن مـعاويه است كه به حقانيت على , اعتراف مى كند وعذر او اين است كه خلافت او ادامه خلافت ابـوبـكـر بـوده وبـديـن وسـيـله فرزند اومحمد بن ابى بكر را محكوم واز ادامه سخن در اين باره ساكت مى كند.
...ولـى اى مـعـاويه , آسوده خاطر باش , كه اگر محمد بن ابى بكرساكت نشد وتو را رسوا كرد, طبرى , ابن اثير وابن كثير در اين باره ساكت ماندند و حقایق را پوشاندند.!

تحریف حقایق

موج گرایش به مذهب اهل بیت علیهم السلام در میان اهل سنت رو به فزونی نهاده

و هر روزه تعدادی از اندیشمندان و روشنفکران اهل سنت به تشیع می پیوندند.

و از آنجا که این مستبصرین در گفته ها و تالیفات خود برای اثبات حقانیت مذهب تشیع

به کتب معتبر اهل سنت و احادیث معتبری که در این کتب آمده (مانند احادیثی که در 

در مورد ولایت حضرت علی بیان شده)استناد می کنند.این موضوع باعث نگرانی برخی

علمای اهل سنت شده تا جائیکه در کتب معتبر تاریخی دست برده و آنها را تحریف

کرده اند.!

<<آیة الله سيد محمد يثربي استاد دروس خارج حوزه علميه قم در سي و ششمين

جلسه تفسير آيات ولايت و امامت كه در كاشان و در حسينيه مرحوم آية الله يثربي

قدس سره برگزار گرديد اظهار داشتند كه متاسفانه دربرخي مجامع علمي اهل سنت

از مدتها قبل خيانتي بزرگ آغاز شده است و در برخي از احاديث معتبرترين كتب اهل

سنت از قبيل صحيح بخاري و صحيح مسلم حذف شده يا جابجائي در آنها صورت

گرفته است در حاليكه بنابر اعتقاد اهل سنت اين دو كتاب پس از قرآن صحيحترين

كتابها محسوب مي شوند.

آيةالله يثربي پس از بيان اتفاق ناگوار اعلام داشتند:حاضريم درحضور علماي اهلسنت

به وضوح نشان دهيم كه در كدام چاپ از بخاري كدام حديث مورد دستبرد قرار گرفته و

كدام حديث جابجا شده است.اين يك خيانت بزرگ علمي است كه پيروان يك مكتب

در صحيحترين كتب تحريف ايجاد كنند.اگر تعصب باعث شود در معتبرترين كتب تحريف

اتفاق افتد،ديگر چه اعتمادي باقي خواهد ماند؟>>

نمونه ای از تحریف کتب معتبر تاریخی:

حديث دار در روز انذار :

پیامبر اعظم(ص) با اشاره به امام علی(ع)فرمودند:<<ان هذا اخی و وصی و خلیفتی

من بعدی،فاسمعوا له و اطیعوا این برادر من،وصی من و جانشین من بعد از من است،

پس به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمائید.>>

(منابع موثق اهل سنت : تاريخ طبري ج 2 ص 319، تاريخ ابن اثير ج 2 ص 62، سيره حلبيه ج 1 ص 311، شواهد التنزيل حسكاني ج 1 ص 371، كنز العمال ج 15 ص 15، تاريخ ابن عساكر ج 1 ص 85، تفسير خازن نوشته علاءالدين شافعي ج 3 ص 371، حيات محمد نوشته حسنين هيكل چاپ اول – باب « وانذر عشيرتك الاقربين» )

این حدیث از احادیث صحیح و درست است که مورخان آن را در آغاز بعثت پیامبر نقل

کرده اند.اما سیاست و لجاجت،همه حقایق و رویدادها را وارونه جلوه داد و عوض کرد.

محمد حسنین هیکل تمام حدیث را در کتابش (حیات محمد)و در صفحه ۱۰۴ از چاپ

اول سال ۱۳۵۴ هجری قمری آورده است،اما در چاپ دوم و چاپهای بعدی این جمله

<<وصیی و خلیفتی من بعدی>>حذف شده است!!همچنین از کتاب تفسیر طبری

ج ۱۹ص۱۲۱این جمله را حذف کرده اند و به جای آن کلمات دیگری ازخودشان نوشته

اند!!غافل از اینکه خود طبری همین روایت را در تاریخ خودش ج ۲ ص ۳۱۹ بطور کامل

نقل کرده است.!!!

حال پرسش ما این است که چرا عده ای بیشترین تلاششان آنست که حقیقت را 

بپوشانند تا واقعیات آشکار نشود؟چرا گاهی احادیث صحیح را توجیه می کنند و 

معانی دیگری را برایش جعل می کنند(همچنانکه معنای حدیث غدیر را تنها دوستی 

علی می دانند نه سرپرستی و ولایت علی!)و گاهی احادیثی را که با مذهبشان 

ناسازگار است،تکذیب می کنند،هر چند در صحاح و مسندهای خودشان آمده باشد.

و گاهی نیمی از حدیث یا دو سومش را حذف می کنند و به جای آن جمله هایی از 

خود اضافه می کنند!و گاهی روایات موثق را مورد تشکیک و طعن قرار می دهند زیرا 

احادیثی روایت کرده اند که با هوای نفسشان سازگار نبوده است.گاهی هم احادیثی

را در چاپ اول کتاب نقل کرده اند و در چاپهای بعدی حذف می کنند و هیچ اشاره ای 

به انگیزه حذف و نادیده گرفتن حدیث نمی کنند، چرا و به چه منظور سخنان را تغییر

می دهید؟چرا و به چه منظور احادیث را تحریف می کنید؟چرا و به چه منظور حقایق و

رویدادها را وارونه نشان می دهید؟؟؟

لازم به ذکر است:مراکزی در قم مشغول بررسی و مقایسه کتب قدیم با کتب جدید

اهل سنت هستند.این مراکز حتی با عکسبرداری از کتب مدارک خوبی را بر تحریف

کتب جدید سقیفه گرایان ارائه می دهند.

امید است با سرعت بیشتری این توطئه علمی مذهبی به گوش عموم مردم اعم از

شیعه و سنی برسد تا معلوم شود که حق کجاست و حقیقت کدام است.انشاالله

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:28  توسط ناصر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یکطرف اسلام اشرافیت اسلام ابوسفیان اسلام ملاهای کثیف درباری اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی و دانشگاهی اسلام ذلت و نکبت اسلام پول و زور اسلام فریب و سازش و اسارت اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پا برهنگان و در یک کلمه اسلام آمریکائی را ترویج میکنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهانخوار میگذارند.(فرازهائی از بیانیه امام خمینی در سالگرد کشتار زائران خانه خدا به دست نوکران آمریکا و سفاکان آل سعود)

نوشته های پیشین
مهر 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
سايت نيك صالحي
رسالت جهاني حضرت مهدي(عج)
امام رضا(ع)
افشاي عقايد انحرافي سلفي
اخبار شيعيان
سايت خبري شيعه نيوز
مركز جهانى اطلاع رسانى آل البيت (ع)
بزرگترين لينك باكس
شيعيان اهل سنت واقعي
حق با كيه(شيعه يا سني)
وبلاگ حقوق
لواء الزینب
شيعه شدگان
وهابيت و اسلام
دفاع از عقاید تشیع
وبلاگ عبرت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

منبع کد اهنگ مینوس

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس