<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>افشاي ماهيت وهابيت</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 18 Oct 2009 17:27:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>«مثلث شیطان» </title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 17:27:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجازات شهروند سعودي به خاطر داشتن کتب شیعی!</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;COLOR: rgb(0,0,128); TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;يک شهروند حجازي به علت حمل چند کتاب از تأليفات آيت الله دستغيب در موضوع قيامت، توسط دژخيمان سعودي دستگير شد. براستي دولت سعودي از چه چيزي اينچنان واهمه دارد؟ اين همه سختگيري براي چيست؟ آيا اين ترس، صرفاً به خاطر گرايشات ملت سعودي به تشيع نمي باشد؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;يک شهروند حجازي به علت حمل چند کتاب از تأليفات آيت الله دستغيب در موضوع قيامت، توسط دژخيمان سعودي دستگير شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش منابع محلي؛ اين شهروند سعودي که از بحرين به عربستان در حال تردد بود، پس از اين ماجرا توسط مأمورين گمرك سعودي و در مقابل ساير مسافران مورد توبيخ و اهانت قرار گرفت و عجيب آنکه؛ در حقّ وي چند حكم ظالمانه صادر گرديد... چرا كه از نظر دولت وهابي آل سعود، وي مرتكب جرم عظيمي شده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;احكام صادر شده توسط دادگاه:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- مصادره تمام كتابها و پرداخت جريمه اي بالغ بر 50 هزار ريال سعودي (13دلار تقريباً) براي هر كتاب.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2- مصادره اتومبيل؛ زيرا از آن براي وارد کردن كتب ممنوعه استفاده كرده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3- تحويل وي به دادگاه (شرعي) و در نهايت صدور حکم يکصد ضربه شلاّق كه بايد بعد از نماز جمعه در مكان اقامتش يا نزديك شهر اجرا شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4- هجده ماه حبس تأديبي...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين اقدامات وقيحانه حکومت وهابي، در حالي در مملکت سعودي اجرا مي شود كه جهان در دوره اي به سر مي برد كه درهاي سياسي و فكري بر روي همگان باز است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براستي دولت سعودي از چه چيزي اينچنان واهمه دارد؟ اين همه سختگيري براي چيست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آيا اين ترس، صرفاً به خاطر گرايشات ملت سعودي به تشيع نمي باشد؟&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Feb 2009 19:41:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غزه</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروزه همه جا: رادیو،تلویزیون،روزنامه،اینترنت،مسجد،حسینیه،کوچه،خیابان،مدرسه،دانشگاه و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;هرجا که میروی صحبت از جنایات اسرائیل در غزه و بی تفاوتی سران خائن عرب است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;براستی مقصر اصلی این فجایع  کیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;۱-اسرائیل&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;۲-سران خائن عرب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;۳-جنبش حماس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;۴-اعراب سنی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; نظر من در مورد غزه اینه که مقصر اصلی اعراب سنی هستند نه اسرائیل و سران خائن عرب چونکه اسرائیل طبیعتش همینه(جنگ و خونریزی) سران عرب هم که همان جانشینان معاویه و یزید و... هستند و انتظاری بیش از این ازشون نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;این عربهای سنی چرا اینقدر بیعرضه هستند چرا مثل مردم غیور ایران انقلاب نمیکنند و رژیمهای خائن خودشونو سرنگون نمیکنند؟چرا همچون شیعیان دلاور لبنان مبارزه نمیکنند و سرزمینهایشون رو پس نمیگیرند؟ چرا به اینهمه آیات و روایات که میگه به داد مظلوم برسید عمل نمیکنند؟ براستی چرا؟ چرا زیر بار اینهمه ننگ و ذلت میروند و هیچ تکونی نمیخورند چرا هیچ فشاری به حکومتهای خائنشون نمی آورند؟اینهمه جمعیت اینهمه سرمایه پس چه غلطی می کنند؟چطور میتونند صبح تا شب علیه شیعیان حرف بزنند  علیه آنان فتوا صادر کنند چطور میتونند میان شیعیان عملیات انتحاری بزنند ولی نمیتونند چهار تا صهیونیست ترسو رو بکشند  و از سرزمینهایشون بیرونشون کنند؟مگر امام خمینی نگفت اگر شما هر کدام یه سطل آب رو اسرائیل بریزید اسرائیل رو آب می بره یعنی اینها اندازه یه سطل آب هم خاصیت ندارند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;هیچ فکرشو کردید اگر اعراب هم مانند مردم ایران بپا خیزند و حکومتهای بی کفایت خودشون رو سرنگون کنند و فریاد برائت از آمریکا و اسرائیل سر دهند و مانند شیعیان لبنان بجنگند و سرزمینشونو پس بگیرند چی میشه ؟اونوقته که دیگه نه اسرائیلی میمونه و نه آمریکا جرات تهدید و حمله رو به خودش میده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;عملكرد رژيم مصر نشان مي دهد حسني مبارك همان فرعون است و باتوجه به اينكه قرآن كريم درباره فرعون مي فرمايد : « انه كان من المفسدين » تنها راه اينست كه اين فرد مفسد و اين رژيم مفسد و رژيم هاي مشابه عرب ريشه كن شوند تا راه براي ريشه كن شدن غده سرطاني اسرائيل از قلب جهان اسلام هموار گردد پس ای برادران عرب با الگو برداری از قیام حسین ابن علی علیه السلام که فرمود:من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز ذلت نمی دانم،بپا خیزید و بلاد اسلامی را از لوث وجود یزیدیان زمان پاک سازید.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ختم سخنم با حدیثی از رسول مکرم اسلام: به نام خدا و در راه خدا جهاد کنيد و با دشمنان خدا وارد جنگ شوید از سستی وتفرقه بپرهیزید که عزتتان را  از بین میبرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;خدایا مردم مظلوم غزه را از محاصره صهیونیستهای غاصب و اعراب منافق نجات بده.آمین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Jan 2009 16:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علما و روشنفکران اهل سنت شیعه می شوند. </title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=PostBody dir=rtl align=right&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;تعدادى ازعلما و نخبه گان اهل سنت توانستند زنجیرهاى خود را شکسته واز موانع خفقان تـبـلـیـغـاتـى عـبور کنند و در میان آن همه هیاهو های پوچ فریاد رسای پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله را بشنوند که در روزهای آخر عمر بابرکتش به امت خود چنین وصیت کرد:که ای مردم بزودی از میان شما میروم و دو چیز گرانبها در میان شما به جای می گذارم یکی کتاب خدا(ثقل اکبر) و دیگری اهل بیتم(ثقل اصغر) مادام که به آندو تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید بود.آنان نیز با عمل به وصیت پیامبر و تمسک به ثقلین از گمراهی نجات یافته و فریاد هدایت شدم سر دادند و خود را برای همیشه پیرو و مبلغ مکتب اهل بیت (ع ) اعلام کردند. ایـن جـریـان مبارک شـامـل هزاران روشنفکر و نویسنده قدیم ومعاصرمى شود، که روز به روز نیز بر تعدادشان افزوده می گردد و در اینجا مجال ذکر اسامى همه آنها نیست و تنها به چند نمونه از میان آنان اکتفا مى کنیم :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱-علامه شیخ محمّد مرعی, امین انطاکی:&lt;/FONT&gt; فارغ التحصیل جامع الازهر که در حلب مقام قاضى القضاة را بـه عـهـده داشته است .او داراى موقعیت علمى واجتماعى بوده , که خداوند متعال او را به پیروى ازمـکـتـب اهـل بیت (ع ) هدایت نمود . کتابى دارد به نام لماذا اخترت مذهب الشیعه که چاپ ومنتشر شده است به همراه او هزاران نفراز اهالى حلب نیز شیعه شدند.او در عوامل و اسبابی که منجر به تمسک به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ شد می گوید: اولاً: مشاهده کردم که علم به مذهب شیعه مجزی است و ذمة مکلف را به طور قطع بری می کند. بسیاری از علمای اهل سنت ـ از گذشته و حال ـ نیز به صحت آن فتوا داده اند ... ثانیاً: با دلایل قوی, برهان های قطع آور و حجت های واضع , که مثل خورشید درخشان در وسط روز است, ثابت شد حقانیت مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و این که آن مذهب همان مذهبی است که شیعه آن را از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اخذ کرده واهل بیت نیز از رسول خدا و او از جبرائیل و او از خداوند جلیل اخذ کرده است ... ثالثاً: وحی در خانة آنان نازل شد و اهل خانه از دیگران بهتر می دانند که در خانه چیست. لذا بر عاقل مدبّر است که دلیل هایی که از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رسیده رها نکرده, و نظر بیگانگان را دنبال نکنند. رابعاً: آیات فراوانی در قرآن کریم وارد شده که دعوت به ولایت و مرجعیت دینی آنان نموده است. خامساً: روایات فراوانی از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده که ما را به تعبد به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دعوت می کند, که بسیاری از آنها را در کتاب الشیعه و حججهم فی التشیع آورده ام. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;2. علامه شیخ احمد امین انطاکی:&lt;/FONT&gt; او برادر شیخ محمد امین است که بعد از مطالعة کتاب المراجعات سید شرف الدین عاملی و تدبر و تفکّر در مطالب آن, از مذهب خود عدول کرده, مذهب تشیع را انتخاب نموده است. او نیز در مقدمة کتابش فی طریقی إلی التشیع می گوید: « سبب تشیع من گفتاری است از پیامبر اکرم که تمام مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است, هر کسی بر آن سوار شد نجات یافت هر کسی از آن سرپیچی کرد غرق شد». ملاحظه کردم که اگر از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پیروی کرده و احکام دینم را از آنان اخذ کنم بدون شک نجات یافته ام. اگر آنان را رها کرده و احکام دین خود را از غیر آنان اخذ نمایم, از گمراهان خواهم بود ... ». و نیز می فرماید: « با تمسک به مذهب جعفری ضمیر و درونم آرامش یافت. مذهبی که در حقیقت مذهب آل بیت نبوت ـ علیهم السّلام ـ است, که درود و سلام خدا تا روز قیامت بر آنان باد. به عقیده ام از عذاب خداوند متعال با پذیرفتن ولایت آل رسول نجات یافته ام زیرا نجات جز با ولایت آنان نیست . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;3. دکتر محمد تیجانی سماوی:&lt;/FONT&gt; او در تونس متولد شد. و بعد از گذر از ایام طفولیت به کشورهای غربی مسافرت نمود تا بتواند از شخصیتهای مختلف علمی بهره مند شود. در مصر علمای الازهر از او دخواست کردند که در آنجا بماند و طلاب الأزهر را از علم فراوان خود بهره مند سازد ولی قبول نکرد و در عوض سفری که به عراق داشت با مباحثات فراوان با علمای شیعة امامیة مذهب تشیع را انتخاب نمود و الآن در دنیا از مروجین تشیع شناخته می شود و کتابهایی را نیز در دفاع از این مذهب تألیف نموده است. او در بخشی از کتابش می گوید:« شیعه ثابت قدم بوده و صبر کرده و به حقّ تمسک کرده است ... و من از هر عالمی تقاضا دارم که با علمای شیعه مجالست کرده و با آنان بحث نماید: که به طور قطع از نزد آنان بیرون نمی آید جز آن که به مذهب آنان که همان تشیع است بصیرت خواهد یافت ... آری من جایگزینی برای مذهب سابق خود یافتم و سپاس خداوند را که مرا بر این امر هدایت نمود و اگر هدایت و عنایت او نبود, هرگز بر این امر هدایت نمی یافتم. ستایش و سپاس خدایی را سزاست که مرا بر فرقة ناجیه راهنمایی کرد؛ فرقه ای که مدتها با زحمت فراوان در پی آن بودم. هیچ شک ندارم هر کس به ولای علی و اهل بیتش تمسک کند به ریسمان محکمی چنگ زده که گسستنی نیست. روایات پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این مورد بسیار است, روایاتی که مورد اجماع مسلمین است. عقل نیز به تنهایی بهترین راهنما برای طالب حق است ... آری, جایگزین را یافتم, و در اعتقاد به امیر المؤمنین و سید الوصیین امام علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ, به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ اقتدا کردم و نیز در اعتقاد به دو سیّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از این امّت امام ابو محمّد حسن زکّی و امام ابو عبدالله حسین , و پاره تن مصطفی خلاصة نبوت, مادر امامان و معدت رسالت و کسی که خداوند عزیز به غضب او غضبناک می شود, بهترین زنان, فاطمة زهراء. به جای امام مالک, با استاد تمام امامان امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ و نه نفر از امام معصوم از ذریة حسین و امامان معصوم را برگزیدم .. ». او بعد از ذکر حدیث « باب مدینه العلم » می گوید: « چرا در امور دین و دنیای خود از علی ـ علیه السّلام ـ تقلید نمی کنید, اگر معتقدید که او باب مدینة علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است؟ چرا باب علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را عمداً ترک کرده و به تقلید از ابو حنیفه و مالک شافعی و احمد بن حنبل ابن تیمیه پرداخته اید, کسانی که هرگز در علم, عمل, فضل و شرف به او نمی رسند؟ آن گاه خطاب به اهل سنت نموده می گوید:« ای اهل و عشیرة من! شما را به بحث و کوشش از حقّ و رها کردن تعصّب دعوت می کنم، ما قربانیان بنی امیه و بنی عباسیم، ما قربانیان تاریخ سیاهیم. قربانی ها ی جمود و تحجر فکری هستیم که گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند. او کتاب هایی در دفاع از تشیع نوشته که برخی از آنها عبارت از: ثم اهتدیت, لأکون مع الصادقین, فاسألوا أهل الذکر, الشیعه هم أهل السنة, اتقوا الله و یا قومنا أجیبوا داعی الله, که زیر چاپ است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۴- شـیخ سلیم بشرى :&lt;/FONT&gt;از علماى اهل سنت وجماعت بوده ودوبار ریاست جامع شریف الازهر را بـه عـهـده گـرفـتـه اسـت , میان اووعبدالحسین شرف الدین که از علماى شیعه است مناظراتى مـتـعـدددر گـرفت که در کتابى به نام المراجعات جمع آورى شده واین مناظرات فقهى سبب تشیع شیخ سلیم بشرى گشت . او در اولین مناظره اعلام کرد که متعصب نبوده ومى گوید: من تنها جوینده یک گمشده وخواهان یک حقیقت مى باشم , پس اگر حق آشکار شد,مسلما پیروى از حق سزاواتر است , واگر نشد من مانند گوینده این بیتم : نحن بما عندنا وانت بما عندک راض والراى مختلف (هر یک از ما وشما به آنچه دارد راضى است , هر چند که آراءمختلف باشد). ایـن مناظرات بیانگر دانش , بزرگوارى , اخلاق وحقیقت جویى دوطرف بوده ودر پایان مناظرات شیخ سلیم بشرى اعلام مى دارد: پـوشـیـده هـا نـمـایان , حقیقت از مخفى گاه خود ظاهر وروشنایى صبح براى هر بینائى پدیدار گـشـت , خدا را شکر مى کنم که ما را به دین خود هدایت وتوفیق عمل در راه خود را به ما عنایت نمودوصلوات وسلام خدا بر پیامبر وآل او باد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;5. استاد معتصم سید احمد سودانی:&lt;/FONT&gt; او نیز از جمله کسانی است که با مطالعات فراوان پی به حقانیت تشیع برده, مذهب اهل سنت را رها کرده تشیع را انتخاب می کند. او از جمله کسانی است که بدون خوف و ترس از کسی , به طور علنی اعتراف به تشیع نموده و مردم را نیز درمصر به آن مذهب دعوت می نماید. در بخشی از کتاب خود الخدعة, رحلتی من السنة الی الشیعة می نویسد:« در مدتی که سنی بودم, مردم را به عقل گرایی دعوت کرده و شعار عقل را سر دادم, ولی در میان قوم خود جایگاهی نیافتم و از هرطرفی تهمت ها و شایعات علیه خود شنیدم ... و من به خوبی می دانستم که کوتاه آمدن از عقل یعنی ذوب شدن در پیشینیان و در نتیجه انسان بدون هیچ شخصیتی خواهد بود که واقع را بر او روشن کند... من هرگز چیزی را بدون تحقیبق و دقت نظر نمی گویم... عقل گرایی من عامل اساسی و تمایلم به سوی تشیع و خط اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و اختیار مذهب آنان بود...» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;6. استاد عبد المنعم حسن سودانی:&lt;/FONT&gt; او با مطالعات فراوان در تاریخ و حدیث, به حقانیت مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پی برده و با رها کردن مذهب خود, تشیع را انتخاب می کند. او در توصیف و وجه نام گذاری کتابش, بنور فاطمه اهتدیت می گوید:« هر انسانی در اندرون خود نوری را احساس می کند که راهنمای به حق است, ولی هواهای نفسانی و پیروی ازگمان بر آن نور پرده می اندازد, لذا انسان نیازمند تذکر و بیداری است و فاطمه ـ علیها السّلام ـ اصل آن نور است. من آن نور را دائماً در وجود خود احساس می کنم...» او نیز دربارة نظریة عدالت صحابه می گوید: « عدالت صحابه نظریه ای است که اهل سنت در مقابل عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ جعل نمودند, و چقدر بین این دو فرق است. عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ حقیقتی است قرآنی و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز بر آن تأکید دارد و در واقع نیز تحقق پیدا کرده است. اما نظریة عدالت صحابه, مخالف قرآن کریم است. همان گونه که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز تصریح به خلاف آن نموده است, بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز تصریح بر خلاف آن نموده است, بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و نیز بعد از آن ایجاد کردند, اقرار نمودند.» و نیز می فرماید: « من در وجود خود چیزی می یابم و احساس می کنم, که نمی توانم توصیفش کنم. ولی نهایت تعبیری که می توانم از آن داشته باشم این که: هر روز احساس می کنم که به جهت تمسک به ولای اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در خود قرب بیشتری به خداوند متعال پیدا کرده ام, و هر چه در کلمات آنان بیشتر تدبر می کنم معرفت و یقینم به دین بیشتر می شود. معتقدم اگر تشیع نبود, از اسلام خبری نبود. و هر گاه در صدد تطبیق و پیاده کردن تعلیمات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در خود بر می آیم, لذت ایمان و لطافت یقین را در خود احساس می کنم.و هنگامی که دعاهای مبارکی را که از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رسیده و در هیچ مذهبی یافت نمی شود, قرائت می کنم, شیرینی مناجات پروردگار را می چشم...» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۷. وکیل مشهور مصری, دمرداش عقالی:&lt;/FONT&gt; او از شخصیت های مشهور و بارز مصری است که در شغل وکالت مدت هاست فعالیت می کند. هنگام تحقیق در یک مسئله فقهی و مقایسة آرا در آن مسئله , فقه و استنباط های شیعة امامیه را از دیگر مذاهب فقهی قوی تر می یابد و همین مسئله نور تشیع را در دلش روشن می گرداند, تا این که حادثه ای عجیب سر نوشت او را به کلی عوض کرده و او را مفتخر به ورود در مذهب تشیع می نماید و آن , این بود که: وقتی گروهی از حجّاج ایرانی همراه با حدود بیش از بیست کارتن کتاب اعتقادی وارد عربستان می شوند. تمام کتاب ها از طرف حکومت مصادره می شود. سفیر ایران در زمان شاه, موضوع را با ملک فیصل در میان می گذارد . او نیز به وزارت کشور عربستان می نویسد تا به موضع رسیدگی کنند. وزیر کشور دستور می دهد که تمام کتا بها را بررسی کرده, اگر مشکلی ندارد آن را به صاحبش برگردانند. در آن زمان « دمرداش عقالی » در حجاز به سر می برد, از او خواستند که این کتاب ها را بررسی کند و در نهایت رأی و نظر قانونی خود را بدهد.او با مطالعه این کتاب ها به حقانیّت تشیع پی می برد و از همان موقع قدم در راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ می گذارد...» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۸-علامه دکتر محمد حسن شحّاته:&lt;/FONT&gt; او نیز که استاد سابق دانشگاه الازهر است پس از مطالعات فراوان در رابطة با شیعة امامیة پی به حقانیت این فرقه برده و در سفری که به ایران داشت در سخنرانی خود برای مردم اهواز می گوید: « عشق به امام حسین ـ علیه السّلام ـ سبب شد که از تمامی موقعیت هایی که داشتم دست بردارم.» و در قسمتی دیگر ازسخنانش می گوید: « اگر از من سؤال کنند: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را در شرق یا غرب می توان یافت؟ من جواب می دهم که امام را می توان در درون قلب من دید و خداوند توفیق تشرف به ساحت امام حسین ـ علیه السّلام ـ را به من داده است.» وی در ادامه می گوید: « 50 سال است که شیفتة امام علی ـ علیه السّلام ـ شده ام و سالهاست که هاله ای از طواف پیرامون ولایت امام علی ـ علیه السّلام ـ در خود می بینم.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;9. عالم فلسطینی شیخ محمد عبد العال:&lt;/FONT&gt; او کسی است که بعد از مدت ها تحقیق در مذهب تشیع, پی به حقانیّت آن برده, و به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اقتدا نموده است. در مصاحبه ای می گوید: « ... از مهم ترین کتاب هایی که قرائت کردم کتاب المراجعات بود, که چیزی بر ایمان من نیفزود و تنها بر معلوماتم اضافه شد. تنها حادثه ای که مطلب را نهایی کرده و مرا راه ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رهنمود ساخت . این بود که: روزی در پیاده رو, رو به روی مغازة یکی از اقوامم نشسته بودم, مغازه ای کوچک بود. شنیدیم که آن شخص به یک نفر از نوه های خود امر می کند که به جای او در مغازه بنشیند, تا نماز عصر را به جای آورد. من به فکر فرو رفتم, که چگونه یک نفر مغازه خود را رها نمی کند تا به نماز بایستد, مگر آن کسی را به جای خود قرار دهد که بتواند حافظ اموالش باشد, حال چگونه ممکن است که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ یک امتی را بدون امام و جانشین رها کند!! به خدا سوگند که هرگز چنین نخواهد بود... هنگامی که از او سؤال شد که آیا الآن که در شهر غربت لبنان به سر می بری احساس وحشت و تنهایی نمی کنی؟ او در جواب می گوید: « به رغم این که عوارض و لوازم تنهایی زیاد و شکننده است, ولی در من هیچ اثری نگذاشته و هرگز آنها را احساس نمی کنم؛ زیرا در قلبم کلام امیر المؤمنین را حفظ کرده ام که فرمود: « ای مردم هیچ گاه از راه حق به جهت کمی اهلش وحشت نکنید.» او نیز می گوید:«مردم به خودی خود به دین اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ روی خواهند آورد, زیرا دین فطرت است,ولی چه کنیم که این دین در زیر چکمه های حکومت ها قرار گرفته است.» و نیز در پاسخ این سؤال که آیا ولایت احتیاج به بیّنه و دلیل دارد می گوید:« ما معتقدیم که هر چیزی احتیاج به دلیل دارد مگر ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ , که دلیل محتاج به آن است...» و نیز می گوید: « هر کسی که دور کعبه طواف می کند ـ دانسته یا ندانسته, جبری باشد یا اختیاری یا امر بین الامری ـ در حقیقت به دور ولایت طواف می کند, زیرا کعبه مظهر است و مولود آن , جوهر, و هر کسی که برگرد مظهر طواف می کند در حقیقت به دور جوهر طواف می کند. » &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;10. مجاهد و رهبر فلسطینی محمد شحّاده:&lt;/FONT&gt; او کسی است که هنگام گذراندن محکومیّت خود در زندان های اسرائیل با بحث های فراوانی که با شیعیان لبنانی در بند زندان های اسرائیل داشت پی به حقانیت شیعه برد و با انتخاب تشیع و مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ از دعوت کنندگان صریح و علنی مردم فلسطین به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است. اینک قسمت هایی از مصاحبه ای را که با او انجام گرفته نقل می نماییم:« بازگشت فلسطین به محمد و علی است.» « من آزاد مردان عالم را به اقتدا و پیروی از امام و پیشوای آزاد مردان حسین ـ علیه السّلام ـ دعوت می کنم.» و نیز می فرماید:« من هم دردی فراوانی با مظلومیت اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دارم و احساسم این است که علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ حقاً مظلوم بود و این احساس به مظلومیت آن حضرت ـ علیه السّلام ـ در من عمیق تر و ریشه دار تر شده , هر گاه که ظلم اشغالگری در فلسطین بیشتر شود. جهل من به تشیع عامل این بود که در گذشته در تسنّن باقی بمانم. و امیدوارم که من آخرین کسی نباشم که می گویم: « ثم اهتدیت»؛ آنگاه هدایت شدم. « رجوع من به تشیع هیچ ربطی به مسئله سیاسی ندارد که ما را احاطه کرده است. من همانند بقیة مسلمانان افتخار ها و پیروزی هایی را که مقاومت در جنوب لبنان پدید آورد در خود احساس می کنم, که در درجة اول آن را « حزب الله» پدید آورد. ولی این بدان معنا نیست که عامل اساسی در ورود من در تشیع مسائل سیاسی بوده است, بلکه در برگرفتن عقیدة اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ از حانب من, در نتیجه پذیرش باطنی من بوده و تحت تأثیر هیچ چیز دیگری نبوده است. راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ راه حق است که من به آن تمسک کرده ام». « تشیع من عقیدتی است نه سیاسی». « زود است که در نشر مذهب امامی در فلسطین بکوشم و از خداوند می خواهم که مرا در این امر کمک نماید». « امام قائم آل بیت نبوت ـ علیه السّلام ـ برای ما برکت ها و فیض های دارد که موجب تحرک مردم فلسطین است. و در ما جنب و جوشی دائمی ایجاد کرده, که نصرت و پیروزی را در مقابل خود مشاهده می کنیم و فرج او را نزدیک می بینیم ان شاء الله و من با او از راه باطن ارتباط دارم و با او نجوا می کنم و از او می خواهم که ما را در این موقعیت حساس مورد توجه خود قرار دهد». « آزاد مردان عالم خصوصاً مسلمانان با اختلاف مذاهب را نصیحت می کنم که قیام حسین ـ علیه السّلام ـ و نهضت او بر ضد ظلم را سرمشق خود قرار داده و هزگز سکوت بر ظلمی را که آمریکا, شیطان بزرگ و اسرائیل آن غدة سرطانی که در کشورهای اسلامی رشد کرده, رو اندازد». من در کنفرانس ها و جلساتی که در فلسطین تشکیل می شود و مرا برای سخنرانی دعوت می کنند، در حضور هزاران نفر, تمام کلمات و سخنان خود را بر محور مواقف و سیرة اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار می دهم که این سخنان سهم به سزایی در تغییر وضع موجود در جامعة فلسطین رابطه با اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ داشته, و این روش را ادامه می دهم تا این که مردم قدر آنان را بدانند و با اقتدا به آنان به اذن مشیت خداوند به پیروزی برسند...». زود است که با مشیّت خداوند با گروهی از برادران مؤمنم مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را در فلسطین منتشر خواهیم کرد تا این که زمینه ساز ظهور مهدی آل محمد عجل الله تعالی و فرجه الشریف گردد.» هنگامی که رئیس علمای ازهر مصر به طور صریح به جهت نشر تشیع و دفاع از آن, او را مورد هجوم قرار داد, در جواب فرمود:« من تنها ( این را ) می گویم: بار خدایا قوم مرا هدایت کن, که آنان نمی دانند ... » سپس می گوید: « شیخ الازهر مصر به او گفت: جهل و نادانی تو نسبت به مذهب شیعه باعث شد که وارد تشیع شوی ولی من تنها بر این نکته تأکید می کنم که در حقیقت این جهل به تشیع بود که مرا در مذهب تسنّن تا به حال باقی گذارد, تا الآن که به حقانیّت آن اعتراف می کنم.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;11. طبیب فلسطینی اسعد وحید قاسم:&lt;/FONT&gt; او نیز بعد از مطالعات بسیار در رابطة با شیعه, تشیع را انتخاب نمود و از راه های مختلف در صدد اثبات حقانیت و نشر تشیع بر آمد و در این راه سعی و کوشش فراوان نمود. در مصاحبه ای که با او انجام گرفته می گوید:« به عقیدة من تشیع همان اسلام است و اسلام نیز همان تشیع.»او نیز تألیفاتی در دفاع از مذهب تشیع دارد که از آن جمله می توان به ازمة الخلافة و الامامة و آثارها المعاصرة اشاره کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۲-نـویـسـنـده اهـل سـوریـه سـیـد یـاسـیـن مـعـیوف البدرى :&lt;/FONT&gt; که کتابى به نام یا لیت قومى یعلمون (ایکاش قوم من می دانستند)منتشر نموده است .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۳-مـحـدث جـلیل القدر ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش :&lt;/FONT&gt;معروف به عیاشى , او قبل از شیعه شـدن , از بـزرگـان عـلـمـاى اهـل سـنـت بوده , واکنون از بزرگان علماى شیعه امامیه است , او تفسیرى ماثور به نام تفسیر عیاشى دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۴-. نویسنده معاصر, صائب عبد الحمید:&lt;/FONT&gt; و شخصی عراقی است که با سفر به ایران و تحقیقات فراوان, با عنایات خداوند مذهب اهل سنت را رها و تشیع را انتخاب نموده است. او در بخشی از کتاب خود می نویسد: « من اعتراف می کنم بر نفس خود که اگر رحمت پرور دگار و توفیقات او مرا شامل نمی شد, به طور حتم نفس معاندم مرا به زمین میزد. این امر نزدیک بود وحتی یک بار نیز اتفاق افتاد. ولی خداوند مرا کمک نمود. با اطمینان خاطر به هوش آمدم در حالی که خود را در وسط کشتی نجات می یافتم , مشغول به آشامیدن آب گوارا شدم و الآن با تو از سایه های بهاری آن گلها سخن می گویم. بعد از اطلاع دوستانم از این وضع همگی مرا رها نموده به من جفا کردند. یکی از آنان که از همه داناتر بود به من گفت: آیا می دانی که چه کردی؟ گفتم: آری, تمسک کردم به مذهب امام جعفر صادق , فرزند محمد باقر, فرزند زین العابدین, فرزند سید جوانان بهشت, فرزند سید وصیین و سیدة زنان عالمیان و فرزند سید مرسلین. او گفت: چرا این گونه ما را رها کردی, و می دانی که مردم در حقّ ما حرف ها می زنند؟ گفتم: من آن چه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرموده می گویم. گفت چه می گویی: گفتم: سخن رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را می گویم که فرمود: من در میان شما چیزهایی قرار می دهم که با تمسک به آنها بعد از من گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم , اهل بیتم» گفتار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حق اهل بیتش که فرمود: « اهل بیتم کشتی های نجات اند, که هر کس بر آن ها سوار شود, نجات یابد.» صائب عبد الحمید کتاب هایی را نیز در دفاع از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و تشیع نوشته که برخی از آنها عبارتند از: منهج فی الانتماء المذهبی و ابن تیمیه, حیاته, عقائده و تاریخ الاسلام الثقافی و السیاسی. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۵-شیخ محمود ابوریه :&lt;/FONT&gt; دانشمند ونویسنده مصرى , که داراى کتابهاونوآورى هاى فراوانى است , از جمله : اضواء على السنة المحمدیه وکتاب ابوهریره شیخ المضیره &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۶-احمد حسین یعقوب :&lt;/FONT&gt;با خواندن ماجرای کربلا اشک از چشمان احمد حسین جاری شد و انقلابی عاطفی در وی پدید آمد و این آغازی بود برای کنکاش فکری و مطالعات عمیق و دقیق کتاب ها وی منابع گوناگون را یکی پس از دیگری مو شکافانه قرائت،بررسی و تحلیل نمود و پس از طی سیر و سلوک فکری خویش و دریافت حقیقت با خدای خویش پیمان بست که تا آخرین لحظات حیات خود جایگاه اهل بیت علیهم السلام را پاس داشته و دیگران را به حقیقتی که او بدان دست یافته بود رهنمون باشد و به راستی تا پایان عمر بر این پیمان وفادار باقی ماند.اوکتابهاى النظام الـسـیـاسـى فـی الاسـلام , نـظـریه عدالة الصحابه و الخط السیاسیه لتوحید الامة الاسلامیه را به نگارش در آورده است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۷-سید ادریس حسینى از مغرب عربى :&lt;/FONT&gt; استاد ادریس الحسینى، در کتاب خود «لقد شیعنى الحسین (بى شک حسین مرا شیعه گردانید)» مى‏گوید: یک روز، یکى از نزدیکانم از من پرسید: چه باعث شد که تشیع را انتخاب کنى؟ گفتم: آن کس، جدم حسین‏علیه‏السلام بود و ضایعه ناگوار شهادتش در روز عاشورا. گفت: چگونه؟ گفتم: هر گاه به یاد صحنه‏هاى دردناک آن روز مى‏افتم، نمى‏توانم آن اعمال فجیع را نتیجه اندیشه‏هاى سالم و هدایت یافته بدانم و خون‏هاى پاک اهل‏بیت‏علیه‏السلام را که بر ریگ‏هاى بیابان کربلا روان گردید، همچون جریان آب‏هاى معمولى بپندارم. آن خون، خون بهترین و شریف‏ترین کسى بود که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله بارها درباره‏اش به مردم سفارش کرده بود...و چنین کسى نمى‏توانست بر باطل باشد و کشندگان او بر حق.استاد مولف کتابهای لقد شیعنی الحسین,الخلافه المغتصبه و هکذا عرفت الشیعه می باشند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۸- سـعید ایوب :&lt;/FONT&gt;داراى کتاب عقیدة المسیح الدجال , او در اول کتابش مى گوید: خود را هنگام تحقیق دیدم , که چگونه سعى مى کنم حقایق را از زیر آوار بیرون آورده , تا حقیقت در برابر چشم ها وعـقـل ها آشکار گردد . این آوار توسط اساتید حقپوش , در طول تاریخ انسانیت بوجود آمده است ! هـنـگـامى که تبر را به دست گرفته تا دریچه هاى گمراهى را از میان بردارم , وسایل کافى براى انجام این کار در اختیار داشتم او کتاب معالم الفتن را در دو جلدنوشته است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۱۹-نویسنده مصرى صالح الوردانى :&lt;/FONT&gt; داراى کتابهاى : الخدعه رحلتى من السنة الى الشیعه حرکة اهـل الـبـیـت (ع ) الـشیعة فی مصرعقائد السنة وعقائد الشیعه التقارب والتباعد السیف والسیاسة واهل السنة شعب اللّه المختار دفاع عن الرسول &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۰- شـیـخ عـبـداللّه نـاصـر از کنیا :&lt;/FONT&gt;او شیعه شد پس از آنکه از بزرگان شیوخ وهابیت بود, ایشان چـنـدیـن کـتـاب در ایـن زمینه نوشته است مانند: الشیعة والقرآن , الشیعة والحدیث , الشیعة والصحابه , الشیعة والتقیه والشیعة والامامة . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۱- محمد عبدالحفیظ نویسنده مصرى:&lt;/FONT&gt;مولف کتاب لماذا اناجعفرى &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۲-دانـشمند, سخنور ومرد بحث ومناظره جناب سید على بدرى :&lt;/FONT&gt;او پس از شیعه شدن , خدمت بزرگى در نشر مذهب اهل بیت (ع )نموده است , او به دور جهان گشته ومناظره هاى متعددى بر پـاکـرده اسـت , وبـه دنبال آن کتاب بزرگى تحت عنوان احسن المواهب فی حقائق المذاهب را نوشته که بزودى به چاپ مى رسد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۳-دکتر عصام العماد:&lt;/FONT&gt;شیعه شدنش را هدیه‌ی آسمانی برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصیل بودم و با خود در این اندیشه بودم که پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علی و امام حسین (ع) و دیگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌ای موج می‌زند و کهنه نشده است و از طرف دیگر نقدهای شدید نسبت به امام علی (ع) و امام حسین(ع) را در مجالس علمی عربستان مشاهده می‌کردم و می‌دیدم ظلم‌های یزد و معاویه توجیه می‌شود ولی به راحتی امامان شیعه نقد می‌شوند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۴-عبدالمجیدمحمد فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر&lt;/FONT&gt;.او در مورد علت شیعه شدنش می گوید:دلایل متعددى وجود دارد و فردى که به دنبال حقیقت است، باید کتاب‏هاى اصیل تاریخى از قبیل تاریخ طبرى، الکامل ابن اثیر، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید و محمد عبدُه و... را که به وسیله بزرگان اهل تسنن نوشته شده است، مطالعه کند. علاوه بر این یک دلیل بسیار ساده وجود دارد و آن این است که در زبان عربى مى‏گویند: «اهل البیت أدرى بما فى البیت؛ اهل خانه به آن چه در خانه است آگاه‏ترند.» چنان که صاحب خانه بهتر مى‏داند وسایل و ظروف خانه در کجا قرار دارد؛ اهل بیت نبوت«ع» هم به مسائل و احکام دین آگاه‏ترند؛ البته علماى دیگر هم مسائلى را مى‏دانند؛ ولى همانند اهل بیت«ع» آگاهى ندارند. دلایل بسیارى دارد که در این مجال کوتاه نمى‏گنجد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۵-محمد سعید دحدوح:&lt;/FONT&gt; از دانشمندان و امام جمعه و جماعت اهل سنت‏حلب بود و پس از خواندن الغدیر با پدرش محمد بشیر و فرزندانشان و به گفته خودش بزرگان شهرستان حلب علنا شیعه شده و از مروجین مذهب شیعه جعفری شدند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۶-شیخ محمد شریف زاهدی:&lt;/FONT&gt;ایشان از علما و ائمه جمعه اهل سنت از بلوچستان ایران بودند که بعد از تحقیق به مذهب اهل بیت(ع) تشرف یافتند.تشرف از زبان خود ایشان پخش از شبکه جهانی سلام بسیار جالبه توصیه میکنم حتما گوش کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۷-هاشم قطیط:&lt;/FONT&gt;از شیعه شدگان سوری می باشد او پنج جلد کتاب با عنوان المتحولون شرح حال ره یافتگان را تألیف نموده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۸-دکتر احمد راسم النفیس:&lt;/FONT&gt;عالم سنی اهل کشور مصر بوده که به مذهب تشیع گرویده است.ایشان نویسنده‏اى پر کار و پر تلاش در موضوعات فرهنگى و مباحث دینى است و مجله‏اى بنام «النداء» را منتشر مى‏کند. عناوین برخى رسالات و کتب ایشان به قرار زیر است:۱.الطریق الى مذهب اهل‏البیت علیهم السلام 2. على خطى الحسین علیه السلام 3. التحکیم، دراسة فى الفقه التاریخى للامة الاسلامیة 4. الجماعات الدینیة - محاولة استمساخ الامة الاسلامیة 5. من اسس ثقافة العنف؟ 6. شرح دعاء السحر للامام السجاد علیه السلام 7. الامام على و العدالة الاجتماعیة (المؤتمر الدولى للامام على علیه السلام طهران، مارس 2001) 8. فقه التغییر بین السید محمدباقر الصدر و السید قطب، دراسة مقارنة 9. الشهید الصدر و دینامیة الصراع الاجتماعى 10. الامام المهدى المنتظر و خصوم مرحلة الظهور. آقاى دکتر احمد راسم النفیس از نویسندگان نقاد و منتقد نشریات مصر است و با مقالات متنوع خود به پاسخ‏گویى شبهات و سؤالات مختلف درباره مذهب شیعه مى‏پردازد. یکى از آثار برجسته ایشان کتاب «نفحات من السیرة‏» است که در آن خلاصه‏اى از سیره رسول اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه اهل‏البیت علیهم السلام به نگارش درآمده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۲۹-السید حمد الوکاع:&lt;/FONT&gt; مستبصر سوری است زندگینامه و چگونگی شیعه شدنش در این سایت به زبان عربی آمده :http://www.14masom.com/mostabsiron/f136.htm &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۰-شیخ صالح احمد از علمای بزرگ نیجر:&lt;/FONT&gt;وی در خصوص گرایشش به مذهب تشیع می گوید:پس از مطالعه کتب شیعیان به این نتیجه رسیدم که اصل اسلام در مذهب تشیع نهفته است.شیخ صالح همه خانواده خود را شیعه کرده و در کشور خود نیز بیش از صد شاگرد دارد که آنها را با تشیع آشنا میکند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۱-شهید محمداسلام زومک‌زهی:&lt;/FONT&gt;وی از چهره های مردمی بلوچ در ایران و از معتمدان منطقه سراوان(روستای پشتکوه)به شمار می‌رفت، که به همین دلیل پس از تشرف وی به تشیع، نزدیک به پنجاه نفر از اهالی این روستا نیز مذهب شیعه را برگزیده بودند.تروریست‌ها در شامگاه 28 دی ماه،این چهره مردمی و مظلوم شیعه بلوچ را،هنگامی که به منزلش در روستای «پشتکوه» مراجعت می‌کرد، با شلیک ده‌ها گلوله به شهادت رساندند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۲-محمد عبدالخالق مصری&lt;/FONT&gt;:وی در مورد چگونگی شیعه شدنش میگوید:در واقع سه تا دلیل هست که اول استدلالات سنی ها برای من در سن 18 سالگی قانع کننده نبود مثلا اعتقاد دارند که همۀ اصحاب پیامبر خوب بودند و هیچ کس نمی تواند بپذیرد که 120 هزار صحابه همه دوست پیامبر بودند و این بر خلاف قرآن است زیرا قرآن می گوید که برخی از مدعیان دوستی پیامبر منافق بودند. آنها از نظر معنویت خیلی ضعیف هستند آنها یک دعا یا یک نیایش ندارند. آنها همیشه طرف دار ستمکاران در تاریخ یعنی زمان بنی امیه و بنی عباس بودند و آنها را توجیه می کنند و من با آنها موافق نبودم و اینها برای من زمینه شد که بروم تحقیق کنم تا وقتی که به مکتب اهل بیت رو آوردم که این سه مشکل را در آنجا پیدا نکردم بلکه کاملا بر عکس سنی ها بود یعنی اعتقادات آنها منطقی بود. مکتب خیلی پر معنویت است و مکتب ظلم ستیز است یعنی اهل بیت با ظلم مبارزه می کردند و فهمیدم که مکتب اهل بیت (ع) همان مکتب اسلام حقیقی است و برای من خیلی روشن شد و من و همسر و فرزندانم همه شیعه شدیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۳-شریف محمد علی حیدره:&lt;/FONT&gt; وی که هم اکنون رهبر شیعیان سنگال است در مورد تشرف به مذهب اهل بیت علیهمالسلام میگوید:پیش از این بر مذهب اهل سنّت و مالکی بوده ام.البته من زمانی که کوک بودم نیز دور از مذهب اهل بیت علیهم السلام نبودم. مثلاً دیوان امام علی علیه السلام را من قبلاً در کودکی ندیده بودم، اما وقتی که سالها بعد این کتاب را دیدم، متوجه شدم که این اشعار را از کودکی حفظ هستم. اما آشنایی من با اهل بیت علیهم السلام و مذهب شیعه با انقلاب ایران و علاقمند شدن من به امام خمینی (ره) آغاز شد. من از کوچکی تمامی انقلابات را پیگیری می کردم تا اینکه با انقلاب ایران و رهبر آن امام خمینی (ره) آشنا شدم و سبب گرایش من به مذهب اهل بیت علیهم السلام شد. همه خانواده و کسانی که به من نزدیک هستند، می دانند که من از 15 سال پیش به مذهب تشیّع گرویدم اما از طریق رسانه ها و به صورت عمومی دو الی چهار سال است که مذهب خود را علناً اعلام کرده ام. کتابهای منتشر شده ام عبارت اند از: «حقایق روشن برای زندگی پیامبر اسلام» به زبان فرانسه و عربی و کتاب دیگرم درباره عاشورا است به نام «آیا عاشورا روز جشن است یا روز اندوه» که این کتاب هم به زبان عربی و فرانسه چاپ شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۴-بانو مها از مصر:&lt;/FONT&gt;خانم «مها» فرزند «محمد» اهل استان اسماعیلیه در کشور مصر است. وی نزدیک به یک سال در اتاق پالتاک عربی حاضر می‌شد.ایشان بعد از جلسات متعدد حضور وپس از مدت‌ها حضور مستمر و جدی ـ که هر شب از اولین دقایق برنامه اتاق پالتاک تا پایان آن ادامه داشت ـ در یکی از جلسات اعلام کرد که من بعد از تتبع بسیار و شنیدن کلام شیعیان و پیگیری بحث های انجام شده،حق را با مذهب تشیع می دانم و خود را تابع این مذهب قلمداد می کنم،با اینکه قبلا هیچگونه درکی از این مذهب نداشتم.خانم مها چهل و هفت ساله و دارای شغل فرهنگی است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۵-دکتر حامد الگار:&lt;/FONT&gt; حجة الاسلام و المسلمین سید مجتبی موسوی لاری می گوید: یک مجموعه چهار جلدی اعتقادات از توحید، عدل، نبوت و امامت و معاد تألیف کرده‌ام که این کتاب در آمریکا به انگلیسی چاپ و منتشر شده است. این کتاب را دکتر «حامد الگار» ترجمه کرده است. ترجمه الگار نیز خود داستان جالبی دارد. من این کتاب را به صورت سلسله مقالات در مجله سروش چاپ و منتشر کرده بودم. پس از چاپ، تماس گرفتند که این کتاب ترجمه شود؛ چون مخاطب کتاب غربی‌ها و غیر مسلمانان بودند. از این رو، مباحث جلد اول عقلی بود و روایت و آیه‌ای آورده نشد. البته ، دوست داشتم که کتاب ترجمه شود. به حامد الگار نامه‌ای نوشتم و خواستار ترجمه کتاب شدم که ایشان نپذیرفت ، اما با وساطت یکی از دوستان، الگار گفت کتاب را بفرستم تا آن را ببیند و اگر پسندید، آن را به برخی از شاگردان خود بدهد تا ترجمه کنند. ‌کتاب را فرستادم. پس از مدتی دوست مشترکمان اعلام کرد که کتاب را پسندیده و حتی حاضر شده خودش آن را ترجمه ‌کند. ایشان سه جلد را ترجمه و در آمریکا چاپ کرد. . البته ایشان بحث امامت را ترجمه نکرد ، بدین جهت خواستم تا این بخش را مانند بقیه مجلدات ترجمه کند، ولی نپذیرفت. نامه‌ای برای ایشان نوشتم و گفتم هر شرطی دارید، می‌‌پذیرم. ایشان پذیرفت که بخش امامت را پس از دو سال دیگر ترجمه کند به شرطی که هر جا را نپسندید، ترجمه نکند .این شرط را ‌پذیرفتم . به هرحال ، حامد الگار کتاب را ترجمه کرد و برخی مطالب را نپسندیده بود، ولی خودش حذف نکرده بود ؛ کتاب را چاپ کردیم و برای ایشان فرستادیم. پس از دو سال نامه ای نوشت که مژده دهم من چند بار ترجمه خود را خواندم و هر بار که آن را خواندم، به مذهب شیعه نزدیک و از اهل سنت دورتر ‌شدم. به کتاب‌های اهل سنت در این زمنیه نیز رجوع کردم و هرچه آن کتاب‌ها را می‌خواندم از اهل سنت دورتر شدم و از ماه رمضان تغییر مذهب داده و شیعه شده ام ، و نوشته بود که این نامه را جایی منتشر نکنید؛ چون بنا ندارم که وارد اختلافات مذهبی شوم ؛ اگر این مسایل مطرح شود به اختلافات دامن زده می شود. به هرحال ، مذهب ایشان در آمریکا برملا شد و افرادی فهمیدند که وی به مذهب تشیع روی آورده و همه او را به عنوان شیعه ‌شناختند. به دنبال ایشان عده ای از دانشجویان و استادان دانشگاه نیز شیعه شدند. وی سپس در نامه ای نوشت که هفته‌ای نمی‌گذرد جز این که از ایالات متحده آمریکا به من خبر می‌دهند عده‌ای از روشنفکران با مطالعه کتاب به مذهب تشیع علاقه‌مند شده و بدان ‌گرویده اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;36-&quot;حبیب علی الجفری&quot;&lt;/FONT&gt; ،عالم و مبلغ بزرگ سنی مذهب: وی در مصاحبه با شبکه ماهواره ای &quot;اقراء&quot;، با اعلام تشرف خود به مذهب اهل بیت (ع) تاکید کرد: من پس از تحقیقات گسترده بین فقه مذاهب مختلف اسلامی و مقارنه بین آنها مذهب تشیع را برگزیدم الجفری افزود: من سه سال در بین مذاهب مختلف جستجو کردم تا بهترین را انتخاب کنم ودر نهایت با پرس و جو از علمای شیعه و خصوصا آیت‌الله سیستانی مرجع عالیقدر شیعه، به حقانیت مذهب اهل بیت(ع) ایمان آوردم.و به صحت این مذهب نسبت به سایر مذاهب پی بردم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۷-مروان خلیفات&lt;/FONT&gt; ازاردن نویسنده کتاب ( و سوار بر کشتى شدم. )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۸-محمد على متوکل&lt;/FONT&gt; از سودان نویسنده کتاب ( با تواضع وارد تشیّع شدم. ) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۳۹-سیّد حسین رجا&lt;/FONT&gt; از سوریه ( دفاع از وحى شریعت ضمن دایره سنّى وشیعی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;۴۰-خانم لیماءحماده&lt;/FONT&gt; از سوریه ( اخیراًروح نورانى شد. )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;و همچنین احمد اسماعیل غزالی،باسل بن خضراء، حسین الرجاء و محمد سلیم&lt;/FONT&gt; از دیگر سوری هایی هستند که شیعه شده و در راستای تبلیغ اهل بیت (ع) فعالیت دارند.یکی از ویژگیهای خوب مردم سوریه گرایش به مذهب اهل بیت (ع) می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; لازم به ذکر است که حقانیت تشیع باعث گرایش تعداد فراوان از پیروان اهل سنّت و سایر ادیان به این مذهب گردیده و انسانهای پاک نهاد و حقیقت گرا؛ پس از درک حقانیّت تشیع پیرو این مکتب پویا و مقدس می شوند.و همین عالمان که نام برده شدند با تالیفات خود میلیونها نفر را شیعه کرده اند. آن چه در این مختصر آورده شد تنها به عنوان نمونه مطرح گردید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;وحشت وهابیون از گسترش تشیع:&lt;/FONT&gt; یکی از انگیزه های تهاجم وسیع وهّابیت بر ضدّ مذهب اهل بیت (ع) ترس و وحشت آنها از گسترش فرهنگ برخواسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آنان از این مکتب نورانی مطابق با سنت راستین محمّدی (ص) می باشد که چند نمونه را در اینجا می آورم: شیخ ربیع بن محمّد ، از نویسندگان بزرگ سعودی می نویسد:آنچه که باعث فزونی شگفتی من گردید این است که برخی از برادران وهابّی وفرزندان شخصّیتهای علمی و دانشجویان مصری اخیراً به سراغ مکتب تشیّع رفته اند. شیخ محمد مغراوی از دیگر نویسندگان مشهور وهّابی میگوید: با گسترش مذهب تشیع در میان جوانهای مشرق زمین ،بیم آنرا داریم که این فرهنگ در میان جوانان مغرب زمین نیز گسترده گردد. شیخ ناصر قفاری استاد دانشگاه های مدینه مینویسد :اخیراً تعداد زیادی از اهل سنّت به طرف مذهب شیعه گرایش پیدا کرده اند و اگر کسی کتاب « المجد فی تاریخ البصرة و نجد» رامطالعه کند به وحشت می افتد که چگونه برخی از قبایل عربی به صورت کامل مذهب شیعه را پذیرفته اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;تحریف حقایق:&lt;/FONT&gt; موج گرایش به مذهب اهل بیت علیهم السلام در میان اهل سنت رو به فزونی نهاده و هر روزه تعدادی از اندیشمندان و روشنفکران اهل سنت به تشیع می پیوندند. و از آنجا که این مستبصرین در گفته ها و تالیفات خود برای اثبات حقانیت مذهب تشیع به کتب معتبر اهل سنت و احادیث معتبری که در این کتب آمده (مانند احادیثی که در در مورد ولایت حضرت علی بیان شده)استناد می کنند.این موضوع باعث نگرانی برخی از اهل سنت شده تا جائیکه در کتب معتبر تاریخی دست برده و آنها را تحریف کرده اند.! &lt;&lt;آیة الله سید محمد یثربی استاد دروس خارج حوزه علمیه قم در سی و ششمین جلسه تفسیر آیات ولایت و امامت که در کاشان و در حسینیه مرحوم آیة الله یثربی قدس سره برگزار گردید اظهار داشتند که متاسفانه دربرخی مجامع علمی اهل سنت از مدتها قبل خیانتی بزرگ آغاز شده است و در برخی از احادیث معتبرترین کتب اهل سنت از قبیل صحیح بخاری و صحیح مسلم حذف شده یا جابجائی در آنها صورت گرفته است در حالیکه بنابر اعتقاد اهل سنت این دو کتاب پس از قرآن صحیحترین کتابها محسوب می شوند. آیةالله یثربی پس از بیان اتفاق ناگوار اعلام داشتند:حاضریم درحضور علمای اهلسنت به وضوح نشان دهیم که در کدام چاپ از بخاری کدام حدیث مورد دستبرد قرار گرفته و کدام حدیث جابجا شده است.این یک خیانت بزرگ علمی است که پیروان یک مکتب در صحیحترین کتب تحریف ایجاد کنند.اگر تعصب باعث شود در معتبرترین کتب تحریف اتفاق افتد،دیگر چه اعتمادی باقی خواهد ماند؟&gt;&gt; نمونه ای از تحریف کتب معتبر تاریخی: حدیث دار در روز انذار : پیامبر اعظم(ص) با اشاره به امام علی(ع)فرمودند:&lt;&lt;ان هذا اخی و وصی و خلیفتی من بعدی،فاسمعوا له و اطیعوا این برادر من،وصی من و جانشین من بعد از من است، پس به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمائید.&gt;&gt; (منابع موثق اهل سنت : تاریخ طبری ج 2 ص 319، تاریخ ابن اثیر ج 2 ص 62، سیره حلبیه ج 1 ص 311، شواهد التنزیل حسکانی ج 1 ص 371، کنز العمال ج 15 ص 15، تاریخ ابن عساکر ج 1 ص 85، تفسیر خازن نوشته علاءالدین شافعی ج 3 ص 371، حیات محمد نوشته حسنین هیکل چاپ اول – باب « وانذر عشیرتک الاقربین» ) این حدیث از احادیث صحیح و درست است که مورخان آن را در آغاز بعثت پیامبر نقل کرده اند.اما سیاست و لجاجت،همه حقایق و رویدادها را وارونه جلوه داد و عوض کرد. محمد حسنین هیکل تمام حدیث را در کتابش (حیات محمد)و در صفحه ۱۰۴ از چاپ اول سال ۱۳۵۴ هجری قمری آورده است،اما در چاپ دوم و چاپهای بعدی این جمله &lt;&lt;وصیی و خلیفتی من بعدی&gt;&gt;حذف شده است!!همچنین از کتاب تفسیر طبری ج ۱۹ص۱۲۱این جمله را حذف کرده اند و به جای آن کلمات دیگری ازخودشان نوشته اند!!غافل از اینکه خود طبری همین روایت را در تاریخ خودش ج ۲ ص ۳۱۹ بطور کامل نقل کرده است.!!! حال پرسش ما این است که چرا عده ای بیشترین تلاششان آنست که حقیقت را بپوشانند تا واقعیات آشکار نشود؟چرا گاهی احادیث صحیح را توجیه می کنند و معانی دیگری را برایش جعل می کنند(همچنانکه معنای حدیث غدیر را تنها دوستی علی می دانند نه سرپرستی و ولایت علی!)و گاهی احادیثی را که با مذهبشان ناسازگار است،تکذیب می کنند،هر چند در صحاح و مسندهای خودشان آمده باشد. و گاهی نیمی از حدیث یا دو سومش را حذف می کنند و به جای آن جمله هایی از خود اضافه می کنند!و گاهی روایات موثق را مورد تشکیک و طعن قرار می دهند زیرا احادیثی روایت شده که با هوای نفسشان سازگار نبوده است.گاهی هم احادیثی را در چاپ اول کتاب نقل کرده اند و در چاپهای بعدی حذف می کنند و هیچ اشاره ای به انگیزه حذف و نادیده گرفتن حدیث نمی کنند، چرا و به چه منظور سخنان را تغییر می دهید؟چرا و به چه منظور احادیث را تحریف می کنید؟چرا و به چه منظور حقایق و رویدادها را وارونه نشان می دهید؟؟؟ لازم به ذکر است:مراکزی در قم مشغول بررسی و مقایسه کتب قدیم با کتب جدید اهل سنت هستند.این مراکز حتی با عکسبرداری از کتب مدارک خوبی را بر تحریف کتب جدید سقیفه گرایان ارائه می دهند. امید است با سرعت بیشتری این توطئه علمی مذهبی به گوش عموم مردم اعم از شیعه و سنی برسد تا معلوم شود که حق کجاست و حقیقت کدام است.انشاالله&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;تحریف حقایق توسط مورخین:&lt;/FONT&gt; اینک نمونه اى دیگر از تحریفات مورخین نسبت به حقایق رانقل مى کنیم , آنها چنانکه فضایل على (ع ) واهل بیت او را مخفى نگه داشته اند, هر چیزى را هم که از شان صحابه وبه خصوص خلفا بکاهد وآن را بى ارزش کند نیز مخفى کرده اند, حال این حادثه را درنظر بگیرید که هر دو جهت را دارد, هم فضایل على (ع ) را مخفى کرده وهم اعمال زشت خلفا را: مورخین و در راس آنها طبرى , نامه هایى را که میان محمد بن ابى بکر از شیعیان امیرالمؤمنین (ع ) و مـعـاویـة بـن ابـى سـفـیان رد وبدل شده است را مخفى کرده اند . زیرا در این نامه ها جانشینى امام عـلـى (ع ) اثبات و وضعیت خلفا افشا شده است , طبرى پس از نقل سند دونامه , این گونه معذرت خواسته است که در این نامه ها مسائلى است که عوام تحمل شنیدن آنها را ندارند .پس از او ابن اثیر آمده و مانند طبری عمل کرده است. سپس ابن کثیر نیز راه آنان را دنبال کرده ,اشاره اى به نامه محمد بن ابى بکر نموده ولى خود نامه را حذف کرده مى گوید: نوعى خشونت در آن است . آنچه ایـن سه مورخ ‌انجام داده اند, از قبیح ترین انواع کتمان حقائق است , که به وضوح عدم امانت علمى آنها را نشان مى دهد. منظور آنها از این که گفته اند: عموم مردم تحمل شنیدن متن نامه ها را ندارند چیست ؟ آیـا بـه خـاطـر ایـن اسـت کـه اگـر عـوام متن دو نامه را بشنوند از عقیده خود نسبت به خلفا بر مى گردند ؟ ایـنـک مـختصرى از نامه محمد بن ابى بکر به معاویه وجواب او را ازکتاب مروج الذهب مسعودى مى آوریم : .. . از مـحـمـد بـن ابى بکر به معاویة بن صخر گمراه در اینجا نام پیامبر(ص ) را برده وبر او درود فـرسـتـاده اسـت .. .واو را پـیـامـبرى بشارت دهنده وبیم دهنده معرفی کرده اولین کسى که او را اجـابـت کرد, خضوع کرد, ایمان آورد, تصدیق کرد, اسلام آورد وتسلیم شد برادرش وپسر عمویش عـلى بن ابى طالب بود, او را بر اخبارش ازغیب تصدیق کرد, بر هر دوستى ترجیح داد, در برابر هر خطرى خود را پناه او قرار داد, در جنگ هاى او جنگید ودر صلح او صلح کرد.. . او هیچ نظیر ندارد... مـن از او پـیـروى مى کنم , هر چندنمى توانم مانند او باشم , وتو را مى بینم که با او درگیر شده اى درحالى که تو همانى که هستى , واو همان است که هست . نیت اوصادق تر از نیت همه مردم است , وفرزندان او افضل از فرزندان تمام مردم وهمسر او بهتر از تمام همسران ... امـا تو ملعون وملعون زاده اى . تو و پدرت همیشه آرزوى گمراهى براى پیامبر(ص ) داشتید وبراى خـامـوشـى نـور خـدا تـلاش مـى کردید و در این راه افراد را به دور خود جمع کرده , اموال صرف نموده ,وقبایل را علیه او تحریک مى کردید, وهمین گونه پدرت مرد وتوراه او را دنبال کردى .... سـپـس یـاران وپـیروان على را شمرد وگفت : آنها حق را در پیروى ازاو مى بینند وبدبختى را در مـخـالفت با او, پس واى بر تو!چگونه خود را معادل على یا قابل قیاس با او مى دانى ؟ در حالى که اووارث ووصـى رسـول اللّه (ص ) وپـدر فـرزنـدان او اسـت , اولین کسى است که از او پیروى کرده ونـزدیـک تـریـن مردم به او بوده , بر اسراراو آگاه واز کارهاى او مطلع بوده است . اما تو دشمن او و فـرزنـد دشمن او بوده اى , پس هر چه مى توانى در دنیاى خود از باطلى که در آن هستى لذت ببر وفـرزند عاص نیز به گمراهى تو اضافه میکند,گویا اجل تو رسیده ونیرنگ تو سست شده است . پس از ایـن مـشخص خواهد شد که عاقبت به نفع کیست وبدان که تو با خداى خویش نیرنگ مى کنى , زیرا خود را از تدبیر خداوند در امان مى بینى واز رحمت الهى نا امید . پس خدا در کمین توست وتو خودرا فریب مى دهى . وسلام بر هر که پیرو هدایت باشد. نامه معاویه در جواب محمد بن ابى بکر با اختصار : از معاویة بن صخر به ملامت گر پدر خویش محمد بن ابى بکر... در نـامـه ات فرزند ابو طالب را یادکردى وسوابق دیرینه او وقرابتش به رسول اللّه (ص ) ویارى او به پیامبر در هر خوف وخطر را یاد آورشدى , پس حجتى که بر من آوردى وعیبى که در من دیدى به خـاطـرفضیلت دیگرى است نه فضیلت خودت , بنابراین خدا را شکرمى کنم که این فضایل را از تو گـرفته وبه دیگرى داده است . وما که پدرت نیز جزء ما بود فضیلت فرزند ابو طالب را مى دانستیم وحـق او را بـر خود لازم وروا مى دیدیم , تا آن که خداوند پیامبرش را به سوى خود برده , دعوت او را ظاهر وحجت او را آشکار نـمـوده واو را به سوى خود طلبید, پس پدرت وفاروقش اولین کسانى بودند که حق على را غصب کـرده وبا او مخالفت کردند, وهمه کارها بر اساس توافق وهماهنگى میان آنها بوده است . سپس آن دونفر او را براى بیعت با خود دعوت کردند واو ابا نمود واز آنهافاصله گرفت . ولى آنها آماده حمله به او شدند وخطر عظیمى رابراى او در نظر گرفتند . سپس او با آنها بیعت وکار را تسلیم آنهاکرد, ولى آنها هیچ گاه او را در کار خود شریک نکرده واسرارخویش را به او نگفتند . تا آنکه خداوند اجل آنـهـا را رسـاند . پس پدرتو بود که این راه را هموارکرد وبراى سلطنت خود پایگاه ساخت . حال اگر این سـخن ما درست است پس این پدر تو بود که آن را به ناحق گرفت وما نیز شریک او هستیم , واگر کار پدرت در آن روز نبود مابا فرزند ابو طالب مخالفت ننموده وکار را به او تسلیم مى کردیم ,ولى مـا پدرت را دیدیم که این گونه با او رفتار کرد, ما نیز مانند اوعمل کردیم , پس هر چه مى خواهى پـدرت را عـیـب جـوئى کـن ویـا ازایـن سـخـن دسـت بـردار. اکـنـون فـهـمـیدیم که چرا طبرى , ابن اثیر وابن کثیر حاضر به افشاء این نامه ها نبودند, زیرا اینها انـگیزه درگیرى واختلاف میان مسلمین برسر خلافتى که حق على بوده است را آشکار مى کنند. ایـن مـعاویه است که به حقانیت على , اعتراف مى کند وعذر او این است که خلافت او ادامه خلافت ابـوبـکـر بـوده وبـدیـن وسـیـله فرزند اومحمد بن ابى بکر را محکوم واز ادامه سخن در این باره ساکت مى کند. ...ولـى اى مـعـاویه , آسوده خاطر باش , که اگر محمد بن ابى بکرساکت نشد وتو را رسوا کرد, طبرى , ابن اثیر وابن کثیر در این باره ساکت ماندند و حقایق را پوشاندند.! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Oct 2008 18:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دنیا وهابیت را به خشونت و جنایت می‌شناسد.</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>به گزارش شیعه نیوز ، ایشان در این دیدار، با بیان اینکه جای کار برای فعالیت‌های تبلیغی توسط شیعیان در اروپا بسیار است، گفت: شیعیان در اروپا هنوز به نحو شایسته‌ای ابراز موجودیت و هویت نکرده‌اند. اما تبلیغ همین میزان از آموزه‌های شیعه، مورد توجه و استقبال دنیای امروز قرار گرقته است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ایشان فقه اسلامی را زنده و پاسخگو دانست و درباره مسائل مستحدثه و نو گفت: تشیع در این باره جواب‌های مناسب و مقبول دنیا دارد و شریعت موجب طرد پیشرفت‌های علمی نمی‌گردد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این مرجع تقلید، حقیقت و روح اسلام را متجلی در تشیع دانست و گفت: پیشوایان و امامان شیعه فرمودند که اگر مردم محاسن کلام مملکت ما را بدانند به سوی ما گرایش می‌یابند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی افزود: حتی بدگمانی‌ای که نسبت به برخی مسلمانان در دنیا ایجاد شده به نحوی است که نزد اهل اطلاع، شیعه را از برخی فتنه‌گری‌ها و فاجعه آفرینی‌ها منزه می‌دانند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ایشان تفکر وهابیت را مبتنی بر کشتار و جنایت دانست و افزود: همه می‌دانند که مسئول خشونت و شدت عمل و قتل عام دسته جعمی و انفجارهای انتحاری که منجر به کشتار حتی در کشورهای اسلامی مانند عراق و افغانستان و دیگر نقاط می‌گردد، فرقه بی‌منطق وهابیت است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی افزود: دنیا به تدریج وهابیت را به خشونت و جنایت می‌شناسد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیت الله العظمی صافی، ولایت اهل بیت را انسان‌ساز توصیف کرد و دامه داد: به برکت ولایت اهل بیت و مضامین بلند دعاهایی مانند دعای ابو حمزه،‌ روح انسان، زنده می‌شود و از درک آن، مدد و اوج می‌گیرد. این دعاها نیاز روحی بشر و حرف همه انسان‌ها از مسلمانان تا غیر مسلمان است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;معظم له در پایان از فعالیت‌ مؤسسة شیعه شناسی در انگلیس تشکر و قدردانی کردند و از خداوند متعال برای توفیق هر چه بیشتر آنان دعا فرمودند. </description>
<pubDate>Wed, 03 Sep 2008 04:25:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خوشا بحال شیعیان که حق تعالی در قرآن مجید آنها را خیرالبریه (بهترین بندگان حق) نامیده است.</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;بسم الله الرحمن الرحیم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برخی کوردلان متعصب ما شیعیان را پیروان عبدا... بن سباء می دانند و اینطور به عوام بی خبر مشتبه می کنند که واضع لفظ شیعه عبدا...بن سباء یهودی بوده و این نام و این فرقه بعد از عثمان بوجود آمده و طرفدارانی پیدا کرده...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا واقعیت هم اینطور است؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما در اینجا به یاری خدا در صددیم تا ثابت کنیم واضع لفظ شیعه شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله بوده و این نام مقدس را آنحضرت بر پیروان علی گذارده نه اینکه پس از وفاتش نامگذاری شده باشد،و حتی در زمان خود پیغمبر صحابه خاص آنحضرت را شیعه می خواندند چنانچه حافظ ابوحاتم رازی در کتاب الزینه که در تفسیر الفاظ متداوله میان ارباب علوم نوشته،می نویسد:اولین نامی که در اسلام در زمان رسول خدا به وجود آمد نام شیعه بوده است که چهار تن از صحابه دارای این لقب بودند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱-ابوذر غفاری۲-سلمان فارسی۳-مقداد ابن اسود۴-عماربن یاسر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقایان اندکی تامل کنید،چگونه ممکن است زمان پیغمبر چهار نفر از صحابه خاص بلکه محبوب خدا و پیغمبر را لقب شیعه دهند؟پس معلوم می شود که آنها از خود پیغمبر شنیده بودند که شیعیان علی اهل نجات اند،لذا خود را شیعه می دانستند و افتخار به این سمت می نمودند تا آنجائی که برملا آنها را شیعه می خواندند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چنانچه ذکر شد رسول اکرم صلی الله علیه و آله واضع لفظ شیعه بوده و شیعیان علی را ستوده و آنان را بشارت به بهشت برین داده،جالب اینجاست که بیشتر این احادیث در کتابهای معتبر حدیث و تفسیر اهل سنت آمده که برای نمونه به برخی از آنها اشاره می شود تا برادران اهل سنت ما بدانند،ما اگر پیروی از علی و آل علی می کنیم به دستور تخلف ناپذیر پیامبر که در کتابهای اهل سنت وارد شده است عمل می کنیم و اگر آنان نیز خواهان رستگاری روز جزا هستند به این صراط مستقیم الهی روی آورند و دست در دست برادران شیعه خود بگذارند و همه با هم اهل سنت واقعی گردند که بی گمان سنی واقعی تنها بر کسی اطلاق می شود که به سنت پاک پیامبر عمل کند و در آن پای بر جا بماند نه اینکه اسمی بی مسمی بر خود بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱-حافظ ابونعیم اصفهانی احمدبن عبدالله که از محدثین فخام و محققین کرام اهل سنت می باشد در کتاب معتبر حلیه الاولیاء از ابن عباس روایت می کند چون نازل شد آیات و اخبار در تشریح مقام تشیع،سوره البینه:ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه جزاوهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا رضی الله عنهم و رضوانه:آنان که ایمان آورده اند و نیکوکار شدند به حقیقت بهترین اهل عالم اند پاداش آنها نزد خدا باغهای بهشت عدن است که نهرها زیر درختانش جاری است و در آن بهشت ابد جاودان متنعم اند و خدا از آنها خشنود و آنها از خدا راضی و خشنودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رسول اکرم خطاب کرد به علی بن ابیطالب و فرمود:یا علی هو انت و شیعتک،تاتی انت و شیعتک یوم القیمه راضین مرضیین:یا علی مراد خیرالبریه در آیه شریفه توئی و شیعیان تو، بیایید در حالتی که خداوند از شما راضی و شما هم از خداوند راضی و خشنود باشید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲-ابوالموید موفق بن احمد خوارزمی در فصل هفدهم مناقب و حاکم ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله الحسکانی که از مفسرین بزرگ اهل سنت است در کتاب شواهد التنزیل فی قواعد التفصیل و محمدبن یوسف گنجی شافعی در کفایه الطالب و سبط ابن جوزی در تذکره خواص الامه فی معرفه الائمه(به حذف آیه)و منذر و مخصوصا حاکم روایت نموده که حاکم ابو عبدالله حافظ خبر داد ما را با اسناد مرفوع به یزید بن شراحیل انصاری کاتب حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب کرم الله وجهه که گفت شنیدم از آن حضرت فرمود:وقت رحلت خاتم الانبیا پشت مبارکش به سینه من بود فرمودند:یا علی الم تسمع قول الله تعالی ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیرالبریه؟هم شیعتک و موعدی و موعدکم الحوض اذا اجتمعت الامم للحساب تدعون غرا محجلین:یا علی آیا نشنیده ای آیه شریفه را(صاحبان اعمال صالحه و خیرالبریه)؟ایشان اند شیعیان تو و وعده گاه من و شما کنار حوض کوثر خواهد بود در وقتی که جمع شوند خلایق برای حساب شما را بخوانند و شما سفید رویان باشید و شما را آن روز غر محجلین ندا کنند،یعنی پیشوای سفیدرویان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳-و نیز ابن حجر در باب ۱۱ صواعق از حافظ جمال الدین محمدبن یوسف زرندی مدنی نقل نموده که چون آیه شریفه نازل گردید رسول اکرم به علی فرمود:یا علی انت و شیعتک خیرالبریه تاتی یوم القیمه انت و شیعتک راضین و مرضین و یاتی عدوک غضبانا مقمحین فقال من عدوی قال من تبرء منک و لعنک:یا علی تو و شیعیان تو خیرالبریه هستید،می آیید روز قیامت تو و شیعیان تو در حالتی که از خدا راضی و خدا هم از شما راضی است و می آیند دشمنان تو خشمناک دست هایشان به گردنشان بسته می باشد پس امیر المومنین عرض کرد کیست دشمن من فرمود کسی که بیزاری میجوید از تو و لعن می نماید تو را.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴-ابوسعید خدری در تاریخ بغداد و مجمع الزوائد هیثمی و صواعق المحرقه از ام سلمه نقل میکند که رسول خدا به علی فرمود:انت و اصحابک فی الجنه انت و شیعتک فی الجنه:یا علی تو و یارانت در بهشت هستید یاعلی تو و شیعیانت در بهشت هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵-احمد بن محمد فقیه طبری در فضایل به اسنادش از طاوس از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا به علی فرمود:لو اجتمعت الخلایق علی ولایتک لما خلق الله النار ولکن انت و شیعتک الفائزون یوم القیامه:اگر تمام آفریدگان بر ولایتت اجتماع می کردند خداوند هر گز جهنم را نمی آفرید و همانا تو و شیعیانت رستگاران روز رستاخیز هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶-در امالی از سنانی از اسدی طی روایتی از علی نقل کرده است که رسول خدا فرمود:یا علی همانا تو وصی،خلیفه،وزیر،وارث و پدر فرزندان من هستی و شیعیانت شیعیان من و دوستانت دوستان من و دشمنانت دشمنان من...خوشا بحال کسی که از تو پیروی کرد و چه بدبخت شد کسی که با تو دشمنی نمود و بی گمان فرشتگان با ولایت و محبت تو به خدای متعال نزدیک می شوند به خدا قسم یاران و دوستانت در آسمان بیشتر از زمینند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷-در مستدرک حاکم و تاریخ ابن عساکر و فصول المهمه ابن الصباغ آمده است که پیامبر فرمود:من اصل درختم و فاطمه فرعش و علی لقاحش و حسن و حسین میوه هایش و شیعیانمان برگهای آن درخت اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روایتهائی که پیامبر در آنها دستور پیروی از علی را داده و شیعیان علی را ستوده در مصادر قطعی و موثق اهل سنت متجاوز از ۱۲۰ روایت است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آیا با وجود چنین روایتهای صریح و روشنی جای ابهامی باقی می ماند؟آیا باز هم باید تاویل کرد و این روایتها را نادیده گرفت؟و اصلا جایی برای تاویل باقی مانده است؟آیا می شود از حق و حقیقت چشم پوشی کرد و پیروی از دیگران نمود؟و آیا باز هم می شود شیعیان را سرزنش کرد و آنان را رافضی نامید؟ جدا برای ما مایه تعجب است که چگونه این روایتها را با وضعیت خویش منطبق می دانند و چرا سر تسلیم و اطاعت فرود نمی آورند و چرا سخن رسول اکرم صلی الله علیه و آله را با قلبی پاک و عاری از هر کینه و تعصبی نمی پذیرند؟ چه اینکه در کتاب خدا آمده او هرگز از روی هوا و هوس سخن نمی گوید و سخنش جز وحی منزل نیست.به هر حال سخن بسیار است و درد دل فراوان...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کسانیکه پیروی از دیگران می کنید، بیدار شوید و خویشتن را از ورطه هلاکت حتمی رها سازید و به دامان پر مهر و محبت اهل بیت روی آورید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;والسلام علی من اتبع الهدی&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;افزايش چشمگير مذهب شيعه در جهان&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;DIV&gt;«و قل جاء الحق و ذهق الباطل إنّ الباطل كان ذهوقاً؛ بگو حق آمد و باطل از میان رفت، بی‌تردید باطل نابود شدنی است». (سوره اسراء، آیه 81) 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخرين آمار که از سوي پايگاه الکترونيکي «ويکي پديا» انتشار يافته، حکايت از روند روبه رشد تعداد شيعيان در سراسر جهان دارد. اين روند به ويژه از سال 2005 ميلادي و پس از آن بعد از جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژيم اشغالگر قدس، سرعت بيشتري يافت.اين در حاليست که گسترش تعاليم اين مذهب در جهان باعث شده در بسياري از کشورهاي غربي نيز تشيع گسترش يابد. به رغم تبليغات گسترده دشمنان مذهب تشيع به ويژه وهابيت عليه اين مذهب و نيز مشکلات و ضعف‌هايي که در برنامه‌هاي تبليغي شيعيان وجود داشته، آمار شيعيان روز به روز در جهان رو به افزايش است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طبق جديدترين آمار اين پايگاه الکترونيکي، حدود 90 درصد مردم ايران، 85 درصد مردم آذربايجان، 80 درصد مردم بحرين، ۶۵ درصد مردم عراق، اكثريت مردم لبنان (55 درصد)، 45 درصد مردم يمن، 35 درصد مردم پاكستان، ۳6 درصد مردم کويت، ۳6 درصد مردم قطر، 20 درصد مردم تركيه، 18 درصد مردم افغانستان، 17 درصد مردم سوريه، ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربي و 10 درصد مردم هند را شيعيان تشکيل مي‌دهند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البته ناگفته نماند به نظر مي رسد آمار ذكر شده كمي از حد واقعي پايين‌تر باشد. به عنوان مثال تعداد شيعيان عراق در آماري غير رسمي 70 درصد و تعداد شيعيان بحرين در آماري رسمي 85 درصد گزارش شده‌اند، ضمن اينكه در كشورمان نيز كه قطب كشورهاي شيعه جهان است، بعيد به نظر مي‌رسد تعداد شيعيان از 95 درصد پايين‌تر باشد. همچنين شواهد حاكي از اين است كه تعداد شيعيان افغانستان و سوريه نيز بسيار بيشتر از چيزي است كه در اين پايگاه الکترونيکي عنوان شده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شايان ذکر است در حال حاضر مطابق آمار رسمي، 15 درصد و مطابق آمار غيررسمي 20 درصد جمعيت عربستان را شيعيان تشكيل مي‌دهند، البته از لحاظ جغرافيايي 33 درصد سرزمين‌هاي اعراب سعودي در اختيار شيعيان است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تعداد شيعيان در جهان اسلام به سرعت رو به افزايش است و مطابق با آمار غير رسمي از بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به طرز عجيبي افزايش يافته است. اكثريت مطلق شيعيان، &quot;اثني عشري&quot; (12 امامي) هستند و تعداد كل شيعيان در جهان اسلام نيز در حال حاضر 25 درصد است كه اين عدد نيز با نرخ قابل توجهي در حال ازدياد است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شايان ذكر است كه آيت‌الله العظمي شيخ &quot;جعفر سبحاني&quot; نيز در مناظره مكتوبي كه با &quot;سلمان العوده&quot; از شيوخ منحرف وهابي داشته‌، به عدد 25 درصد اشاره نمود. طبيعي است يك عالم با اين عظمت در جهان اسلام هنگامي كه آماري ارائه مي‌دهد و يا مطلبي را بيان مي‌كند، با علم كامل اقدام به چنين كاري مي ورزد؛ به خصوص هنگامي كه طرف مقابل مناظره وي نيز با سكوت خود اين آمار را تاييد مي‌كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حضرت آيت‌الله العظمي بهجت نيز در يكي از بيانات چند سال پيش خود تعداد شيعيان را در جهان بيش از 400 ميليون نفر عنوان كرده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به تمام اين مسائل بايد تقيه سني‌هاي شيعه شده را كه از ترس كشته شدن توسط وهابيون و سلفي‌هاي تندرو، شيعه شدن خود را پنهان مي‌كنند نيز افزود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رشد چشمگير تشيع در جهان توسط وهابيون به خوبي احساس شده تا آنجا كه برخي از آنها در كتاب‌هاي خود به طور واضح به اين مساله اشاره كرده‌اند. دكتر &quot;عصام العماد&quot; فارغ‌التحصيل دانشگاه «امام محمد بن سعود» در رياض و شاگرد بن باز (مفتي اعظم و سابق عربستان سعودي) و امام جماعت يكي از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغان وهابيت در يمن كه پيش از شيعه شدن كتابي نيز در اثبات كفر و شرك شيعه تحت عنوان «اصله بين الاثني عشريه و فرق الغلاة» نوشته بود، با آشنايي با يكي از جوان‌هاي شيعه، با فرهنگ نوراني تشيع آشنا شد و از فرقه ضاله وهابيت دست كشيد و به مذهب شيعه مشرف شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;عصام العماد&quot; به همين مناسبت كتابي با عنوان «رحلتي من الوهابيه الي الاثني عشريه» تأليف نمود. وي در كتاب ديگر خود مي‌نويسد: با مطالعه كتاب‌هايي كه وهابيت در سال‌هاي اخير نوشته‌اند، به يقين در مي‌يابيم كه آنان احساس كرده‌اند كه تنها مذهب آينده، همان مذهب شيعه اماميه است.[1]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شيخ &quot;عبدالله الغنيمان&quot; از اساتيد وهابي دانشگاه «الجامعه الاسلاميه» مي‌گويد: وهابيون به يقين دريافته‌اند، تنها مذهبي كه در آينده، اهل سنت و وهابيت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شيعه امامي است.[2]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شيخ &quot;ربيع بن محمد&quot; از نويسندگان بزرگ سعودي وهابي نيز در يكي از كتاب‌هاي خود مي‌نويسد: آنچه باعث فزوني شگفتي من شده اين است كه برخي از برادران وهابي و فرزندان شخصيت‌هاي علمي و دانشجويان مصري كه با ما در جلسات علمي شركت مي‌كردند و برادراني كه ما به آن‌ها حسن ظن داشتيم، اخيرا به سراغ اين مسير تازه (تشيع) را پيمودند و آن تحت تاثير انقلاب ايران بوده است.[3]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شيخ &quot;محمد المغراوي&quot; از ديگر نويسندگان سرشناس وهابي مي‌گويد: با گسترش مذهب تشيع در ميان جوان‌هاي مشرق زمين، بيم آن را دارم كه اين فرهنگ در ميان جوان‌هاي مغرب زمين نيز گسترده شود.[4]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دکتر &quot;ناصر القفاري&quot; استاد دانشگاه‌هاي مدينه در يكي از كتاب‌هاي خود مي‌نويسد: اخيرا تعداد زيادي از اهل سنت به طرف مذهب شيعه گرويده‌اند و اگر كسي كتاب «عنوان المجد في تاريخ البصره و نجد» را مطالعه كند به وحشت مي‌افتد كه چگونه برخي از قبايل عربي به صورت كامل، مذهب شيعه را پذيرفته‌اند.[5]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آري، وهابيت هنگامي كه ديد چگونه عقايد محكم شيعه با كمترين تبليغات مثبت و بيشترين تبليغات منفي همه حقيقت‌جويان را مجذوب خويش ساخته است، به گونه‌اي كه حتي كساني كه در اوج خفقان يعني در دانشگاههاي رياض فارغ التحصيل شده‌اند، به اين سو كشيده مي‌شوند، حربه خود را انتساب القابي چون مشرك و كافر به شيعيان قرار داد! و هنگامي كه ديد اين حربه نيز جواب نداد، دست به ترور و قتل و خونريزي زد! اين‌‌ها همه نشان‌گر گسترش جهاني و بي‌سابقه مذهب تشيع در جهان و به خصوص در جهان اسلام است. بي شک تعاليم و آموزه‌هاي اهل‌بيت(ع) و فقه پوياي اين مذهب باعث افزايش پيروان آن شده و به تبع آن مسووليت سنگيني را بر دوش شيعيان براي نشان دادن واقعيت‌ها و حقايق و مقابله با خرافات و خرافه‌ پرستي‌ها و در نهايت اعتلاي اين مذهب که با ظهور قائم آل محمد(ص) به کمال نهايي خود خواهد رسيد، به همراه خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند فرموده:« در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته ما به ارث خواهند برد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و همچنین فرمود: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرمود که  در زمین خلافت دهد، چنان که امت های صالح پیامبران گذشته را جانشینان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیات شریفه قرآن نیز دلالت‏بر حقانیت وعده خدا وتخلف ناپذیز بودن آن دارند: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فاصبر ان وعدالله حق .شکیبا باش که وعده خدا حق است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ان الله لایخلف المیعاد .&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;به راستی که خدا خلف وعده نمی‏کند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه شب تاریک است اندکی صبر سحر نزدیک است.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;1- المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهابيين، ص 178&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2- همان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3- مقدمه كتاب «الشيعه الاماميه في ميزان الاسلام»، ص 5&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4- مقدمه كتاب «من سب الصحابه و معاويه فامه هاويه»، ص 4&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5- مقدمه كتاب «اصول مذهب الشيعه الاماميه الاثني عشريه»، ج 1، ص ۶&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Jul 2008 16:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانلود کتب مستبصرین(شیعه شدگان)</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://www.emammahdi.com/farsi/htmls/ketabkhaneh/baqdad/baqdad1.htm&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;راهی بسوی حقیقت(مناظره بسیار بسیار جالب شیعه علوی با سنی عمری).&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://al-shia.com/html/far/books/falsafe/hqiqt_gom/fehrest.htm&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;حقیقت گمشده(سنی شیعه شده).&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://al-shia.com/html/far/books/falsafe/farib/fehrest.htm&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;فریب(سنی شیعه شده).&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://funpersian1.persiangig.com/ba_nour_fateme.zip&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;با نور فاطمه هدایت شدم(سنی شیعه شده).&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.al-shia.com/html/far/books/tarikh-masom/abubak.r/&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;آیا یار غار پیامبر ابوبکر بود یا ابن بکر؟؟؟.&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://funpersian1.persiangig.com/vahabi.zip&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;وهابیت از منظر عقل و شرع.&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #3c2b00; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imamalinet.net/Iview/Per/Ghadir/Ghadir48.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;ترجمه فارسی کتاب الغدیر علامه امینی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #3c2b00; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #3c2b00; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;A href=&quot;http://www.motahari.org/asaar/books.htm&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt;کتب شهید مطری.&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.emammahdi.com/farsi/htmls/ketabkhaneh/baqdad/baqdad1.htm&quot;&gt;&lt;/A&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jul 2008 20:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اولین شهید راه ولایت</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: lime; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 552px; HEIGHT: 99px&quot; height=99 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.valiasr-aj.com/images/farsinew/01/up_fatemeyeh.gif&quot; width=563 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: lime; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زهرا&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; :عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زمانی که پیامبر امام علی را به عنوان وصی خود در غدیرخم معرفی فرمودند،میدانستند که سند کشته شدن دختر گرامی خود را امضا میکند.پس از فوت پیامبر،زمانی که علی در گیر مراسم تدفین پیامبربودند،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;منافقین به دنبال تعیین جانشین برای پیامبر بودند و سرانجام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بدون دخالت رأی عموم مردم و بدون توجه به وصیت پیامبر، اولی را به عنوان خلیفه انتخاب کردند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حضرت علی شبانه پیامبر را به خاک سپرد و پس از آن نیز خانه نشینی را شروع کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 10pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;این شرایط ،شرایط بسیار سختی برای امام علی بود زیرا اگر از خانه بیرون می آمد باید با منافقین بیعت می کرد و یا باید با آنان میجنگید و کشته میشد که در این صورت فاتحه اسلام خوانده میشد و اگر هم در خانه می ماند...&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Jun 2008 21:29:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فراعنه بنی امیه و تلاش برای گمنام کردن یاد علی(ع)</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;بني اميه خوب مي دانستند مشهور شدن علي و فرزندانش و آشكار شدن خوبيهايشان باعث هلاكت آنها و مسلط شدن حكم قرآن بر آنهاست كه آن را به دور انداخته بودند و الا دست به اين همه جنايت نمي زدند.آنها در پنهان داشتن فضائل اهل بيت عليهم السلام كوشيدند وبه آن حريص بودند و مردم را وادار به كتمان آن و پرده پوشي بر آن مي نمودند. آنان هشتاد سال سلطنت داشتند و در اين مدت براي گمنام كردن ياد علي و فرزندانش و خاموش نمودن نورش از هيچ كوششي فرو گذار نكردند.فضائل و مناقب و سوابق او را كتمان كرده و مردم را وادار به دشنام و بدگوئي و لعن حضرتش مينمودند.پيوسته از شمشيرهايشان خون شيعيان علي بن ابيطالب و اهل بيت پاكش مي چكيد .عده شيعيان كم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ليكن دشمنانشان زياد بودند و لذا يا به قتل ميرسيدند و يا اسير ميشدند و يا تبعيدي و فراري بودند و يا مخفيانه و با ترس زندگي مي كردند،آنگاه همه دستجات در از بين بردن فضائلش بسيج شدند و كوشيدند و براي اينكار به نيرنگ ها و تاويلات دست يازيدند و آنان يا خارج &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از دين بوده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و يا از دشمنان كينه توزش و يا از كساني بودند كه امر بر آنان مشتبه شده و يا تازه به دوران رسيده لجباز و معاند بودند كه فضائل او را قبول نداشته و رد ميكردند و گاهي معتزلي بودند كه با علم به شبه هاي مخالفين باز هم به حيله هائي براي باطل كردن مناقبش دست ميزدند و فضائل مشهورش را كه بطلان و انكار در آنها راه نداشت تاويل ميكردند گاهي تاويلي دور از ذهن و غير قابل قبول و گاهي با قياسي غلط مي خواستند قدر آنحضرت را پائين آوردند.و تحقيقا همه مردم مي دانند كه قدر ت حكومت و سلطنت در اختيار آنها بود ونيز همه از عظمت ومنزلت شيوخ و علما و فرماندهان آنها آگاهند كه چگونه گفتارشان آشكار و قدرتشان بر همه چيره بود و ترس و تقيه اي هم نداشتند و هرچه مي خواستند مي گفتند و كسي جرات نقد و ايراد را هم نداشت.تا جائيكه نوزادي را كه نامش علي بود مي كشتند اگر محدثي مي خواست حديثي از امام علي نقل كند نام او را نميبرد و به كنايه مي گفت مردي از قريش چنين گفت،مردي از قريش چنين كرد.اما همه اين نقشه ها و اين دشمنيها جز آنكه بر عظمت و رفعت حضرتش بيفزايد و نورانيت او را واضحتر نمايد نتيجه ديگري نداد زيرا خدا نخواست كه فضايل علي و اولادش مخفي بماند بلكه چنين اراده كرده بود كه امر او و فرزندانش روز به روز روشن تر و درخشان تر و محبتشان در دلها فراوان تر و شديدتر و ياد آنان منتشر تر و زيادتر و برهانشان واضحتر و قويتر و فضلشان آشكار تر و شانشان برتر و قدرتشان عظيم تر و دشمنانشان خوارتر،تا آنجا كه تمام اهانتهاي دشمنان به آنها عامل عزتشان و ميراندن يادشان باعث زنده شدنشان گرديد و آنچه كه از شر و بدي نسبت به آنحضرت و شيعيانش اراده كرده بودند به خير وخوبي مبدل گشت و لذا آنقدر از فضايل و خصايص و امتيازات آنحضرت به ما رسيد كه احدي بر او پيشي نجست و كسي با او مساوي نگشت.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 03:36:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صدیق اکبر و فاروق اعظم از القاب کیست؟</title>
<link>http://efshaye.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=PostBody dir=rtl&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما طبق منابع خود اهل سنت ثابت میکنیم که این القاب خاص امیرمومنان علی است &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با اینحال اهل سنت اصرار دارند این القاب را به شیخین خود(ابوبکر و عمر) بدهند.!&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حتى يك حديث صحيحى كه پيامبر ـ صلى الله عليه و آله و سلّم، ابوبكر را صديق خوانده، و يا عمر، را فاروق خوانده باشد نداريم، و آنچه آمده راجع به حضرت على علیه السلام است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چنانچه طبرى مى گويد قال علی بن ابی طالب: أنا عبدالله واخو رسوله وأنا الصدّيق الأكبر. لا يقولها بعدي الا كاذب مفتر، صليت مع رسول الله ـ صلى الله عليه و سلّم ـ قبل الناس بسبع سنين»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;« من بنده ی خدا و برادر رسول اویم ، و من صدّیق اکبر هستم ، این ادّعا را بعد من به جز دروغگو و افترا زننده نمی کند ، همانا من هفت سال قبل از مردم نماز به جای آوردم ».&lt;BR&gt;حاکم نیشابوری : المستدرک علی الصحیحین ، ج 3 ، ص 121 ، ح 4584&lt;BR&gt;نسائی : السنن الکبری ، ج 5 ، ص 107 ، ح 8395 &lt;BR&gt;خصائص امیر المومنین (ع) ص 25 ، ح7&lt;BR&gt;ابن ماجه : سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 44 ، ح 120&lt;BR&gt;ابن ابی شیبه : المصنّف ، ج 12 ، ص 65 ، ح 12133 &lt;BR&gt;ابن ابی عاصم : السنّة ، ص 584 ، ح 1324 &lt;BR&gt;ابونعیم : معرفة الصحابة ، ج 1 ، ص 301 )&lt;BR&gt;طبری : تاریخ الامم و الملوک ، ج 2 ، ص 310 &lt;BR&gt;ابن اثیر : الکامل فی التاریخ ، ج 1 ، ص 484 &lt;BR&gt;محب الدین طبری : الریاض النضرة ، ج 3 ، ص 96 ، و 100 و 111&lt;BR&gt;حمّوئی : فرائد السمطین ، ج 1 ، ص 248 ، ح 192 &lt;BR&gt;ابن سعد : الطبقات الکبری ، ج 2 ، ص 60 ، رقم 315 &lt;BR&gt;شعرانی : طبقات الشعرانی ، ج 2 ، ص 55 &lt;BR&gt;متّقی هندی : کنز العمال ، ج 13 ، ص 122 ، ح 36389 &lt;BR&gt;ابن ابی الحدید : شرح نهج البلاغه ، ج 13 ، ص 200 ، خطبه 238 &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ابن مردويه اصفهاني در مناقبش ؛ فخررازي ، آلوسي ، أبو حيان و جلال الدين سيوطي در تفسيرشان و نيز متقي هندي در كنز العمال ، مناوي در فيض القدير و ... نقل كرده‌اند كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود :&quot; الصديقون ثلاثة : حبيب النجار مؤمن آل ياسين ، وحزبيل مؤمن آل فرعون ، وعلي بن أبي طالب الثالث ، وهو أفضلهم . &lt;BR&gt;تا اینجا فهمیدیم که صدیق اکبر از القاب کیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حال ببینیم فاروق اعظم لقب کیست و چه كسي آن را به عمر داده است؟ و آیا این لقب بزرگ(شکافنده حق و باطل) واقعا برای عمر است یا برای کس دیگریست و او هم مانند ابوبکر از یک نفر دیگر وام گرفته!!؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;براستي كه این ادعا و این لقب برای عمر ابن خطاب به قدری مضحک و مسخره است که ارزش جواب دادن را هم ندارد با این حال ما به این سوال هم جواب میدهیم و قضاوت را به عهده خوانندگان میگذاریم تا آنها خود تعیین نمایند که واقعا این لقب مستحق کیست علی (باب علم نبی و حلال مشکلات خلفا) یا عمر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;برخی از علمای اهل سنت نظیر محمد بن سعد در الطبقات الكبري ، ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق ، ابن اثير در اسد الغابة و محمد بن جرير طبري در تاريخش مي‌نويسند : &lt;BR&gt;قال بن شهاب بلغنا أن أهل الكتاب كانوا أول من قال لعمر الفاروق وكان المسلمون يأثرون ذلك من قولهم ولم يبلغنا أن رسول الله(ص) ذكر من ذلك شيئا.!!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B style=&quot;mso-ansi-font-weight: normal&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Arial; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;يعني ابن شهاب ميگويد : اين گونه به ما رسيده است كه اهل كتاب نخستين كساني بودند كه به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان از سخن آن‌ها متأثر &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B style=&quot;mso-ansi-font-weight: normal&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Arial; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شدند و اين لقب را در باره عمر استعمال كردند &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B style=&quot;mso-ansi-font-weight: normal&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Arial; mso-ascii-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و از پيامبر اسلام هيچ مطلبي در اين باره به ما نرسيده است.!!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عمر بسيار كُند ذهن و ديرفهم بود، و تنها سوره بقره را طى دوازده سال تلاش فرا گرفت و به شكرانه اين پيروزى، يك شتر قربانى كرد.امام ذهبى مى گويد: قال ابن عمر: تعلّم عمر البقرة في اثنتي عشرة سنة، فلمّا تعلّمها نحر جزوراً.و همچنين درباره آيه كلالة، انرا درك نمى كرد و طبق نقل جصاص و سيوطى: كان عمر لم يفهم...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام نسائى چنين روايت مى كند: «كنا عند عمر فأتاه رجل، فقال: يا أمير رُبّما نمكُثُ الشهر والشهرين ولا نجد الماء؟ فقال عمر: أمّا أنا فاذا لم أجد الماء لم أكن لأُصلي حتى أجدَ الماء...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عمر حتی در دوران خلافتش حكم تيمم را نمى دانست و اگر كسى از او مى پرسيد در صورت جنابت و نبودن آب تكليف چيست؟ در جواب مى گفت: نماز را ترك كن تا آب پيدا شود! و اگر تا دو ماه هم آب نمى يافت نماز نمى خواند.&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;mso-special-character: line-break&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: maroon&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و در همه مشکلات ، این ابوالحسن علی باب علم نبی بود که به فریادش میرسید ومشکلش را حل میکرد چنانکه خود او بیش از هفتاد بار اعتراف کرد: اگر علی نبود من هلاک میشدم.!حال خوانندگان عزیز با در نظر گرفتن احاديث ذيل خود قضاوت کنند که لقب فاروق اعظم برای کیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;احادیث رسول الله در مورد فاروق اعظم و صدیق اکبر بودن امام علی علیه السلام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; به سند از بزرگان اهل سنت: محمد بن طلحه شافعی در مطالب السؤل، طبری در کبیر، بیهقی در سنن و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابن عباس، سلمان، ابیذر و حذیفه نقل می‏نمایند که رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با دست، اشاره به علی بن ابی طالب نمود و فرمود: «ان هذا اول من آمن بی و اول من یصافحنی یوم القیامة و هذا الصدیق الاکبر و هذا فاروق هذه الامة یفرق بین الحق و الباطل»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همانا علی نخستین کسی است که به من ایمان آورد و اول کسی بود که در روز قیامت با من مصافحه می کند علی، صدیق اکبر و فاروق این امّت و جداکننده حق از باطل است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تا اينجا طبق كتب خود اهل سنت ثابت كرديم كه صديق اكبر و فاروق اعظم از القاب اميرالمومنين علي عليه السلام است و این ادّعا را به غير از او جز دروغگو و افترا زننده نمی کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حال دو حديث هم از كتب شيعيان در اين مورد مي آوريم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;I&gt;المراجعات&lt;/I&gt; می نویسد پیامبر (ص) با دست مبارک خود به حضرت علی (ع) اشاره نمودند، وفرمودند: &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #003300&quot;&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #003300; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ان هذا اول من آمن بی واول مِن یصافحنی یوم القیامة الصدیق الاکبرو هذا فاروق هذه الامّه،یفرح بین الحق من الباطل و هذا یعسوب المؤمنین...&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #003300; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همانا علی نخستین کسی است که به من ایمان آورد و اول کسی بود که در روز قیامت با من مصافحه می کند علی، صدیق اکبرو فاروق این امّت است جداکننده حق از باطل و پیشوای اهل ایمان است...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مرحوم صدوق رضوان اللّه‏عليه در كتاب عيون اخبار الرضا از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل ميكند که خطاب به امام علی علیهالسلم فرمودند&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;:&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-ascii-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-ascii-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ای علی، تو حجت خدایی، تو باب خدایی، تو راه به سوی خدایی، تویی نبأ عظیم &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-ascii-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;(آن خبر بزرگ)، تویی صراط مستقیم (راه راست)، تویی مَثَل اعلی (نمونه برتر). ای علی، تو امام مسلمانان و امیرمؤمنان و بهترین اوصیا و سرور صدّیقانی.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-ascii-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;B Koodak&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; ای علی،&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot; color=#000000&gt; تویی فاروق اعظم&lt;/FONT&gt;(که میان حق و باطل به خوبی فرق می‏نهی)&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ff00&quot;&gt;تویی صدّیق اکبر&lt;/FONT&gt;. ای علی، تو جانشین من بر امّتم و پرداخت کننده دَینم، و انجام دهنده وعده‏های من هستی. ای علی، تو پس از من مظلوم واقع خواهی شد. ای علی، تو پس از من تنها می‏مانی و همه از تو جدا می‏شوند. ای علی، تو پس از من محجور (و محروم از حق خود) می‏مانی؛ خدای متعال و حاضران از امتم را گواه می‏گیرم که هواداران تو هواداران منند، و هواداران من هواداران خدایند و هواداران دشمنانت هواداران شیطانند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;لقب «صديق» مخصوص امير المؤمنين است و هر آن‌چه اهل سنت از زبان پيامبر اسلام در باره ابوبكر نقل كرده‌اند،ساخته و پرداخته ديگران است ؛ همان طور كه لقب «فاروق» نيز از آنِ امير المؤمنين بوده و اهل كتاب آن را به خليفه دوم هديه كرده‌اند.!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Apr 2008 12:47:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=efshaye&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>efshaye</dc:creator>
<guid>http://efshaye.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
